SpecialCase
29
داستان واقعی بازی
توضیح مراحل بازی
از اولین سرنخ تا شناسایی جاسوس سیا
در عملیات قلعه آپاچی، شما در نقش مأموران زبده اطلاعاتی کمیته انقلاب اسلامی، مسئول بررسی یک پرونده محرمانه هستید. گزارشها حاکی از آن است که یکی از مأموران ارشد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، با پوشش دیپلماتیک در تهران فعالیت میکند و قصد دارد عملیات خرابکارانهای را پیش ببرد.
برای کشف هویت این مأمور، باید پنج مرحله را پشت سر بگذارید؛ از شناسایی محل احتمالی خرابکاری تا بررسی اسناد، پیدا کردن مسیر رسیدن به سفارت و بازجویی از مظنونان.
در این راهنما، مراحل پرونده را دوباره مرور میکنیم و میبینیم سرنخها چگونه شما را به جاسوس اصلی رساندند.
مأموریت شما چه بود؟
گزارشهای اطلاعاتی از احتمال وقوع یک عملیات خرابکارانه در تهران خبر میدادند. سه مکان بهعنوان اهداف احتمالی معرفی شده بودند:
مأموریت شما این بود که با بررسی سرنخهای کمیک و تطبیق آنها با نقشه، محل اصلی عملیات را شناسایی کنید.
سرنخها چه میگفتند؟
سرنخ اول: « کوچه های باریک محل مناسبی برای فرار است»
با بررسی نقشه، متوجه میشدید که جماران منطقهای مسکونی با کوچههای متعدد و رفتوآمد مردم است؛ ویژگیای که با این سرنخ مطابقت داشت.
سرنخ دوم: «هدف عملیات از نگهبانی چندانی برخوردار نیست»
سرنخ سوم: «ورود میان مردم آسانتر است»
این عبارت نشان میداد که محل موردنظر باید امکان رفتوآمد در میان مردم را فراهم کند. ورود به پایگاه هوایی با نگهبانی شدید و ساختمان صداوسیما که ورود افراد عادی به آن آسان نیست، با این سرنخ سازگار نبود.
سرنخ چهارم: «خبر عملیات دلها را میلرزاند»
در کنار این عبارت، تصویر رادیو و روزنامه قرار داشت. این نشانه به رسانهها اشاره میکرد و توجه شما را به ساختمان صداوسیما جلب میکرد.
پاسخ مرحله اول: منطقه جماران
با کنار گذاشتن دو گزینه دیگر و تطبیق سرنخها با نقشه، محل احتمالی خرابکاری مشخص میشد: جماران.
پس از حل معما، باید با استفاده از ابزار مخصوص بازی، حروف رمز پنهانشده در نقشه را نیز پیدا میکردید. عدد پنهان شده در نقشه 153566 بود. این رمز در مرحله بعد به شما کمک میکرد تا اطلاعات درست را از میان مدارک محرمانه تشخیص دهید.
مأموریت شما چه بود؟
پس از شناسایی محل احتمالی خرابکاری، نوبت به کشف هویت و مشخصات مأمور ارشد سیا در تهران رسید.
در این مرحله، پاکت مدارک محرمانه را باز میکردید و با کنار هم قرار دادن قطعات پازل، پرونده پرسنلی فرد موردنظر را تکمیل میکردید. دو دسته کارت در پاکت قرار داشت که هر قطعه دارای شماره بود رمز بهدستآمده از مرحله اول در تشخیص کارتهای صحیح به شما کمک میکرد.
در اسناد دنبال چه چیزی میگشتید؟
هدف، پیدا کردن اطلاعاتی بود که جایگاه و محل مأموریت فرد موردنظر را مشخص میکرد. روی کارت یک آدرس ناقص قرار داشت تهران خیابان روزولت شما بای حروف هر کارت را کنار هم قرار میدادید تا نام ساختمام مشخص شود. با تکمیل پازل، اطلاعات زیر به دست میآمد:
این اطلاعات نشان میداد که باید توجه خود را به مأموری معطوف کنید که در رأس فعالیتهای سیا در تهران قرار داشت و محل فعالیتش سفارت آمریکا بود.
نتیجه مرحله دوم
با تکمیل پرونده پرسنلی، اطلاعات لازم برای شناسایی محل استقرار مأمور ارشد به دست آمد. اکنون باید مسیر رسیدن به این محل را پیدا میکردید.
