در حال دریافت اطلاعات

لطفا منتظر بمانید!

سند شماره

353- دیدگاه‌ها دربارۀ گروه بررسی عملیات ویژۀ هالووی

موضوع سند

متن سند

یادداشت ویلیام اودوم از کارکنان شورای امنیت ملی برای مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور (برژینسکی)[1]

واشنگتن، 2 سپتامبر 1980

 

موضوع: دیدگاه‌ها دربارۀ گروه بررسی عملیات ویژۀ هالووی

نظرات من پس‌از خواندن کامل متن گزارشی که گروه بررسی عملیات‌ ویژه ارائه کرده بود،[2] ناظر به پاسخ به سؤالات زیر برای شماست؛ البته همراه با صداقتی که گروه هالووی نمی‌تواند آن را اعمال کند.

- نواقص اصلی برنامه‌ریزی و اجرا چه مواردی بوده است؟

- خاستگاه اشکال و نقص کجاست؟

- چه پیامدهایی برای اقدامات متعاقب وجود دارد؟

شواهد موجود در گزارش بسیار نگران‌کننده است، مگر اینکه این دلایل درست نباشند وگرنه انسان را به‌سمت پذیرش نتایج مخربی دربارۀ کافی‌بودن برنامه‌ریزی و انجام چنین عملیاتی توسط ستاد مشترک نیروهای مسلح سوق می‌دهد. گزارش همچنین برای تغییرات بنیادین و ساختاری در وزارت دفاع، پیامدهایی در بلندمدت دارد.

 

نواقص اصلی

از 23 مسئله‌ای که برای بررسی تفصیلی انتخاب شدند، گروه هالووی 11 مورد را به‌عنوان مسائل اصلی جدا کرده است. استدلال در مخالفت با آن‌ها برای من دشوار بود و بعضی موارد هم سبب شگفتی من شدند؛ چراکه از وقوع کاستی‌های اساسی در عملیات حکایت داشتند. همۀ آن‌ها ارزش ارائۀ توضیحی کوتاه را دارند تا بدین‌ترتیب شما درکی از دلایل ارائه‌شده در گزارش پیدا کنید.

 

یک. امنیت عملیات‌ها

گروه هالووی می‌گوید الزامات محرمانه‌بودن، بیش از حد، به‌شکلی گسترده وضع شده است تا همکاری کافی ابتدا درزمینۀ اطلاعاتی و سپس آموزش و درنهایت نیز فرماندهی و نظارت در طول فاز اجرایی را ممکن سازند. گزارش این گروه ازنظر برخی ابعاد امنیتی بسیار سخت‌گیرانه است، ولی محدودیت‌های ایجادشده به‌خاطر امنیت عملیاتی، اکثریت ده مسئلۀ دیگر را با مشکل مواجه کرده است. گزارش تلاش دارد شخصی نباشد، ولی اتهامات متوجه وات درزمینۀ امنیت عملیات هستند. درواقع، ژنرال جونز و سایرین نیز در مقام اتهام قرار دارند.

 

دو. بررسی مستقل طرح‌ها

نبود یک گروه بررسی مستقل به‌عنوان منشأ مشکلات، باید مورد توجه قرار بگیرد. ستاد مشترک نیروهای مسلح در ادبیات گزارش، مانند «مأمورین خودشان» عمل کردند. وقتی در جلسۀ گزارش‌دهی به ستاد مشترک حاضر شدم، این سؤال در ذهنم مطرح شد که آن‌ها چگونه می‌دانستند به دانستن چه‌‌چیزی دربارۀ امکان‌سنجی‌ها باید وانمود کنند؟

 

سه. سازمان‌دهی، فرماندهی، کنترل و کاربردی‌بودن ستاد مشترک نیروهای مسلح [کمتر از یک سطر از طبقه‌بندی خارج نشده است][3]

[یک پاراگراف (ده سطر) از طبقه‌بندی خارج نشده است.]

- سرهنگ تفنگ‌داران دریایی که مسئول بالگردها بود و هیچ زیردستی نداشت، معتقد بود که با وجود داشتن این مسئولیت، هرگز برای انجام این کار منصوب نشده است. انتخاب سرهنگ پیتمن[4] توسط جونز، نگرشی موردی را در قبال عملیات‌ بالگردی تضمین کرد (یکی از مسائل کم‌اهمیت‌تر در گزارش).

