در حال دریافت اطلاعات

لطفا منتظر بمانید!

سند شماره

353- دیدگاه‌ها دربارۀ گروه بررسی عملیات ویژۀ هالووی

موضوع سند

متن سند

یادداشت ویلیام اودوم از کارکنان شورای امنیت ملی برای مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور (برژینسکی)[1]

واشنگتن، 2 سپتامبر 1980

 

موضوع: دیدگاه‌ها دربارۀ گروه بررسی عملیات ویژۀ هالووی

نظرات من پس‌از خواندن کامل متن گزارشی که گروه بررسی عملیات‌ ویژه ارائه کرده بود،[2] ناظر به پاسخ به سؤالات زیر برای شماست؛ البته همراه با صداقتی که گروه هالووی نمی‌تواند آن را اعمال کند.

- نواقص اصلی برنامه‌ریزی و اجرا چه مواردی بوده است؟

- خاستگاه اشکال و نقص کجاست؟

- چه پیامدهایی برای اقدامات متعاقب وجود دارد؟

شواهد موجود در گزارش بسیار نگران‌کننده است، مگر اینکه این دلایل درست نباشند وگرنه انسان را به‌سمت پذیرش نتایج مخربی دربارۀ کافی‌بودن برنامه‌ریزی و انجام چنین عملیاتی توسط ستاد مشترک نیروهای مسلح سوق می‌دهد. گزارش همچنین برای تغییرات بنیادین و ساختاری در وزارت دفاع، پیامدهایی در بلندمدت دارد.

 

نواقص اصلی

از 23 مسئله‌ای که برای بررسی تفصیلی انتخاب شدند، گروه هالووی 11 مورد را به‌عنوان مسائل اصلی جدا کرده است. استدلال در مخالفت با آن‌ها برای من دشوار بود و بعضی موارد هم سبب شگفتی من شدند؛ چراکه از وقوع کاستی‌های اساسی در عملیات حکایت داشتند. همۀ آن‌ها ارزش ارائۀ توضیحی کوتاه را دارند تا بدین‌ترتیب شما درکی از دلایل ارائه‌شده در گزارش پیدا کنید.

 

یک. امنیت عملیات‌ها

گروه هالووی می‌گوید الزامات محرمانه‌بودن، بیش از حد، به‌شکلی گسترده وضع شده است تا همکاری کافی ابتدا درزمینۀ اطلاعاتی و سپس آموزش و درنهایت نیز فرماندهی و نظارت در طول فاز اجرایی را ممکن سازند. گزارش این گروه ازنظر برخی ابعاد امنیتی بسیار سخت‌گیرانه است، ولی محدودیت‌های ایجادشده به‌خاطر امنیت عملیاتی، اکثریت ده مسئلۀ دیگر را با مشکل مواجه کرده است. گزارش تلاش دارد شخصی نباشد، ولی اتهامات متوجه وات درزمینۀ امنیت عملیات هستند. درواقع، ژنرال جونز و سایرین نیز در مقام اتهام قرار دارند.

 

دو. بررسی مستقل طرح‌ها

نبود یک گروه بررسی مستقل به‌عنوان منشأ مشکلات، باید مورد توجه قرار بگیرد. ستاد مشترک نیروهای مسلح در ادبیات گزارش، مانند «مأمورین خودشان» عمل کردند. وقتی در جلسۀ گزارش‌دهی به ستاد مشترک حاضر شدم، این سؤال در ذهنم مطرح شد که آن‌ها چگونه می‌دانستند به دانستن چه‌‌چیزی دربارۀ امکان‌سنجی‌ها باید وانمود کنند؟

 

سه. سازمان‌دهی، فرماندهی، کنترل و کاربردی‌بودن ستاد مشترک نیروهای مسلح [کمتر از یک سطر از طبقه‌بندی خارج نشده است][3]

[یک پاراگراف (ده سطر) از طبقه‌بندی خارج نشده است.]

- سرهنگ تفنگ‌داران دریایی که مسئول بالگردها بود و هیچ زیردستی نداشت، معتقد بود که با وجود داشتن این مسئولیت، هرگز برای انجام این کار منصوب نشده است. انتخاب سرهنگ پیتمن[4] توسط جونز، نگرشی موردی را در قبال عملیات‌ بالگردی تضمین کرد (یکی از مسائل کم‌اهمیت‌تر در گزارش).