مأموریت شما چه بود؟
با مشخص شدن نشانی قلعه آپاچی، باید روی نقشه تهران مسیر رسیدن به این مقر را پیدا میکردید.
در این مرحله، صرفاً دانستن مقصد کافی نبود؛ لازم بود مسیر درست را از میان راههای موجود تشخیص دهید و از مسیرهای انحرافی دور بمانید.
چطور باید معما را حل میکردید؟
نقشه شهری را با دقت بررسی میکردید و مسیر منتهی به قلعه آپاچی را دنبال میکردید. بعضی از مسیرها برای گمراه کردن شما طراحی شده بودند؛ بنابراین انتخاب راه درست به دقت در جزئیات نقشه نیاز داشت.
در طول مسیر نیز باید حروف رمز پنهانشده را جمعآوری میکردید تا به رمز نهایی بازی برسید.
نتیجه مرحله سوم
با پیدا کردن مسیر صحیح و جمعآوری حروف رمز، به مقصد عملیات نزدیک میشدید: قلعه آپاچی، نام مستعار سفارت آمریکا در تهران. حروف رمز پنهان در مسیر نیز جاسوس بود.
مأموریت شما چه بود؟
پس از تسخیر قلعه آپاچی، باید اتاق موردنظر را در میان اتاقهای مختلف سفارت پیدا میکردید.
برای این کار، یک نشانی ناقص در اختیار داشتید. لازم بود با استفاده از پاسخهای مراحل قبلی، بخشهای خالی نشانی را تکمیل کنید و مسیر درست را در ساختمان انتخاب کنید.
اینجا جواب مراحل قبل به کمک شما می آمد جماران، قلعه آپاچی و کلمه جاسوس. اینجا یک بازی حروف داشتیم که باید با استفاده از حروف سه جواب قبلی مسیر اتاق جاسوس را تکمیل میکردید.
سرنخ اصلی چه بود؟
نشانی ساختمان به سه بخش تقسیم شده بود:
پاسخ درست این معما به شما میگفت از کدام ورودی وارد شوید، کدام راهرو را انتخاب کنید و به سراغ کدام اتاق بروید.
پاسخ مرحله چهارم
مسیر صحیح عبارت بود از:
ورودی سوم ← راهروی سمت چپ ← اتاق جعل
اگر در انتخاب مسیر اشتباه میکردید، وارد اتاق دیگری میشدید و به سرنخهای نادرست میرسیدید. بنابراین دقت در تکمیل نشانی اهمیت زیادی داشت.
با پیدا کردن اتاق درست، به سرنخهایی دسترسی پیدا میکردید که در مرحله پایانی برای شناسایی جاسوس اصلی به کار میآمدند.
مأموریت نهایی شما چه بود؟
اکنون زمان حل آخرین معما رسیده بود. در اتاق بازجویی، تصاویر و مشخصات شش مظنون روی دیوار قرار داشت. هرکدام از این افراد در یکی از اتاقهای سفارت دستگیر شده بودند.
وظیفه شما این بود که سرنخهای بهدستآمده از اتاقها را بررسی کنید و با تطبیق آنها با اطلاعات هر مظنون، جاسوس اصلی را شناسایی کنید.
چطور باید به پاسخ میرسیدید؟
در این مرحله، باید از اطلاعاتی که در طول بازی جمعآوری کرده بودید استفاده میکردید. بررسی سرنخهای اتاقها و مقایسه آنها با مشخصات مظنونان به شما کمک میکرد به هویت فرد موردنظر برسید.
پاسخ این مرحله، نتیجه بررسی تمام سرنخهای پرونده بود؛ نه یک حدس ساده بر اساس تصاویر مظنونان.
پاسخ نهایی پرونده: تام آهرن
بر اساس اطلاعات پایانی بازی، فرد موردنظر تام آهرن (Tom Ahern)، رئیس وقت ایستگاه سیا در تهران، بود.
با شناسایی او، شما توانسته بودید مسیر پرونده را از گزارش اولیه خرابکاری تا کشف هویت مأمور ارشد سیا دنبال کنید.