- با ژنرال گست در نیروی هوایی ایالات متحده، دربارۀ عملیات هوایی مشورت شد، ولی نقش او در اجرا، برنامه‌ریزی و آموزش‌های لازم برای عملیات‌ هوایی، هرگز برای سرهنگ تفنگ‌داران دریایی، نیروی هوایی یا نیروی دریایی روشن نشد. دوباره او حاصل انتصاب موردی و خلق‌الساعۀ رئیس بود.

- به عنصر فرمانده نیروی هوایی، کسی که آموزش مربوط به سی ـ130 را مدیریت کرد، مسئولیت «فرماندهی در میدان» داده شد؛ کمی قبل‌از آغاز مأموریت و بدون اینکه فرصت برنامه‌ریزی یا تکرار آن را پیدا بکند.

- به هیچ فرماندهی از نیروی دریایی در این ماجرا سمتی داده نشد. این در نیروی دریایی متداول است که از گرفتارشدن در تشکیلات مشترک امتناع می‌ورزند (امروز هیچ عنصر فرماندهی از نیروی دریایی در نیروی رزمی مشترک، واکنش سریع[5] وجود ندارد).

بهترین شکل سنتی «سیستم کار اشتراکی» را در اینجا شاهد هستید؛ یک یا دو نهاد، معمولاً نیروی دریایی، مشارکت کامل ندارند و رئیس سعی می‌کند که فرماندهان کل را دور بزند؛ چراکه ازنظر قانونی، فرمانده آن‌ها نیست. گزارش هالووی این‌گونه نشان می‌دهد که وات مقصر ایجاد سردرگمی در مسئولیت‌های عملیات‌ هوایی است. بااین‌حال، نقش گست به‌عنوان یک مشاور و نیز رابطۀ خاصی که با جونز دارد، احتمالاً مدیریت او را برای وات دشوار ساخته است.

هیچ دلیلی برای عدم استفاده از فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی، ارائه نشده است. گزارش همچنین از تمرینات و عملیات‌ هوایی «مشترک» آشفته و بی‌نظم حکایت می‌کند. ستاد مشترک نیروهای مسلح همواره از مسئولیت آموزش «مشترک» طفره رفته است. نیروی رزمی مشترک، واکنش سریع برای چه کسی است؟ هنوز تصمیمی در این رابطه گرفته نشده است!

 

چهار. ارزیابی آمادگی همه‌جانبه

آموزش و ارزیابی میزان آمادگی از حالت متمرکز خارج شدند. هیچ تکرار و تمرینی برای صحرای یک انجام نشده است. گزارش بالا این مسئله را یک نقطه‌ضعف در نظر گرفته است. دوباره این مورد نیز مشکل آموزش «مشترک» است.

 

پنج. حجم واحد بالگردی

گزارش فوق براساس داده‌های آماری برگرفته از سابقۀ عملکرد بالگرد آر ‌اچ ـ53، استدلال می‌کند که عملیات به ده بالگرد نیاز داشته است. این مشکل با سردرگمی در سازمان‌دهی عملیات‌ هوایی مرتبط است؛ وجود عناصری از نیروی دریایی و هوایی و پشتیبانی کارکنان آن‌ها. درواقع هیچ عنصر کارآمد وابسته به نیروی هوایی، مسئله را برای نیروی رزمی مشترک بررسی و تحلیل نکرد.

 

شش. همکاری کلی در آموزش مشترک

وات که در پنتاگون مستقر بود، دو افسر را که مشارکت و حضور کامل در نیروی رزمی مشترک نیز نداشتند، مأمور سامان‌دهی و اجرای آموزش مشترک در منطقۀ تمرینی غربی[6] کرد. ازنظر گزارش، این کار اشتباه بوده است. گست، به‌عنوان معاون فرمانده نیروی رزمی مشترک، می‌بایست به محل تمرین می‌رفت و این مسئولیت را به عهده می‌گرفت. گزارش نتوانسته این مسئله را به ضعف ذاتی سیستم «اشتراکی» آموزش، در قالب فرایندهای جاری در ستاد مشترک نیروهای مسلح مرتبط کند.

