در حال دریافت اطلاعات

لطفا منتظر بمانید!

سند شماره

242- پیام سفیر سوئیس در ایران (لانگ) برای وزارت امور خارجه در خصوص دیدگاه امام پیرامون انتقال قدرت

موضوع سند

متن سند

پیام سفیر سوئیس در ایران (لانگ) برای وزارت امور خارجه[1]

تهران، 5 آوریل 1980

 

2. آخرین برگ بازی رو شده است. «ب» که به‌تازگی از پاریس برگشته است، قبل‌از دیدار با قطب‌زاده (11:30) با من ملاقات کرد. او راهبرد کنونی را با من به اشتراک گذاشت.

1.2. قرار است یک دیدار «خانوادگی» با حضور امام، بنی‌صدر، هیئتی از شورای انقلاب و دانشجویان برگزار شود. نتایج به‌زودی مشخص خواهد شد. «ب» نظریۀ جالبی دارد: امام با توجه به تنفرش از آمریکایی‌ها، خواستار تحقیر آن‌هاست. این قضیه نسبت‌به بنی‌صدر صادق نیست. امام مانند یک فرش‌فروش ایرانی، معتقد است که می‌تواند تا ابد بر آمریکا فشار وارد آورد؛ چراکه او میانه‌روی آمریکا را ضعف تفسیر می‌کند. او برخلاف بنی‌صدر آسیبی را که تحریم‌ها ایجاد می‌کنند، درک نمی‌کند. به‌شکلی متناقض، امام به نظر نمی‌رسد که با انتقال قدرت مخالف باشد، ولی می‌خواهد که بنی‌صدر و سران رهبری خود، این کار را انجام دهند و بلوغ و قدرت خویش را با نشان‌دادن اینکه آن‌ها درحال ادارۀ کشور به‌شکلی مؤثر هستند، اظهار نمایند.

 اگر بنی‌صدر خود را به مثابۀ یک رئیس‌جمهور واقعی نشان دهد، خرسند خواهد شد (در اینجا تناقضی وجود دارد؛ چراکه اگر او بیش از حد محبوب یا بانفوذ گردد، امام ناراحت می‌شود). بنی‌صدر مشغول چه کاری است؟ بی‌شک حسن‌نیت دارد، ولی شجاعتی ندارد. بنی‌صدر تحت‌تأثیر این «هراس بزرگ» است که اگر اقدامی بکند، امام با سخنرانی که در آن تبحر دارد، تمام این اقدام (انتقال) یا آزادی گروگان‌ها را تضمین نمی‌کند یا کاملاً تضمین نمی‌کند و درنتیجه، سبب تحریک افکارعمومی می‌شود و سبب ازدست‌رفتن ریاست‌جمهوری او می‌گردد که او از همه بیشتر برایش ارزش قائل است؛ بنابراین ترس بنی‌صدر از خنجرخوردن از پشت است.

2.2. ازاین‌رو اگر نتایج رایزنی با امام منفی یا بدون نتیجه باشد، چه اقدامی باید کرد؟ آقای «و»، «ب» و نیز قطب‌زاده گزینه‌های زیر را مدنظر دارند.

3.2. مدیر کاپوچی تازه به همراه «ب» از راه رسیده است. او شاید بهترین فرد در روی زمین است و نیز شاید بیشترین ظرفیت را برای اقناع دارد؛ چراکه «درگیر ماجرا» نیست. کاپوچی یک فرد دین‌دار فلسطینی است که دانشجویان نگاه مثبتی به او دارند.[2] امام نیز نظر مثبتی به او دارد. او می‌داند اسیربودن به چه معناست و از همه مهم‌تر، باهوش و اندیشمند است.

او می‌تواند به امام بفهماند که روند امور برای ایران به‌اندازۀ آمریکا هزینه‌ساز است و حتی احتمال دارد که بیشتر نیز بشود. اینکه ایرانی‌های زیادی به‌خاطر این موضوع از دنیا رفته‌‌اند و یا درحال مرگ هستند (به‌دلیل نبود قطعات یدکی برای بالگردها، خوزستان، تجهیزات پزشکی و...) و در پایان، اینکه ایران به‌‌اندازۀ کافی در این مقطع امتیاز به دست آورده است و احتمال دارد بیشتر از آنچه را به دست آورده است، از دست بدهد.

4.2. به‌عنوان آخرین گزینه، اگر لازم شود، قطب‌زاده به دیدار امام می‌رود و از همۀ اعتبار خود استفاده می‌کند؛ چراکه او فرزند موردعلاقۀ امام است.