تبریک! تو موفق شدی تمام مراحل بازی معمایی «قلعه آپاچی» را پشت سر بگذاری و رازهای پرونده را کشف کنی. اما ماجرا هنوز تمام نشده است! در طول بازی با شخصیتی به نام تام آهرن روبهرو شدی؛ مردی که دستگیری او یکی از محورهای اصلی داستان بازی بود. اما آیا میدانستی تام آهرن یک شخصیت واقعی است و در یکی از مهمترین اتفاقات تاریخ معاصر ایران حضور داشته؟ او مسئول قرارگاه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در تهران بود و در جریان تسخیر سفارت آمریکا دستگیر شد. حالا وقت آن رسیده که از دنیای معماها بیرون بیایی و با داستان واقعی پشت این پرونده آشنا شوی. آنچه در ادامه میخوانی، روایتی کوتاه از اتفاقاتی است که به تسخیر سفارت آمریکا و دستگیری تام آهرن منجر شد.
داستان واقعی پشت پرونده
ماجرا از سالها قبل از تسخیر سفارت آمریکا شروع شد. در ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، دولت دکتر محمد مصدق با کودتایی که آمریکا و انگلیس در طراحی و اجرای آن نقش داشتند، سرنگون شد و محمدرضا پهلوی دوباره قدرت خود را تثبیت کرد. در سالهای بعد، نفوذ آمریکا در ایران بیشتر شد و مستشاران آمریکایی در بخشهای مختلف کشور، از ارتش و اقتصاد گرفته تا مسائل سیاسی، حضور پیدا کردند. تصویب قانون کاپیتولاسیون در سال ۱۳۴۳ هم اعتراضهای زیادی به دنبال داشت. سرانجام در سال ۱۳۵۷، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و حکومت پهلوی سقوط کرد؛ اما نگرانی از دخالت دوباره آمریکا در سرنوشت ایران همچنان وجود داشت. در همین دوران، تام آهرن بهعنوان مسئول قرارگاه سیا در تهران فعالیت میکرد. او از زمان ورودش به ایران به دنبال جمعآوری اطلاعات، برنامهریزی برای گسترش نفوذ آمریکا و برقراری ارتباط با مخالفان انقلاب بود. بر اساس اسناد منتشرشده از سفارت، فعالیتهای اطلاعاتی و ارتباط با گروههای مخالف جمهوری اسلامی از موضوعاتی بود که دستگاه اطلاعاتی آمریکا در ایران دنبال میکرد. در چنین شرایطی، وقتی محمدرضا پهلوی در مهر ۱۳۵۸ وارد آمریکا شد، نگرانیها از دخالت دوباره این کشور بیشتر شد و گروهی از دانشجویان تصمیم گرفتند اقدامی انجام دهند که به باور خودشان مانع تکرار اتفاقات گذشته شود.
صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸، حدود ۴۰۰ نفر از دانشجویان مسلمان پیرو خط امام به سمت سفارت آمریکا در تهران حرکت کردند. آنها وارد محوطه سفارت شدند و کنترل ساختمان را به دست گرفتند. در همان زمان، تعدادی از کارکنان سفارت تلاش کردند اسناد و مدارک محرمانه را با دستگاههای خردکن از بین ببرند و بخشی از آنها را بسوزانند؛ اما همه اسناد نابود نشد. دانشجویان بعدها هزاران تکه کاغذ خردشده را کنار هم قرار دادند و توانستند بخشهایی از مدارک را بازسازی کنند. در میان افراد دستگیرشده، تام آهرن، مسئول قرارگاه سیا در تهران، نیز حضور داشت؛ همان فردی که ماجرای دستگیریاش یکی از بخشهای اصلی بازی «قلعه آپاچی» بود. اسناد بهدستآمده از سفارت، اطلاعاتی درباره فعالیتهای اطلاعاتی آمریکا و ارتباطات پنهانی آن در ایران آشکار کرد. بسیاری از این مدارک بعدها در مجموعه کتابهای «اسناد لانه جاسوسی آمریکا» منتشر شدند. حالا که پرونده قلعه آپاچی را به پایان رساندهای، میدانی که شخصیت اصلی معمای بازی، فردی واقعی بوده و داستان او با یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران گره خورده است. اما هنوز یک سؤال مهم باقی است: چرا دانشجویان تصمیم گرفتند سفارت آمریکا را تسخیر کنند و چه چیزهایی در اسناد آن پیدا شد؟ پاسخ این سؤال را باید در اسناد و اتفاقات آن روزها جستوجو کرد.