 

هفت. فرماندهی و نظارت بر منطقۀ صحرای یک

تعیین دیرهنگام یکی از عناصر نیروی هوایی به‌عنوان فرمانده در منطقۀ صحرای یک، نبود مقرّ فرماندهی، نداشتن معاون و سایر تکنیک‌های فرماندهی ازجمله ارتباطات میدانی، نواقص و کاستی‌های دیگری هستند که گزارش به آن‌ها اشاره کرده است. به نظر من، گزارش این مشکل را کم‌اهمیت جلوه داده است و این مسئله با عدم تکرار و تمرین مأموریت در منطقۀ صحرای یک مرتبط است. همچنین بخشی از مشکل، نبود عناصری از نیروی هوایی و دریایی نیز هست.

 

هشت. پشتیبانی اطلاعاتی متمرکز و منسجم خارجی از نیروی رزمی مشترک

تلاش موردی و تدریجی سیا در مراحل ابتدایی، ارتباط دیرهنگام با آژانس امنیت ملی، ناتوانی در استفادۀ کامل از آژانس اطلاعات دفاعی و عدم تمایل وزارت امور خارجه برای دراختیارگذاشتن اطلاعات به‌دست‌آمده از نامه‌های گروگان‌ها، نکات دیگری هستند که گزارش به آن‌ها اشاره کرده است. من در ماه نوامبر این مشکل را مفصل بررسی کردم. گزارش درست می‌گوید و احتمالاً انتقادش هم بسیار تخفیف ‌یافته است. این بخش، پیش‌نمایشی است از آنچه شما درصورتی‌که بخواهیم براساس نتایج یادداشت بررسی ریاست‌جمهوری ـ 11 از حالت صلح به فاز جنگی وارد شویم، مشاهده خواهید کرد.[7]

 

نه. جایگزین‌ها برای منطقۀ صحرای یک

همان‌گونه که گزارش اشاره می‌کند، عبورومرور خودروها در منطقۀ صحرای یک، سبب شد که احتمال افشای عملیات بسیار بالا برود. ترجیح این بود که منطقه‌ای دیگر انتخاب شود که مشکل عبورومرور جاده‌ای نداشته باشد، ولی اطلاعات حاکی از جایگزین نیستند. مشکل جاده با پرواز شناسایی اوتر کاملاً آشکار شد، ولی در برآورد ـ اشتباه ـ نیروی رزمی مشترک، این خطر قابل‌قبول بود.

 

ده. مدیریت پدیدۀ طوفان شن

گزارش به‌شکلی جامع، راه‌های پیش‌بینی و مدیریت گردوخاک موجود در میدان را بررسی می‌کند. اگر برخی از نقطه‌ضعف‌های دیگر وجود نداشتند، مانند ارتباط بالگردها با یکدیگر و دیگر هوایپماها و نیز سرویس اعلام وضعیت آب‌وهوا، عدم وجود پشتیبانی‌های راهبری کافی، نبود پرواز شناسایی یا اعزام یک پیشگام و مسیریاب، طوفان شن موجب لغو مأموریت دست‌کم یک بالگرد نمی‌شد. برای من، انجام‌نشدن مرحلۀ مقدماتی برای شناسایی نوع آب‌‌‌‌‌‌وهوا باتوجه‌به شرایط موجود، عجیب بود.

 

یازده. مسیریاب‌های سی ـ130

در حمله به کمپ سان‌تای،[8] هواپیماهای سی ـ130 به همراه بالگردهای اچ‌اچـ53[9] به پرواز درآمدند و از همۀ امکانات و تجهیزات ناوبری و تشخیص آب‌وهوا برای هدایت بالگردها استفاده کردند.[10] عدم به‌کارگیری چنین امکاناتی برای مسیریابی در این عملیات، جای تعجب داشت و به نظر من نابخشودنی است. این کار با تاکتیک‌های اصلی اعزام نیرو به‌صورت زمینی یا هوایی منافات دارد.