- با ژنرال گست در نیروی هوایی ایالات متحده، دربارۀ عملیات هوایی مشورت شد، ولی نقش او در اجرا، برنامه‌ریزی و آموزش‌های لازم برای عملیات‌ هوایی، هرگز برای سرهنگ تفنگ‌داران دریایی، نیروی هوایی یا نیروی دریایی روشن نشد. دوباره او حاصل انتصاب موردی و خلق‌الساعۀ رئیس بود.

- به عنصر فرمانده نیروی هوایی، کسی که آموزش مربوط به سی ـ130 را مدیریت کرد، مسئولیت «فرماندهی در میدان» داده شد؛ کمی قبل‌از آغاز مأموریت و بدون اینکه فرصت برنامه‌ریزی یا تکرار آن را پیدا بکند.

- به هیچ فرماندهی از نیروی دریایی در این ماجرا سمتی داده نشد. این در نیروی دریایی متداول است که از گرفتارشدن در تشکیلات مشترک امتناع می‌ورزند (امروز هیچ عنصر فرماندهی از نیروی دریایی در نیروی رزمی مشترک، واکنش سریع[5] وجود ندارد).

بهترین شکل سنتی «سیستم کار اشتراکی» را در اینجا شاهد هستید؛ یک یا دو نهاد، معمولاً نیروی دریایی، مشارکت کامل ندارند و رئیس سعی می‌کند که فرماندهان کل را دور بزند؛ چراکه ازنظر قانونی، فرمانده آن‌ها نیست. گزارش هالووی این‌گونه نشان می‌دهد که وات مقصر ایجاد سردرگمی در مسئولیت‌های عملیات‌ هوایی است. بااین‌حال، نقش گست به‌عنوان یک مشاور و نیز رابطۀ خاصی که با جونز دارد، احتمالاً مدیریت او را برای وات دشوار ساخته است.

هیچ دلیلی برای عدم استفاده از فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی، ارائه نشده است. گزارش همچنین از تمرینات و عملیات‌ هوایی «مشترک» آشفته و بی‌نظم حکایت می‌کند. ستاد مشترک نیروهای مسلح همواره از مسئولیت آموزش «مشترک» طفره رفته است. نیروی رزمی مشترک، واکنش سریع برای چه کسی است؟ هنوز تصمیمی در این رابطه گرفته نشده است!

 

چهار. ارزیابی آمادگی همه‌جانبه

آموزش و ارزیابی میزان آمادگی از حالت متمرکز خارج شدند. هیچ تکرار و تمرینی برای صحرای یک انجام نشده است. گزارش بالا این مسئله را یک نقطه‌ضعف در نظر گرفته است. دوباره این مورد نیز مشکل آموزش «مشترک» است.

 

پنج. حجم واحد بالگردی

گزارش فوق براساس داده‌های آماری برگرفته از سابقۀ عملکرد بالگرد آر ‌اچ ـ53، استدلال می‌کند که عملیات به ده بالگرد نیاز داشته است. این مشکل با سردرگمی در سازمان‌دهی عملیات‌ هوایی مرتبط است؛ وجود عناصری از نیروی دریایی و هوایی و پشتیبانی کارکنان آن‌ها. درواقع هیچ عنصر کارآمد وابسته به نیروی هوایی، مسئله را برای نیروی رزمی مشترک بررسی و تحلیل نکرد.

 

شش. همکاری کلی در آموزش مشترک

وات که در پنتاگون مستقر بود، دو افسر را که مشارکت و حضور کامل در نیروی رزمی مشترک نیز نداشتند، مأمور سامان‌دهی و اجرای آموزش مشترک در منطقۀ تمرینی غربی[6] کرد. ازنظر گزارش، این کار اشتباه بوده است. گست، به‌عنوان معاون فرمانده نیروی رزمی مشترک، می‌بایست به محل تمرین می‌رفت و این مسئولیت را به عهده می‌گرفت. گزارش نتوانسته این مسئله را به ضعف ذاتی سیستم «اشتراکی» آموزش، در قالب فرایندهای جاری در ستاد مشترک نیروهای مسلح مرتبط کند.

