در حال دریافت اطلاعات

لطفا منتظر بمانید!

اسناد مشابه

205- گزارش مرکز ملّی ارزیابی خارجی در مورد صدور انقلاب

تحلیل شرایط داخلی ایران و انقلاب اسلامی؛ شخصیت های انقلاب اسلامی ایران؛

205- گزارش مرکز ملّی ارزیابی خارجی در مورد صدور انقلاب

168- شرایط مذاکره با ایران

واقعه تسخیر لانه جاسوسی و ابعاد آن؛ تحلیل شرایط داخلی ایران و انقلاب اسلامی؛ ارتباط آمریکا با مقامات ایرانی؛

168- شرایط مذاکره با ایران

245- برنامه ریزی برای خاتمه دادن به گروگان گیری

واقعه تسخیر لانه جاسوسی و ابعاد آن؛ عملیات نجات گروگان ها؛

245- برنامه ریزی برای خاتمه دادن به گروگان گیری

332- راهبرد برای مرحله جدید در ایران

تحلیل شرایط داخلی ایران و انقلاب اسلامی؛ تحریم ایران؛ کودتا و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران؛

332- راهبرد برای مرحله جدید در ایران

217- گزارش برنامه های نجات گروگان ها

عملیات نجات گروگان ها؛

217- گزارش برنامه های نجات گروگان ها

287- فعالیت بین المللی برای آزادی گروگان ها

واقعه تسخیر لانه جاسوسی و ابعاد آن؛ روابط خارجی ایالات متحده آمریکا؛

287- فعالیت بین المللی برای آزادی گروگان ها

8- جلسه شورای امنیت ملّی آمریکا برای بررسی تسخیر سفارتخانه در تهران

واقعه تسخیر لانه جاسوسی و ابعاد آن؛

8- جلسه شورای امنیت ملّی آمریکا برای بررسی تسخیر سفارتخانه در تهران

299- گفتگو برای آزادی گروگان ها

واقعه تسخیر لانه جاسوسی و ابعاد آن؛

299- گفتگو برای آزادی گروگان ها

95- تحریم بین المللی ایران

تحریم ایران؛

95- تحریم بین المللی ایران

273- راهبرد دیپلماتیک درقبال ایران ـ دوران پیش رو

کودتا و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران؛ شرایط سیاسی آمریکا در خاورمیانه؛ ارتباط آمریکا با مقامات ایرانی؛ روابط خارجی ایالات متحده آمریکا؛

273- راهبرد دیپلماتیک درقبال ایران ـ دوران پیش رو

موارد مرتبط

مورد مرتبطی یافت نشد!
سند شماره

345- نامۀ اداره‌کنندۀ اطلاعات مرکزی (ترنر) برای رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح

موضوع سند

متن سند

نامۀ اداره‌کنندۀ اطلاعات مرکزی (ترنر) برای رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح (جونز)[1]

واشنگتن، 21 آگوست 1980

 

دیوید!

وقتی هالووی و گروهش از من درخواست حمایت کردند، من به‌سرعت موافقت کردم و تصور می‌کردم که گزارش نهایی[2] برآوردی سودمند و هدفمند باشد. من درخواست کردم که تنها بخش‌های اطلاعاتی این گزارش را مشاهده کنم. او موارد شمارۀ 3 و 18 گزارشش را برای من ارسال کرد.[3] صادقانه بگویم، من بسیار از محتوا و لحن این بخش‌ها متعجب و متأسف شدم.

مورد شمارۀ 3 به‌روشنی نشان می‌دهد که جامعۀ اطلاعاتی بسیار کند عمل کرده است. [دو سطر از طبقه‌بندی خارج نشده است] اشارۀ گزارش به تأخیرها در نشان‌دادن واکنش [کمتر از یک سطر از طبقه‌بندی خارج نشده است] حاکی از نبود درک عملکرد هوش بشری است. بحث حتی این تصور را پرورش می‌دهد که پشتیبانی اطلاعاتی ممکن است که سبب به‌تأخیرافتادن اجرای عملیات نجات در طول ماه‌های نوامبر ـ دسامبر شده باشد. من هیچ نشانه‌ای ندیدم که دلالت کند که انجام یک عملیات در بازۀ زمانی نوامبر ـ دسامبر محتمل است؛ بی‌شک، به نظر من، درک متقابل بین ما عبارت بود از اینکه توانایی‌های نظامی و اطلاعاتی به‌موازات یکدیگر توسعه پیدا کردند.

