در حال دریافت اطلاعات

لطفا منتظر بمانید!

عنوان پرونده

پویش ملی «یک سند، یک چالش»

مصاحبه؛

داستان کاپیتولاسیون

یادداشت؛

آفرین بر شما!

داستان کاپیتولاسیون

تبریک!

شما پویش «یک سند یک چالش» را با موفقیت به پایان رساندید.

اگر موفق شدید از مجموع 200 امتیاز مربوط به هر دو پرونده کد فرار و قلعه آپاچی بیش از 150 امتیاز  کسب کنید، اسم شما در فهرست نفرات برتر برای قرعه کشی قرار گرفته است. امیدواریم که شما یکی از برندگان این پویش باشید. 

 

جوایز این پویش از این قرار است:

 

یک کارت هدیه 3 میلیون تومانی + بازی رومیزی نفیس «میراث» (با قیمت 2 میلیون تومان) به قید قرعه بین کسانی که 200 امتیاز کامل را کسب کرده باشند.

دو کارت هدیه 2 میلیون تومانی + بازی رومیزی نفیس «میراث» (با قیمت 2 میلیون تومان) به قید قرعه بین کسانی که بیش از 180 امتیاز کسب کرده باشند.

ده کارت هدیه 1 میلیونی به قید قرعه بین همه کسانی که بیش از 150 امتیاز کسب کرده باشند.

 

اعلام نتایج 

📣 نتایج پویش ملی «یک سند یک چالش» پس از پایان آبان ماه در کانال‌های اسناد لانه جاسوسی اطلاع رسانی خواهد شد.

 (برای ورود به کانال بر روی لینک و یا آیکون ها کلیک نمایید و در آنها عضو بشوید)

 

https://eitaa.com/usadoc

 

https://ble.ir/usadoc

 

https://splus.ir/Usadoc

 

https://virasty.com/usadoc

 

 

آفرین بر شما!

سایه سنگین سفارت آمریکا با کاپیتولاسیون و جاسوسی و خرابکاری

قانون کاپیتولاسیون (یا همان حق قضاوت کنسولی) که در سال ۱۳۴۳ و زیر فشار مستقیم دولت ایالات متحده در مجلس شورای ملی به تصویب رسید، نقطه‌عطف ننگینی در تاریخ مداخله‌گری بیگانگان و سلب استقلال قضایی ایران بود. بر اساس اسناد به جای‌مانده از سفارت آمریکا، دولت کندی و مستشاران آمریکایی با ارسال یادداشت‌های دیپلماتیک پیاپی، دولت پهلوی را ناچار ساختند تا پرسنل نظامی، کارمندان غیرنظامی وزارت دفاع آمریکا و خانواده‌های آن‌ها را از مصونیت‌های کامل دیپلماتیک (موضوع کنوانسیون وین) بهره‌مند سازد.

این قانون ظالمانه عملاً به معنای سلب صلاحیت از دادگاه‌ها و مراجع قضایی ایران در رسیدگی به جرایم اتباع آمریکایی بود. اسناد سفارت آمریکا به روشنی نشان می‌دهد که هدف اصلی واشنگتن از تحمیل این مصونیت، «آسودگی خیال مستشاران از پیگردهای قانونی» و تثبیت سیطره همه‌جانبه‌ی نظامی و سیاسی بر ارکان کشور بود.

 

 

تلفات و خسارات انسانی و حیثیتی

پیامد عینی اجرای کاپیتولاسیون، ایجاد یک طبقه مصون از قانون و «شهروند درجه‌یک خارجی» در ایران بود که هرگونه تعدی، تصادف منجر به جرح یا فوت، تخلفات اخلاقی و امنیتی‌شان توسط دادگاه‌های ایران قابل تعقیب نبود.

  • جراحات و تلفات خاموش: گزارش‌ها و اسناد داخلی نشان می‌دهد حضور ده‌ها هزار مستشار نظامی و خانواده‌هایشان در شهرهای مختلف ایران (مانند تهران، شیراز، اصفهان و مناطق نظامی)، همراه با رفتار تحقیرآمیز آن‌ها، بارها به درگیری، حوادث رانندگی مرگبار و سلب امنیت روانی شهروندان ایرانی انجامید؛ در حالی که خانواده‌های داغدیده و آسیب‌دیده حتی حق نداشتند پرونده شکایت خود را در دادگاه‌های داخلی به سرانجام برسانند.
  • فروپاشی استقلال ملی: تلفات این قانون فراتر از جان انسان‌ها، شامل مرگ حاکمیت ملی و کرامت انسانی جامعه ایران بود که صدای اعتراض شدید امام خمینی (ره) را در آبان ۱۳۴۳ به همراه داشت؛ فریادی که ماهیت استعماری این سند و دست‌نشانده بودن رژیم در تصویب آن را عیان ساخت و موجی از بیداری عمومی را رقم زد.

قتل ایران سلیمی دختر بچه کرمانشاهی یکی از صدها و شاید هزاران جنایت آمریکایی‌ها در ایران بود که زیر سایه کاپیتولاسیون مخفی ماند. اسناد لانه جاسوسی سند زنده‌ای هستند بر اینکه چگونه یک معاهده تحمیلی، مصونیت آهنین برای متخلفان خارجی به ارمغان آورد و به بهای پایمال شدن خون و حقوق شهروندان ایرانی، استقلال کشور را به زنجیر کشید.