 

خاستگاه اشتباه کجاست؟

گزارش تأکید زیادی بر کاستی‌های موجود در فرماندهی می‌کند؛ به‌ویژه نسبت به اینکه امنیت عملیاتی درزمینۀ آموزش و نیز برنامه‌ریزی برای عملیات هوایی، بیش از حد سخت‌گیرانه و غیرمنعطف بوده است. اتهام به‌روشنی متوجه وات است. گزارش همچنین دقیق به خواننده شواهد کافی برای تشخیص متهمین و متخلفین دیگر را نیز ارائه می‌کند.

وجود عنصر نیروی دریایی در نیروی رزمی مشترک، افتخاری برای نیروی دریایی به حساب نمی‌آید. من حدس می‌زنم برخی ابعاد روابط غیردوستانه بین وات و نیروی دریایی پنهان مانده است. ترس ابتدایی نیروی دریایی از «جست‌وجو و مجازات جادوگر» اکنون بیشتر قابل‌درک است. واقعاً در این مورد، یک «جادوگر» وجود دارد.

دوم، نقش گست، سردرگمی در مسئولیت عملیات‌ هوایی و ارتباط گست با جونز ازجمله خاستگاه‌های دیگر نواقص عملیات هستند.

سوم، سازمان سیا و جامعۀ اطلاعاتی نیز تا حدودی مقصر هستند. آن‌ها تعلل کردند و در مراحل اولیه، پشت موانع بین‌سازمانی پنهان شدند.

چهارم، ناتوانی در استفاده از [کمتر از یک سطر از طبقه‌بندی خارج نشده است] و مفهوم آن برای نیروی رزمی مشترک باید اشتباه ستاد مشترک و ژنرال جونز قلمداد گردد. رقابت میان دسته‌ها و شخص مصون از انتقاد و طرح فرماندهی یکپارچه، مانع از ظهور یک نیروی رزمی مشترک کارآمد در سال 1977 شد. دقیقاً همین موانع و مشکلات اکنون بر سر راه توصیۀ ما برای وجود یک فرماندهی خاورمیانه[11] قرار دارد.

پنجم، اگرچه گزارش به ارتباط با مرجع فرماندهی ملی نمرۀ بالایی می‌دهد، ولی وقتی نواقص و اشتباه را در نظر می‌گیریم، وزیر دفاع مبرّا از تقصیر نیست. مسئول نهایی ساختار ضعیف نیروی رزمی مشترک، براون است.

 

کدام موارد قابل‌پیگیری هستند؟

رئیس‌جمهور می‌تواند از این گزارش برای اعمال برخی تغییرات استفاده کند:

الف. اگر این گزارش دقیق باشد، وجود یک فرماندهی خاورمیانه ضروری است. نیروی رزمی مشترکِ واکنش سریع با شکست سنگینی مواجه خواهد شد، چراکه ستاد مشترک نیروهای مسلح درحال‌حاضر با فرماندهی آمادگی ایالات متحده،[12] نیروی رزمی مشترک واکنش سریع، فرماندهی اقیانوس آرام ایالات متحده[13] و ستاد فرماندهی اروپایی ایالات متحده،[14] مرتبط است که سبب فلج‌شدن روند برنامه‌ریزی، آموزش و اعزام نیروها می‌شود. همچنین عنصر نیروی دریایی در فرماندهی وجود ندارد و از طرح کلی ارزیابی آموزش «مشترک» نیز خبری نیست.

‌ب. یک گروه بررسی خارجی متشکل از افسران بازنشسته و ارائۀ پیشنهادی ازسوی گروه هالووی، ایدۀ بدی نیست.

‌ج. ضروری است که جامعۀ اطلاعاتی، انتقال از دوران صلح به حالت جنگی و عملیاتی را تمرین کند. اجرای دستور تمرین 58[15] فرصت برای انجام این مهم را فراهم می‌کند،[16] ولی موارد دیگر به‌ویژه در درون بدنۀ وزارت دفاع و آژانس اطلاعات دفاعی نیز باید تمرین شود.