3. «ب» از اینکه من هیچ پیغامی از کارتر برای بنی‌صدر ندارم، تعجب کرد. او من را ترک کرد؛ درحالی‌که متقاعد شده بود که قرار است چند دقیقۀ دیگر پیامی دریافت کند. موضوع ارسال پیام است که باید نشان دهد که ضرب‌الاجل روز دوشنبه (7 آوریل) به‌عنوان کمکی برای بنی‌صدر تلقی شده است و نباید نشانه‌ای از ضعف قلمداد گردد و اینکه اجرای فوری تحریم‌ها، درصورتی‌که قضیه ظرف فلان تعداد ساعات آتی مرتفع نگردد، اتفاق خواهد افتاد. برداشت من دقیق نیست، ولی امیدوار هستم که این ایده درست باشد. آیا من از 180.3 شما باید این‌گونه برداشت کنم که کارتر تصمیم گرفته است که این کار را انجام ندهد یا اینکه ارتباط بین «ب» و وزارت امور خارجه، مربوط به آینده است و باید پیش‌بینی صورت بگیرد؟[3]

4. تیلور[4] از رویترز با من تماس گرفت تا بگوید دعای امروز صبح در مسجد، در مخالفت با انتقال است.

5. من همچنان با «ب» و آقای «و» در تماس هستم و به دیدار رئیس‌جمهور نیز خواهم رفت.

لانگ


[1]. Carter Library, National Security Affairs, Brzezinski Material, Country File, Box 6, Iran 4/1/80–4/18/80.

آرون در یادداشت 5 آوریل برای کارتر نوشت: «به پیوست، آخرین پیام از سوئیس قابل‌مشاهده است. سایروس از من خواست تا آن را برای شما ارسال کنم.»

 

[2]. کارتر در خاطرات خود آورده است که کاپوچی مورد پذیرش دانشجویان بود؛ «چراکه در اسرائیل به جرم قاچاق سلاح برای فلسطینیان محکوم شده بود».

Carter, Keeping Faith, p505.

همان‌گونه که در تلگرام 8450 ارسالی از رم به تاریخ 30 مارس آمده است، ایالات متحده روز 29 مارس با کاپوچی تماس گرفت تا دربارۀ سفر به تهران برای ملاقات با گروگان‌ها در هفتۀ عید‌ پاک گفت‌وگو کند. او موافقت کرد که نه‌تنها برای ارائۀ خدمات نیایش مسیحی، بلکه برای گفت‌وگو با چهره‌های کلیدی ایران سفر کند «تا بدین‌ترتیب، امکان‌ آزادی گروگان‌ها را بررسی نماید.»

Department of State, Records of David D. Newsom, Under Secretary of State for Political Affairs, Subject Files, 1978–1981, Lot 81D154, Iran NODIS Cables Mar 1980.

 

[3]. اطلاعات بیشتری از این پیام یافت نگردید. کارتر در خاطرات شخصی خود می‌نویسد: «بورگه، ویلالون و لانگ همگی با هرگونه توضیح بیشتر دربارۀ موضع ایالات متحده یا تضمین بیشتر« به ایرانی‌ها، مخالفت کردند.»

Carter, Keeping Faith, p505.

 

[4]. Taylor

منبع: - جلد - صفحه
تصاویر
آلمان آمریکا آینده انقلاب آینده ایران اروپا اسرائیل اسلام اسناد لانه جاسوسی اشغال ایران اقدام سیاسی امام خمینی انتخابات انقلاب ایران انگلستان اویسی ایالات متحده ایران بحران گروگان گیری بحران گروگانگیری بحزان گروگانگیری براندازی برژینسکی بنی ­صدر بنی صدر بنی­ صدر تحریم تحلیل تسخیر سفارت تهران جبهه ملی جمهوری اسلامی جهان عرب جیمی کارتر حزب توده حمله به ایران حمله نظامی حمله نظامی به ایران خاورمیانه خلیج فارس داخل ایران دسپلماسی دولت موقت دیپلماسی رابطه ایران و آمریکا روابط خارجی ریچارد کاتم سازمان سیا سازمان ملل سحابی سرهنگ غلام­علی اویسی سفارت سوئد سوئیس سیاست سیاست خارجی سیاست داخلی سیاست منطقه ای سیاست های منطقه ای شاه شاپور بختیار شریعتمداری شورای امنیت شورای انقلاب شوروی صدو انقلاب ضد انقلاب ضدانقلاب طبس عملکرد ایران عملیات نجات عملیات نظامی ـمریکا فرانسه فروپاشی فشار اقتصادی فشار بر ایران فشار به ایران فشار سیاسی فشارهای اقتصادی فلسطین قطب زاده مداخله نظامی مذاکرات صلح مذاکره معاهده 1921 مقابله با شوروی نجات گروگان ها نفوذ وشعیت کشور وضعیت کشور وضعیت گشور پهلوی کاخ سفید کودتا گروگان ها گروگان گیری گروگانها گروگانگیری گروگنگیری گزارش