مورد شمارۀ 3 پیشنهاد می‌کند که در اقدامات مشابه آتی، رئیس آژانس اطلاعات دفاعی مسئولیت یک کارگروه اطلاعاتی بین‌سازمانی[4] را به عهده بگیرد. این پیشنهادی ناموفق و نامناسب است. واضح است که رئیس آژانس اطلاعات دفاعی، قدرت و اختیار لازم برای سازمان‌دهی و ایجاد هماهنگی بین ظرفیت‌های جامعۀ اطلاعاتی را ندارد. این کار وظیفۀ اداره‌کنندۀ اطلاعات مرکزی در چهارچوب قانون و فرمان اجرایی است.

مورد شمارۀ 18 دلالت دارد که گفت‌وگوی غیررسمی با یک افسر سیا در ناو نیمیتز، احتمالاً تأثیر منفی بر یک خلبان بالگرد گذاشته است. اگر این‌گونه باشد، عملکرد بسیار غیرحرفه‌ای خلبان را نشان می‌دهد. در هر صورت، گزارش در ادامه تصریح می‌کند: «... لغو (مأموریت)... را نمی‌توان با توانایی ایجاد اختلال راداری توسط دشمن مرتبط کرد...». پس چرا این موضوع با تحقیقات مرتبط شده است؟ حقیقت این است که [چهارونیم سطر از طبقه‌بندی خارج نشده است].

اگر این دو اشارۀ گمراه‌کنندۀ اطلاعاتی تنها ارجاعات موجود در گزارش نقش اطلاعات در عملیات نجات باشد، من بسیار ناامید و متأسف خواهم شد. نقش مثبت اطلاعات در ممکن‌ساختن مأموریت ـ از محل نگهداری گروگان‌ها گرفته تا هماهنگی‌ها در تهران [کمتر از یک سطر از طبقه‌بندی خارج نشده است] و سایر موارد ـ بی‌شک نمی‌توانسته نادیده گرفته شده باشد.

برآوردی مغرضانه و منفی از نقش اطلاعات ـ همان‌گونه که بخش‌هایی از گزارش چنین دلالتی دارند ـ بدون تضمین لازم، غیردقیق و غیرقابل پذیرش خواهد بود. امیدوار هستم که نگرانی‌هایم بجا نباشد، ولی آنچه که من از گزارش دیدم، امیدوارکننده نبود؛ بر این اساس، امیدوار هستم که قبل‌از نشان‌دادن واکنش‌های بیشتر، بتوانم فرصتی برای مطالعۀ کل گزارش پیدا کنم.[5]

استانسفیلد ترنر


[1]. Central Intelligence Agency, Office of the Director of Central Intelligence, Job 82B00162R: Subject Files, Box 9, Folder 8: Official Memos/Letters August 1980.

سرّی.

 

[2]. نک: سند 321.

 

[3]. گزارشی بدون تاریخ که توسط نیروی رزمی مشترک، با عنوان «مورد شمارۀ 3، پشتیبانی متمرکز و منسجم اطلاعاتی از نیروی رزمی مشترک» تهیه شده است، تصریح داشت که توان اطلاعاتی کنونی در طول زمان بهبود یافته است و «تقریباً به‌شکلی تدریجی صورت گرفته است». به‌علاوه، افسران حوزۀ امنیت عملیاتی دخیل در عملیات می‌بایست «خودشان نقشۀ طراحی‌شده را استنباط می‌کردند».

گروه هالووی معتقد بود که امکانات و منابع جامعۀ اطلاعاتی «می‌توانست به‌شکلی سریع‌تر و مؤثرتر از آنچه اکنون هست، انسجام بیابد ». مورد شمارۀ 18 «خطر رادار دشمن»، شبیه یک «رویداد واحد و شفاف بود که در آن، داده‌های ارزیابی‌نشده مستقیم به خدمۀ بالگرد منتقل شده است و

با نتایج تحلیلگر اطلاعاتی، تناقض داشت». احتمالاً در این صورت، «استنباط برخی از خلبانان بالگردها دربارۀ ارتفاع، تحت‌تأثیر گزارش غیررسمی انجام شده است».

 

[4]. Interagency Intelligence Task Force

 

[5]. ترنر در یادداشت برای ثبت 4 سپتامبر، مراتب نارضایتی خود را از گزارش هالووی به اطلاع برژینسکی رساند. او خواستار این شد که یک کمیسیون مستقل، موضوع عملیات نجات را بررسی کند.

Central Intelligence Agency, Office of the Director of Central Intelligence, Job 95M01183R: Policy Files, 1977–1981, Box 1, Folder 3: DCI Turner—Eyes Only Files—Memos and Meetings with Various Officials and Subjects.

ترنر گفت‌وگوی مشابهی نیز با براون داشت. براون به ترنر گفت: «بسیاری دیگری نیز نظر مشابهی دارند و از گزارش راضی نبودند». به نظر ترنر، براون درمجموع «مدافع» گزارش بود.

Memorandum for the Record, September 5; Central Intelligence Agency, Office of the Director of Central Intelligence, Job 81B00112R: Subject Files, Box 15.

تصاویر
CAPTCHA