 

هفت. فرماندهی و نظارت بر منطقۀ صحرای یک

تعیین دیرهنگام یکی از عناصر نیروی هوایی به‌عنوان فرمانده در منطقۀ صحرای یک، نبود مقرّ فرماندهی، نداشتن معاون و سایر تکنیک‌های فرماندهی ازجمله ارتباطات میدانی، نواقص و کاستی‌های دیگری هستند که گزارش به آن‌ها اشاره کرده است. به نظر من، گزارش این مشکل را کم‌اهمیت جلوه داده است و این مسئله با عدم تکرار و تمرین مأموریت در منطقۀ صحرای یک مرتبط است. همچنین بخشی از مشکل، نبود عناصری از نیروی هوایی و دریایی نیز هست.

 

هشت. پشتیبانی اطلاعاتی متمرکز و منسجم خارجی از نیروی رزمی مشترک

تلاش موردی و تدریجی سیا در مراحل ابتدایی، ارتباط دیرهنگام با آژانس امنیت ملی، ناتوانی در استفادۀ کامل از آژانس اطلاعات دفاعی و عدم تمایل وزارت امور خارجه برای دراختیارگذاشتن اطلاعات به‌دست‌آمده از نامه‌های گروگان‌ها، نکات دیگری هستند که گزارش به آن‌ها اشاره کرده است. من در ماه نوامبر این مشکل را مفصل بررسی کردم. گزارش درست می‌گوید و احتمالاً انتقادش هم بسیار تخفیف ‌یافته است. این بخش، پیش‌نمایشی است از آنچه شما درصورتی‌که بخواهیم براساس نتایج یادداشت بررسی ریاست‌جمهوری ـ 11 از حالت صلح به فاز جنگی وارد شویم، مشاهده خواهید کرد.[7]

 

نه. جایگزین‌ها برای منطقۀ صحرای یک

همان‌گونه که گزارش اشاره می‌کند، عبورومرور خودروها در منطقۀ صحرای یک، سبب شد که احتمال افشای عملیات بسیار بالا برود. ترجیح این بود که منطقه‌ای دیگر انتخاب شود که مشکل عبورومرور جاده‌ای نداشته باشد، ولی اطلاعات حاکی از جایگزین نیستند. مشکل جاده با پرواز شناسایی اوتر کاملاً آشکار شد، ولی در برآورد ـ اشتباه ـ نیروی رزمی مشترک، این خطر قابل‌قبول بود.

 

ده. مدیریت پدیدۀ طوفان شن

گزارش به‌شکلی جامع، راه‌های پیش‌بینی و مدیریت گردوخاک موجود در میدان را بررسی می‌کند. اگر برخی از نقطه‌ضعف‌های دیگر وجود نداشتند، مانند ارتباط بالگردها با یکدیگر و دیگر هوایپماها و نیز سرویس اعلام وضعیت آب‌وهوا، عدم وجود پشتیبانی‌های راهبری کافی، نبود پرواز شناسایی یا اعزام یک پیشگام و مسیریاب، طوفان شن موجب لغو مأموریت دست‌کم یک بالگرد نمی‌شد. برای من، انجام‌نشدن مرحلۀ مقدماتی برای شناسایی نوع آب‌‌‌‌‌‌وهوا باتوجه‌به شرایط موجود، عجیب بود.

 

یازده. مسیریاب‌های سی ـ130

در حمله به کمپ سان‌تای،[8] هواپیماهای سی ـ130 به همراه بالگردهای اچ‌اچـ53[9] به پرواز درآمدند و از همۀ امکانات و تجهیزات ناوبری و تشخیص آب‌وهوا برای هدایت بالگردها استفاده کردند.[10] عدم به‌کارگیری چنین امکاناتی برای مسیریابی در این عملیات، جای تعجب داشت و به نظر من نابخشودنی است. این کار با تاکتیک‌های اصلی اعزام نیرو به‌صورت زمینی یا هوایی منافات دارد.

 

خاستگاه اشتباه کجاست؟

گزارش تأکید زیادی بر کاستی‌های موجود در فرماندهی می‌کند؛ به‌ویژه نسبت به اینکه امنیت عملیاتی درزمینۀ آموزش و نیز برنامه‌ریزی برای عملیات هوایی، بیش از حد سخت‌گیرانه و غیرمنعطف بوده است. اتهام به‌روشنی متوجه وات است. گزارش همچنین دقیق به خواننده شواهد کافی برای تشخیص متهمین و متخلفین دیگر را نیز ارائه می‌کند.