یکی از پیامدها و دلالت‌های بلندمدت این گزارش، ضرورتی است که برای ایجاد یک تغییر اساسی در ساختار وزارت دفاع مطرح می‌کند. ستاد مشترک نیروهای مسلح درمقابلِ این نهادها بسیار ضعیف است و آژانس اطلاعات دفاعی نیز درمقابل سیا، بسیار ضعیف است. پیشنهاد انجام عملیات‌ ویژه توسط نیروی رزمی مشترک درواقع مشکل قانونی دارد؛ چراکه این کار مستقیم با هدایت مرجع فرماندهی ملی و ستاد مشترک نیروهای مسلح انجام می‌شود نه ازطریق فرماندهی کل، آن‌گونه که در لایحۀ امنیت ملی 1947[17] تعیین شده است.[18]

ما روزبه‌روز بیشتر به ستاد عملیات نظامی در سطح ملی نیازمند می‌شویم که مافوق فرماندهان کل و نیروهای مسلح باشد. همچنین ظرفیت کارکنان در دستور تمرین 59 جدید[19] و نیز ظرفیت‌های موجود در دستور تمرین 58 استمرار دولت، فرماندهی، نظارت، ارتباطات و اطلاعات[20] برای رئیس‌جمهور نسبت به کنترل نیروهای نظامی نیز اقتضای همین مسئله را دارند.

پیامد و نکتۀ مهم دیگر را در اشارۀ گزارش به ارزیابی آمادگی و تمرین باید جست‌وجو کرد. تنها راهی که می‌توانیم با استفاده از آن «بهره‌وری عوامل» را به‌صورتی گسترده‌تر در وزارت دفاع داشته باشیم، این است که توجه ما به «خروجی» وزارت باشد. تمریناتی که با برنامه‌ریزی واقعی برای اتفاقات احتمالی هماهنگ باشند، تنها ابزار امیدوارکننده برای سنجش چنین خروجی به حساب می‌آیند. برنامۀ تمرینی سالیانه و پنج‌سالۀ ستاد مشترک نیروهای مسلح، سرآغازی برای راه‌اندازی یک سیستم آزمایش و سنجش در آینده است.

در پایان اجازه بدهید دیدگاه شخصی خودم را بیان کنم. ازنظر یک افسر نظامی که جابه‌جایی فرماندهان را دیده و سربازان را به زندان افکنده است، این گزارش توجیهی برای استعفای اجباری در سطوح مقامات ارشد است. منطقی‌بودن برداشتن چنین گامی برای پاک‌سازی، ممکن است در زمان کنونی محل تردید باشد، ولی روشن است که نویسندگان گزارش همان احساسی را داشته‌اند که من دارم. آن‌ها دیدگاه خود را پنهان کردند تا از آشکارشدن تقصیرها جلوگیری کنند، ولی شواهد موجود از نتایج ناگواری حکایت می‌کند.

من احساس می‌کنم که بخشی از تقصیر متوجه من است؛ چراکه من شما را تشویق کردم به عملیات اطمینان داشته باشید. این نظر به‌خاطر بررسی مستقیم ناچیزی بود که از تمرینات و سازمان‌دهی نیروها داشتم، ولی در مراحل پایانی، من دیگر از جریان گزارش‌دهی‌ها و جلسات شورای امنیت ملی کنار گذاشته شدم و بنابراین نگرشی بسیار ناقص از جزئیات عملیات داشتم.

اگر نیاز به یادداشتی برای رئیس‌جمهور دربارۀ این گزارش است، من آن را آماده خواهم کرد؛ ولی شاید بهتر باشد که کمی در این رابطه تأمّل کنید و مفهوم و محتوای کامل گزارش را تحلیل نمایید.

 


[1]. Carter Library, National Security Affairs, Brzezinski Material, General Odom File, Box 27, Iran Special Contingency Group 7/80.

