در حال دریافت اطلاعات

لطفا منتظر بمانید!

اسناد مشابه

281- گروگان­ ها و سیاست داخلی ایران

واقعه تسخیر لانه جاسوسی و ابعاد آن؛ تحلیل شرایط داخلی ایران و انقلاب اسلامی؛

281- گروگان­ ها و سیاست داخلی ایران

58- دستیابی به اسناد در تهران

اسناد خارجی؛ واقعه تسخیر لانه جاسوسی و ابعاد آن؛ روابط خارجی ایالات متحده آمریکا؛

58- دستیابی به اسناد در تهران

38- تحلیل تقابل اقتصادی ایران و آمریکا و تاثیر تحریم های آمریکا بر اقتصاد ایران

تحلیل شرایط داخلی ایران و انقلاب اسلامی؛

38- تحلیل تقابل اقتصادی ایران و آمریکا و تاثیر تحریم های آمریکا بر اقتصاد ایران

186- دیدگاه‌های سازمان سیا درباره آزادی گروگان‌ها

شرایط سیاسی داخل آمریکا؛ عملیات نجات گروگان ها؛

186- دیدگاه‌های سازمان سیا درباره آزادی گروگان‌ها

359 - تحلیل در مورد دیدگاه ایران نسبت به مذاکره با آمریکا

تحلیل شرایط داخلی ایران و انقلاب اسلامی؛ ارتباط آمریکا با مقامات ایرانی؛

359 - تحلیل در مورد دیدگاه ایران نسبت به مذاکره با آمریکا

56- بررسی شرایط گروگان گیری

واقعه تسخیر لانه جاسوسی و ابعاد آن؛

56- بررسی شرایط گروگان گیری

130- بررسی شرایط داخلی ایران

تحلیل شرایط داخلی ایران و انقلاب اسلامی؛

130- بررسی شرایط داخلی ایران

96- تحلیل انقلاب ایران

تحلیل شرایط داخلی ایران و انقلاب اسلامی؛

96- تحلیل انقلاب ایران

46- بررسی اقدامات احتمالی ایران در قبال گروگان ها

واقعه تسخیر لانه جاسوسی و ابعاد آن؛

46- بررسی اقدامات احتمالی ایران در قبال گروگان ها

8- جلسه شورای امنیت ملّی آمریکا برای بررسی تسخیر سفارتخانه در تهران

واقعه تسخیر لانه جاسوسی و ابعاد آن؛

8- جلسه شورای امنیت ملّی آمریکا برای بررسی تسخیر سفارتخانه در تهران

موارد مرتبط

مورد مرتبطی یافت نشد!
سند شماره

4- تحلیل جریان گروگان گیری برای برژینسکی

موضوع سند

متن سند

یادداشت گری سیک از کارکنان شورای امنیت ملی برای مشاور امنیت ملی رئیسجمهور (برژینسکی)[1]

واشنگتن، 5 نوامبر 1979

 

موضوع: ایران

سیاستهای داخلی ایران مذاکرات دربارۀ گروگان‌گیری را بهشدت پیچیده کرده است. اختلافنظر در دولت، بین سران مذهبی از یک‌سو ـ به رهبری خمینی و هوادارانش در قم که در قالب کمیتههای دینی و پاسداران انقلابی فعالیت میکنند ـ و نیروهای سکولار و میانهروتر بازرگان، یزدی و دیگران ازسوی دیگر وجود دارد.

ما شواهد متعددی در اختیار داریم که بازرگان و همراهانش روزبهروز بیشتر از ناتوانی خود برای تأثیرگذاری بر خمینی آگاه میشدند؛ درنتیجه به نظر میرسد که آن‌ها تصمیم گرفتند تا یک رابطۀ کاری نزدیک با ما در مسائل امنیتی داشته باشند. حدس من این است که آن‌ها به توانایی بالای سیا باور دارند و خواهان این هستند که درصورت جدایی آشکار از خمینی، سازمان در کنارشان باشد. آن‌ها میدانند که تقریباً تمامی جایگاهشان به خمینی وابسته است؛ بنابراین به‌دنبال ایجاد ائتلاف و برخورداری مخفیانه از حمایت ما هستند تا درصورت اخراج، پناهگاهی داشته باشند.

این مسئله میل به دیدار با ما و انجام گفت‌وگوی منطقی درمورد مشکلات دو طرف را نشان میدهد، اما این رویکرد (همان‌‌طور که انتقادات اخیر از آن‌ها برای ملاقات با شما نشان میدهد)،[2] سبب میشود که خمینی بیشتر به آن‌ها مظنون شود.