وجود عنصر نیروی دریایی در نیروی رزمی مشترک، افتخاری برای نیروی دریایی به حساب نمی‌آید. من حدس می‌زنم برخی ابعاد روابط غیردوستانه بین وات و نیروی دریایی پنهان مانده است. ترس ابتدایی نیروی دریایی از «جست‌وجو و مجازات جادوگر» اکنون بیشتر قابل‌درک است. واقعاً در این مورد، یک «جادوگر» وجود دارد.

دوم، نقش گست، سردرگمی در مسئولیت عملیات‌ هوایی و ارتباط گست با جونز ازجمله خاستگاه‌های دیگر نواقص عملیات هستند.

سوم، سازمان سیا و جامعۀ اطلاعاتی نیز تا حدودی مقصر هستند. آن‌ها تعلل کردند و در مراحل اولیه، پشت موانع بین‌سازمانی پنهان شدند.

چهارم، ناتوانی در استفاده از [کمتر از یک سطر از طبقه‌بندی خارج نشده است] و مفهوم آن برای نیروی رزمی مشترک باید اشتباه ستاد مشترک و ژنرال جونز قلمداد گردد. رقابت میان دسته‌ها و شخص مصون از انتقاد و طرح فرماندهی یکپارچه، مانع از ظهور یک نیروی رزمی مشترک کارآمد در سال 1977 شد. دقیقاً همین موانع و مشکلات اکنون بر سر راه توصیۀ ما برای وجود یک فرماندهی خاورمیانه[11] قرار دارد.

پنجم، اگرچه گزارش به ارتباط با مرجع فرماندهی ملی نمرۀ بالایی می‌دهد، ولی وقتی نواقص و اشتباه را در نظر می‌گیریم، وزیر دفاع مبرّا از تقصیر نیست. مسئول نهایی ساختار ضعیف نیروی رزمی مشترک، براون است.

 

کدام موارد قابل‌پیگیری هستند؟

رئیس‌جمهور می‌تواند از این گزارش برای اعمال برخی تغییرات استفاده کند:

الف. اگر این گزارش دقیق باشد، وجود یک فرماندهی خاورمیانه ضروری است. نیروی رزمی مشترکِ واکنش سریع با شکست سنگینی مواجه خواهد شد، چراکه ستاد مشترک نیروهای مسلح درحال‌حاضر با فرماندهی آمادگی ایالات متحده،[12] نیروی رزمی مشترک واکنش سریع، فرماندهی اقیانوس آرام ایالات متحده[13] و ستاد فرماندهی اروپایی ایالات متحده،[14] مرتبط است که سبب فلج‌شدن روند برنامه‌ریزی، آموزش و اعزام نیروها می‌شود. همچنین عنصر نیروی دریایی در فرماندهی وجود ندارد و از طرح کلی ارزیابی آموزش «مشترک» نیز خبری نیست.

‌ب. یک گروه بررسی خارجی متشکل از افسران بازنشسته و ارائۀ پیشنهادی ازسوی گروه هالووی، ایدۀ بدی نیست.

‌ج. ضروری است که جامعۀ اطلاعاتی، انتقال از دوران صلح به حالت جنگی و عملیاتی را تمرین کند. اجرای دستور تمرین 58[15] فرصت برای انجام این مهم را فراهم می‌کند،[16] ولی موارد دیگر به‌ویژه در درون بدنۀ وزارت دفاع و آژانس اطلاعات دفاعی نیز باید تمرین شود.

یکی از پیامدها و دلالت‌های بلندمدت این گزارش، ضرورتی است که برای ایجاد یک تغییر اساسی در ساختار وزارت دفاع مطرح می‌کند. ستاد مشترک نیروهای مسلح درمقابلِ این نهادها بسیار ضعیف است و آژانس اطلاعات دفاعی نیز درمقابل سیا، بسیار ضعیف است. پیشنهاد انجام عملیات‌ ویژه توسط نیروی رزمی مشترک درواقع مشکل قانونی دارد؛ چراکه این کار مستقیم با هدایت مرجع فرماندهی ملی و ستاد مشترک نیروهای مسلح انجام می‌شود نه ازطریق فرماندهی کل، آن‌گونه که در لایحۀ امنیت ملی 1947[17] تعیین شده است.[18]