به‌کلی سرّی. دنند در یادداشت 4 سپتامبر خطاب به برژینسکی نوشت: «در یادداشت [اودم] برای شما هیچ‌گونه نتیجه‌گیری که من با آن‌ها بتوانم مسائل جدی را دنبال کنم، وجود ندارد». دنند این‌گونه جمع‌بندی کرد که براساس گزارش هالووی: 1. باید بررسی شود که آیا هرگونه برنامه‌ریزی و یا آموزشی که برای انجام عملیات دوم نجات در جریان است، ازنظر تشکیلاتی مطلوب است یا خیر؟ 2. این گزارش «سندی قابل‌توجه»، یا تغییری در طرح فرماندهی یکپارچه (Unified Command Plan) است؛ 3. هرگونه تلاش برای تغییر استقلالی که توسط نیروهای نظامی حفظ شده است، «باید به زمان حضور مدیریت قدرتمندتر در پنتاگون» موکول شود؟ (همان).

 

[2]. نک: سند 321.

 

[3]. یادداشت بررسی ریاست‌جمهوری ـ30، «تروریسم»، 2 ژانویه 1977، قابل‌مشاهده در:

Carter Library, National Security Council, NSC Institutional Files (H–Files), Box 1.

 

[4]. Pittman

 

[5]. Rapid Deployment Joint Task Force

 

[6]. Western Training

 

[7]. یادداشت بررسی ریاست‌جمهوری ـ11 با عنوان «ساختار اطلاعاتی و مأموریت»، 22 فوریه 1979، همان.

 

[8]. Son Tay

 

[9]. HH–53

 

[10]. مأموریت نجات پنجاه اسیر جنگی آمریکایی، از زندان سان‌تای نزدیک هانوی (Hanoi) که سال 1970 انجام شد و شکست خورد، اولین عملیات نظامی مشترک با هدایت رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح بود.

 

[11]. Mid East Command

 

[12]. U.S. Readiness Command

 

[13]. U.S. Pacific Command

 

[14]. European Command

 

[15]. PD–58

 

[16]. برای آگاهی از دستور تمرین 58، «استمرار دولت»، 30 ژوئن 1980، نک:

Carter Library, National Security Council, NSC Institutional Files (H–Files), Box 23.

 

[17]. 1947 National Security Act

 

[18]. لایحۀ امنیت ملی 1947 تغییراتی در تشکیلات و ساختار نیروهای مسلح، سیاست خارجی و دستگاه اطلاعاتی به‌منظور تأمین نیازهای مربوط به جنگ سرد ایجاد کرد. این لایحه وزارتخانه‌های جنگ و نیروی دریایی را در وزارت دفاع ادغام کرد، وزارت نیروی هوایی (Department of the Air Force) را ایجاد نمود و سه دبیرخانۀ نیروهای مسلح را راه‌اندازی نمود. همچنین این قانون شورای امنیت ملی و سازمان سیا را نیز تأسیس کرد.

 

[19]. برای آگاهی از دستور تمرین 59 با عنوان «سیاست استفاده از تسلیحات اتمی»، 25 جولای 1980، نک:

Carter Library, National Security Council, NSC Institutional Files (H–Files), Box 23.

 