کسی که بیشتر تابستان را در قم سپری کرده است. (دوست بیل میلر، حائری) میگوید که خمینی غیر از پسرش به شخص دیگری اطمینان ندارد. او حاضر است تا از افرادی مانند بازرگان، یزدی، چمران و دیگران استفاده کند، اما اگر اهدافش اقتضای چنین کاری را داشته باشد، هیچ ابایی ندارد از اینکه آن‌ها را به زیر افکند.

شرایط کنونی میتواند نقطهای بحرانی در این رقابت باشد. یزدی مسئولیت تلاش برای آزادی گروگانها را به عهده گرفته است. او برای ما با قم میانجیگری کرده است و به بروس لینگن اجازه داده است تا در وزارت امور خارجه بماند.

لینگن بیشتر طول روز گذشته را در دفتر یزدی سپری کرد و به‌صورت دائم از تلفن وی برای ردوبدل پیام با واشنگتن استفاده نمود. در همین زمان، یزدی و بازرگان به‌خاطر دیدار با شما، بدون کسب اجازه از آیت‌الله، مورد هجمۀ رسانهها قرار گرفتند و لحن گفتار شخصیتهای برجستۀ دینی مانند بهشتی درحال ترسیم یک تمایز تهدیدآمیز بین «زبان انقلاب»، یعنی دانشجویان و «زبان دیپلماسی» بوده است؛ ازاین‌رو، یزدی در موقعیتی غیرممکن قرار گرفته است، مسئله‌ای که ممکن است به قیمت ازدست‌رفتن جایگاه شغلیاش تمام شود.

حضور شاه در اینجا کمک شایانی به خمینی میکند. مانند آگوست، زمانی که او جمعیت را علیه کردها سازماندهی کرد تا بدین‌وسیله بخت روبه‌زوال خود را احیا کند. این کار نیز فرصتی برای او فراهم میآورد تا مردم را علیه نمادی که موردتنفر همگان است متحد سازد.

این مسئله آن‌ها را به «روزهای خوب گذشتۀ» سال قبل برمیگرداند؛ زمانی که آن‌ها همگی بر مسئله‌ای اتفاقنظر داشتند. مادامی که شاه اینجاست ـ یا احتمالاً تا زمانی که شاه زنده است ـ خمینی از آن بهره میبرد. باتوجه‌به اینکه شاه در اختیار است و اینکه نیاز خمینی برای حفظ قدرت، بر هر منفعتی که او ممکن است از همکاری با ما به دست بیاورد، میچربد (دستکم در ذهن وی). میتوان گفت که چرخشی در سیاستهای ما باید رخ بدهد.

ما برای توسعۀ روابط حسنه با دولت ایران، به‌عنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت، تلاشی محسوس داشتیم. دستکم در انظار عمومی میتوانیم به این کار ادامه بدهیم، اما بایستی این توهم را کنار بگذاریم که چنین اقدامی منتج به نتیجه خواهد شد.

 در غیر این صورت، باید توازن تلاشهای خود را به‌سمت برقراری رابطه با رهبری سکولار و نیز سایر مخالفین خمینی معطوف کنیم تا خودمان را تثبیت نماییم، امکانی برای یک دولت بعدی فراهم آوریم و همچنین در سریعترین زمان ممکن به حکومت خمینی پایان دهیم. هرچقدر خمینی بیشتر در قدرت بماند، برای ما و ایران بدتر خواهد بود.

[یک پاراگراف (سه خط) از طبقهبندی خارج نشده است.]

در این اثنا، خمینی از گروگانها برای اغراض سیاسی خود استفاده میکند. ما باید با استفاده از بسیج تمامی منابع، به تلاش برای متقاعدساختن وی مبنی‌بر اینکه این یک بازی ازپیش‌باخته است، ادامه دهیم.

هنوز یک فرستادۀ ویژه، به‌عنوان یک ابتکار بسیار مفید از سمت ما، به ذهن من خطور میکند. من گمان میکنم (بیل میلر نیز موافق است) که وقتی خمینی به مقصود خود برسد، گروگانها را آزاد خواهد کرد. متأسفانه، کانال اصلی ما ـ یزدی ـ مؤثرترین راه برای فهماندن پیامهای ما به آیت‌الله نیست و اگر بیش از حد این مسیر را مورد استفاده قرار دهیم، تنها نتیجۀ آن اخراج یزدی، بازرگان و سایر دوستان احتمالی ما خواهد بود.

 



[1]. Carter Library, National Security Affairs, Staff Material, Middle East File, Box 30, Subject File, Iran 11/1/79–11/10/79. Secret.

[2]. اشاره دارد به دیدار برژینسکی با بازرگان و یزدی در الجزیره، اول نوامبر. متن گفت‌وگوها در صف انتشار است در:

Foreign Relations of the United States, 1977–1980, Vol. X, Iran: Revolution, January 1977–November 1979.

تصاویر
CAPTCHA