ما روزبه‌روز بیشتر به ستاد عملیات نظامی در سطح ملی نیازمند می‌شویم که مافوق فرماندهان کل و نیروهای مسلح باشد. همچنین ظرفیت کارکنان در دستور تمرین 59 جدید[19] و نیز ظرفیت‌های موجود در دستور تمرین 58 استمرار دولت، فرماندهی، نظارت، ارتباطات و اطلاعات[20] برای رئیس‌جمهور نسبت به کنترل نیروهای نظامی نیز اقتضای همین مسئله را دارند.

پیامد و نکتۀ مهم دیگر را در اشارۀ گزارش به ارزیابی آمادگی و تمرین باید جست‌وجو کرد. تنها راهی که می‌توانیم با استفاده از آن «بهره‌وری عوامل» را به‌صورتی گسترده‌تر در وزارت دفاع داشته باشیم، این است که توجه ما به «خروجی» وزارت باشد. تمریناتی که با برنامه‌ریزی واقعی برای اتفاقات احتمالی هماهنگ باشند، تنها ابزار امیدوارکننده برای سنجش چنین خروجی به حساب می‌آیند. برنامۀ تمرینی سالیانه و پنج‌سالۀ ستاد مشترک نیروهای مسلح، سرآغازی برای راه‌اندازی یک سیستم آزمایش و سنجش در آینده است.

در پایان اجازه بدهید دیدگاه شخصی خودم را بیان کنم. ازنظر یک افسر نظامی که جابه‌جایی فرماندهان را دیده و سربازان را به زندان افکنده است، این گزارش توجیهی برای استعفای اجباری در سطوح مقامات ارشد است. منطقی‌بودن برداشتن چنین گامی برای پاک‌سازی، ممکن است در زمان کنونی محل تردید باشد، ولی روشن است که نویسندگان گزارش همان احساسی را داشته‌اند که من دارم. آن‌ها دیدگاه خود را پنهان کردند تا از آشکارشدن تقصیرها جلوگیری کنند، ولی شواهد موجود از نتایج ناگواری حکایت می‌کند.

من احساس می‌کنم که بخشی از تقصیر متوجه من است؛ چراکه من شما را تشویق کردم به عملیات اطمینان داشته باشید. این نظر به‌خاطر بررسی مستقیم ناچیزی بود که از تمرینات و سازمان‌دهی نیروها داشتم، ولی در مراحل پایانی، من دیگر از جریان گزارش‌دهی‌ها و جلسات شورای امنیت ملی کنار گذاشته شدم و بنابراین نگرشی بسیار ناقص از جزئیات عملیات داشتم.

اگر نیاز به یادداشتی برای رئیس‌جمهور دربارۀ این گزارش است، من آن را آماده خواهم کرد؛ ولی شاید بهتر باشد که کمی در این رابطه تأمّل کنید و مفهوم و محتوای کامل گزارش را تحلیل نمایید.

 


[1]. Carter Library, National Security Affairs, Brzezinski Material, General Odom File, Box 27, Iran Special Contingency Group 7/80.

به‌کلی سرّی. دنند در یادداشت 4 سپتامبر خطاب به برژینسکی نوشت: «در یادداشت [اودم] برای شما هیچ‌گونه نتیجه‌گیری که من با آن‌ها بتوانم مسائل جدی را دنبال کنم، وجود ندارد». دنند این‌گونه جمع‌بندی کرد که براساس گزارش هالووی: 1. باید بررسی شود که آیا هرگونه برنامه‌ریزی و یا آموزشی که برای انجام عملیات دوم نجات در جریان است، ازنظر تشکیلاتی مطلوب است یا خیر؟ 2. این گزارش «سندی قابل‌توجه»، یا تغییری در طرح فرماندهی یکپارچه (Unified Command Plan) است؛ 3. هرگونه تلاش برای تغییر استقلالی که توسط نیروهای نظامی حفظ شده است، «باید به زمان حضور مدیریت قدرتمندتر در پنتاگون» موکول شود؟ (همان).

 

[2]. نک: سند 321.