[20]. C3I

منبع: - جلد - صفحه
تصاویر
سند قبلی سند بعدی
(Bellevue Hotel) (Giza) (Harvard Divinity School) (Princeton University) (Rutgers University) Ankara Arabian Sea Arlington National Cemetery Azerbaijan Democratic Republic Azores Bahamas Belgrade Brewster Cam Ranh Bay Camp David Chicago Colorado Dacca Demirel Dominica Dulles Eastern Desert Eastern Europe Eastern Province Ellipse Frankfurt Georgia Hofburg Palace Homestead AFB Hunter Army Air Base Islamic Revolutionary Organization in the Arabian Peninsula Kansas LaGuardia Airfield Lackland Air Force Base Lafayette Park Laos Madrid Maine Manley Maryland Masirah Massachusetts Massachusetts Avenue Mauritania Mildenhall Monaco Murmansk National Council of Churches Near East and South Asia Division New Hampshire Nicaragua Oklahoma Panama City Peking Quai d’Orsay Saharan Democratic Arab Republic San Antonio Sheikh Osman Naqshahandi South America Strait of Tiran Strasbourg Texas Tonga Transcaucasus Tricastin Tripoli U.S. Pacific Command Vladivostok Wadi Kena West Germany Western Europe Wiesbaden Wilford Hall Hospital Wisconsin «کوچه بیژن» آبادان آتن آذربایجان آرامستان ملّی آرلینگتون آرژانتین آزور آفریقای ­جنوبی آفریقای ­شمالی آفریقای جنوبی آفریقای ‌جنوبی آفریقای‌ جنوبی آفریقای‌جنوبی آلاسکا آلمان آلمان غربی آلمان­ غربی آلمان‌شرقی آلمان‌غربی آمریکا آمریکای جنوبی آمریکای شمالی آمریکای­ شمالی آمریکای‌شمالی آمریکای‌لاتین آمریکای‌مرکزی آنکارا آنگولا ابوموسی اتحاد جماهیر شوروی اتحادیه جماهیر شوروی اتریش اتیوپی اردن ارومیه اروپا اروپای شرقی اروپای غربی اروپای‌شرقی اروپای‌غربی استانبول استراسبورگ استرالیا اسرائیل اسلام ­آباد اسلام­ آباد اسلام‌آباد اسوان مصر اسپانیا اسکله اورسی اشمیت اصفهان افغانستان اقیانوس ­آرام اقیانوس آرام اقیانوس هند الجزایر الجزیره امارات امارت متحده عربی انتبه انگلستان اوتاوا اورشلیم اوکلاهاما اوکیناوا ای­سی ایالات متحده ایالات متحده آمریکا ایالت شرقی ایتالیا ایران ایرلند ایسلند بازار تبریز بازار تهران بالتیمور بالتیک بانک ­های آمریکا بانک‌های سوئیس باهاما باکو بحرین برزیل برلین برن برن (Bern) برنیس بروکسل بریتانیا بریتانیای کبیر بصره بغداد بلوار تخت جمشید بلوچستان بلوک شرق بلژیک بلگراد بن بنادر ایران بنادر شوروی بنادر مورمانسک بنادر نفتی ایران بندر بصره بندر خلیج‌فارس بندر خمینی بندر شاپور بندرعباس بنگلادش بوشهر بولیوی بُن بیروت بیمارستان آمریکا در پاناما بیمارستان ویلفورد هال بیمارستان کورنل نیویورک بیمارستان گورگانس بیمارستان­ های گورگاس تأسیسات آرامکو تایلند تایوان تبریز ترمینال‌های نفتی خلیج فارس ترکستان ترکیه تفلیس تنب بزرگ تنب بزرگ و کوچک تنگه تیران تنگه هرمز تهران تونس تونگا تگزاس جامایکا جدّه جزایر جزایر آزور جزایر ابوموسی و تنب­ ها جزایر تنب کوچک جزایر کوچک ابوموسی و تنب‌های نزدیک دهانۀ خلیج‌فارس جزیره جزیره خارک جزیره خارگ جزیره دیه‌گو گارسیا جزیره مصیره جزیره کنتادورا جزیرۀ خارک جمهوری اسلامی ایران جمهوری دموکراتیک آذربایجان جمهوری دموکراتیک عربی صحرا جمهوری فدرال آلمان جنوب ­غرب آسیا جنوب آسیا جنوب ایران جنوب عراق جنوب­ غرب آسیا جنوب­ غرب تهران جنوب‌شرق ایران جنوب‌غرب آسیا جنوب‌غربی آسیا جورجیا جیزه خاور دور خاور نزدیک خاور نزدیک و جنوب آسیا خاورمیانه خاورنزدیک خرمشهر خرّمشهر خلیج خلیج خوک‌ها خلیج سبیک خلیج فارس خلیج کام ران خلیج‌فارس خوزستان خیابان ماساچوست خیابان­ های تهران دادگاه پاناما دالاس دالاک (Dalak) دانشکده الهیات هاروارد دانشگاه تهران دانشگاه راتگرز دانشگاه پرینستون دانمارک داکا دریای خزر دریای سیاه دریای عرب دریای عربی دریای مدیترانه دمشق دمیرل دوشان تپّه دومینیکا دیگو گارسیا رشته کوه ­های زاگرس رضائیه رم رودزیا روسیه رومانی رُم ریاض زامبیا زامبیان زاهدان زندان سان­تای زوریخ (Zurich) سادات سانفرانسیسکو سانفرانسیکو سریلانکا سفارت آمریکا سفارت آمریکا در اسلام ­آباد سفارت آمریکا در تهران سفارت آمریکا در طرابلس سفارت آمریکا در کویت سفارت ایالات متحده سفارت ایالات متحده در ایران سفارت ایالات متحده در تهران سفارت ایران در واشنگتن سفارت بریتانیا سفارت بریتانیا در ایالات متحده سفارت بریتانیا در تهران سفارت بریتانیا در واشنگتن سفارت سوئیس در تهران سفارت شوروی در واشنگتن سفارت کانادا در تهران سمنان سن آنتونیو سوئد سوئیس سوریه سومالی سکّوهای نفتی جزیره خارک شبه جزیره عربستان سعودی شبه­ جزیره عربستان شبه‌جزیره عربستان شرق آسیا شرق مدیترانه شرق­ دور شطّ‌ العرب شط‌ العرب شمال ایران شمال تهران شنیانگ (Shenyang) شوروی شوروی‌ شیلی شیکاگو صحرای اول (Desert One) صحرای شرقی طبس ظهران عدن (Aden) عراق عربستان عربستان سعودی عرشه نیمیتز عرفات علی‌آباد عمان عمّان فرات فرانسه فرانکفورت فرودگاه ­های ایران فرودگاه اسوان فرودگاه انتبه اوگاندا (Uganda) فرودگاه تهران فرودگاه دالس فرودگاه طبس فرودگاه لارناکا (Larnaca) فرودگاه لاگواردیا فرودگاه مهرآباد فرودگاه میلدنهال فرودگاه نیویورک فلسطین فلوریدا فنلاند فورت برگ فیلیپین قاهره قبرس قفقاز جنوبی قفقاز­ جنوبی قفقازجنوبی قم لائوس لاکلند لبنان لندن لندن. لهستان لوگزامبورگ لیبی لیسبون مادرید ماساچوست مانلی مجتمع فلوریت مدیترانه شرقی مدینه مراکش مرزهای شمال‌غربی ایران مریلند مسجد الحرام مسقط مسکو مشهد مصر مصیره منصوریه منظریه مهرآباد موریتانی موزامبیک مومباسا موناکو مکزیک مکّه میادین نفتی خلیج فارس میادین نفتی خوزستان مین نائین ناتو ناحیه کلمبیا نجف نروژ نگلادش نیجر نیجریه نیروگاه هسته‌ای تریکاستین نیمیتز نیواورلئان نیوزلند نیومکزیکو نیوهمپشایر نیویورک نیکاراگوئه هامبورگ هانتر هانوی (Hanoi) هتل بلویو هرات هلند همدان همیلتون جردن هند هندوستان هیوستن هیوستن تگزاس واتیکان وادی قنا واشنگتن ولادی­وستوک ونزوئلا ویتنام ویتنام‌ ویسبادن ویسکانسین وین پادگان سلطان‌آباد پاراگوئه پارک ریاست‌جمهوری پارک لافایت پاریس پالایشگاه آبادان پالایشگاه‌های نفت آبادان پاناما پاناما سیتی پاناماسیتی پاکستان پایگاه دیگو گارسیا پایگاه نظامی فورت برگ (Fort Bragg) پایگاه نیروی هوایی لاکلند پایگاه هوایی ایالات متحده پایگاه هوایی تهران پایگاه هوایی غرب قاهره پایگاه هوایی هومستد پایگاه‌های عربستان سعودی پرتغال پنتاگون پکن پیاتیلا پیتزبرگ چابهار چک چکسلواکی چین ژاپن ژنو ژیسکار کاخ سفید کاخ هفبورگ کاراکاس کاستاریکا کالج‌های آمریکا کانادا کانزاس کربلا کردستان کرمان کره ­شمالی کره شمالی کشورهای اروپایی کشورهای جهان ‌سوم کشورهای جهان­ سوم کشورهای جهان‌سوم کشورهای حاشیه خلیج فارس کشورهای خلیج کشورهای عربی کشورهای غربی کلرادو کلمبیا کمپ دیوید کنتادورا کوبا کویت کُردستان گابن گابون گوآتمالا گوآم گواتمالا گورگاس یزد یمن یونان یوگسلاوی