 

[3]. یادداشت بررسی ریاست‌جمهوری ـ30، «تروریسم»، 2 ژانویه 1977، قابل‌مشاهده در:

Carter Library, National Security Council, NSC Institutional Files (H–Files), Box 1.

 

[4]. Pittman

 

[5]. Rapid Deployment Joint Task Force

 

[6]. Western Training

 

[7]. یادداشت بررسی ریاست‌جمهوری ـ11 با عنوان «ساختار اطلاعاتی و مأموریت»، 22 فوریه 1979، همان.

 

[8]. Son Tay

 

[9]. HH–53

 

[10]. مأموریت نجات پنجاه اسیر جنگی آمریکایی، از زندان سان‌تای نزدیک هانوی (Hanoi) که سال 1970 انجام شد و شکست خورد، اولین عملیات نظامی مشترک با هدایت رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح بود.

 

[11]. Mid East Command

 

[12]. U.S. Readiness Command

 

[13]. U.S. Pacific Command

 

[14]. European Command

 

[15]. PD–58

 

[16]. برای آگاهی از دستور تمرین 58، «استمرار دولت»، 30 ژوئن 1980، نک:

Carter Library, National Security Council, NSC Institutional Files (H–Files), Box 23.

 

[17]. 1947 National Security Act

 

[18]. لایحۀ امنیت ملی 1947 تغییراتی در تشکیلات و ساختار نیروهای مسلح، سیاست خارجی و دستگاه اطلاعاتی به‌منظور تأمین نیازهای مربوط به جنگ سرد ایجاد کرد. این لایحه وزارتخانه‌های جنگ و نیروی دریایی را در وزارت دفاع ادغام کرد، وزارت نیروی هوایی (Department of the Air Force) را ایجاد نمود و سه دبیرخانۀ نیروهای مسلح را راه‌اندازی نمود. همچنین این قانون شورای امنیت ملی و سازمان سیا را نیز تأسیس کرد.

 

[19]. برای آگاهی از دستور تمرین 59 با عنوان «سیاست استفاده از تسلیحات اتمی»، 25 جولای 1980، نک:

Carter Library, National Security Council, NSC Institutional Files (H–Files), Box 23.

 

[20]. C3I

منبع: - جلد - صفحه
تصاویر
سند قبلی سند بعدی
1947 National Security Act Article 39 مادّه 39 Article 41 FOI Resolution S/13735 TNF «اعلامیه ونیز» آمریکا آینده انقلاب آیین‌نامه‌ 662 امام خیمینی اوراق سفید اوراق سفید تاریخی درباره روابط ایران و ایالات متحده اوراق سفید درباره چین (1949) و ویتنام (1965) ایران ایرانی بحران گروگانگیری بخش 662 لایحه کمک خارجی سال 1961 بریتانیا بیانیه 27 نوامبر ایران بیانیه 9 نوامبر بیانیه رسمی آمریکا تحریم‌های مادّه 41 تحلیل تصویب قطعنامه پیشنهادی آمریکا برای اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه ایران توافق­نامه سالت 2 جیم کارتر داخل ایران سازمان سیا شوروی فرمان اجرایی 12036 فرمان اجرایی 12205 فرمان اجرایی 12211 قانون 1947 قانون آزادی اطلاعات قطعنامه 457 (1979) 4 دسامبر قطعنامه 461 (1979) قطعنامه 461 شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه 461 مصوّب 31 دسامبر 1979 قطعنامه اختیارات جنگ قطعنامه تحریم ایران قطعنامه تحریم ایران در شورای امنیت قطعنامه سازمان ملل قطعنامه شماره 457 قطعنامه شورای امنیت قطعنامه شورای امنیت به منظور تحریم ایران قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه وضع تحریم علیه ایران قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل لایحه امنیت ملّی 1947 مادّه 39 متمم فرمان اجرایی 11905 متمم هیوز رایان مذاکرات صلح خاورمیانه معاهده 1921 معاهده 1921 ایران معاهده 1921 روسی منشور سازمان ملل نامه 25 نوامبر والدهایم نامه پرکت/لینگن نجات گروگانگیری وضع تحریم‌‌های اقتصادی علیه ایران (قطعنامه اس/13735) وضعیت کشور پیمان 1921 پیمان نیروهای هسته‌ای پیمان وین گزارش گزارش گولاسینزکی