اما سفارت آمریکا تنها در کاپیتولاسیون متوقف نماند زیرا ۲۰ روز بعد از تسخیر لانه جاسوسی، «پیتر تارنف» دبیر اجرایی وزارت خارجه آمریکا، در یادداشتی به برژینسکی اعتراف کرد: «اگرچه تقریباً تمام اسناد سیا نابود شد، اما یک گاوصندوق… توسط ایرانی‌ها توقیف شد که سوءظن‌های ایران درباره فعالیت‌های جاسوسی را تأیید می‌کند.» [1][2]

اسناد باقی‌مانده از لانه جاسوسی، شبکه‌های پیچیده جاسوسی و خرابکاری آمریکا در ایران را عیان کرد. نگرانی مقامات واشنگتن از افشای نام مأموران و شبکه نفوذ بی‌جهت نبود؛ چرا که دانشجویان بعدها بخشی از این مدارک را در جزوه‌ای تحت عنوان «رابطین خوب آمریکا» منتشر کردند. این فهرست که از سال ۱۳۴۸ به بعد مرتب به‌روزرسانی می‌شد، نام افراد مطلع و مورد اعتماد سیا را در بخش‌های مختلف لشکری و کشوری آشکار می‌ساخت.

اسناد مزبور همچنین نشان داد که سفارت آمریکا نه‌تنها از طریق دیپلماتیک اطلاعات جمع‌آوری می‌کرد، بلکه در اتاقک پشت اتاق ۲۲۵ ساختمان مرکزی سفارت، تجهیزات پیشرفته جعل اسناد (مانند مهر ورود و خروج فرودگاه مهرآباد) را برای فراری دادن عوامل خود نگهداری می‌کرد. واشنگتن همواره به دنبال امتیازگیری اطلاعاتی جدید بود تا سلطه خود را حفظ کند.

ریشه این شبکه گسترده نفوذ به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بازمی‌گردد؛ از آن زمان به بعد، بسیاری از رجال سیاسی، دربار، و مقامات رژیم پهلوی به منابع اطلاعاتی آمریکا تبدیل شدند. اسناد سفارت از ارتباط اطلاعاتی افرادی در ارکسترهای مختلف قدرت پرده برمی‌دارد؛ از جمله مهره‌هایی در وزارت خارجه، دانشگاه‌ها و سازمان‌های کلیدی مانند ارتش (نظیر گزارش‌های حمید شیرازی پیرامون وضعیت نیروی هوایی). این اسناد سندی زنده‌اند بر عمق مداخلات و خیانت‌هایی که با مصونیت ناشی از قوانینی چون کاپیتولاسیون در ایران تسهیل شده بود.

بر اساس اسناد لانه جاسوسی، شبکه نفوذ و جاسوسی آمریکا در رژیم پهلوی فراتر از وزارت خارجه و مجلس (شامل چهره‌هایی چون جعفر شریف‌امامی و مدیران کلیدی) بود و حتی ارکان حساس اقتصادی، صنعت نفت (مدیران کنسرسیوم)، هواپیمایی کشوری (نظیر رئیس سازمان و مدیران ایرلاین‌ها) و اصحاب رسانه و روزنامه‌نگاران سرشناس (همچون خبرنگاران ارشد و مدیران مطبوعاتی) را در برمی‌گرفت تا از طریق این «رابطین خوب»، سیاست‌ها و اطلاعات کشور را به‌طور مستقیم مدیریت و هدایت کنند.

 

سفارت آمریکا در راستای نفوذ عمیق خود به نهاد آموزش، دانشگاه‌ها و شبکه معلمان ایران (از جمله ارتباط با چهره‌هایی چون محمد درخشش، رئیس کانون معلمان با ۴۰۰ هزار عضو) توجه ویژه‌ای داشت و از طریق اعطای بورس‌های تحصیلی و همکاری با وزارت علوم، دانشجویان را جذب کرده و با کدهایی مانند «اس.دی.فورگیو» شناسایی می‌کرد؛ این در حالی است که سفارت در اسناد خود گاه با ادبیاتی توهین‌آمیز از عواملش یاد می‌کرد (مانند «خرمگس رام» نامیدن علی‌اصغر امیرانی) و به کمک شرکت‌های دلالی و واسطه‌هایی چون ابوالفتح محوی و خسرو اقبال، و روش‌هایی همچون معامله پایاپای اطلاعات در برابر صدور ویزا (مشاهده سند)، شبکه گسترده‌ای از جاسوسی، تطمیع و جمع‌آوری اطلاعات را در کشور سازمان‌دهی کرده بود.

 

ماموران سفارت آمریکا در ارتباط با جاسوسان خود پروتکل‌های امنیتی و رمزگذاری‌شده‌ی دقیقی (مانند قرار ملاقات در حوالی هتل کاسپین با روزنامه انگلیسی یا لباس‌های مشخص) را رعایت می‌کردند (مشاهده سند و این سند) و علاوه بر شبکه انسانی، با پایگاه‌های پیشرفته الکترونیکی در بهشهر و کپکان به جاسوسی در منطقه می‌پرداختند (مشاهده سند) این سفارتخانه به کانون توطئه، حمایت از سرکوبگری‌های رژیم پهلوی (از جمله پیشنهاد محاصره و تخریب شهر قم؛ (مشاهده سند) تلاش برای سازمان‌دهی کودتا و حمایت از جریان‌های برانداز و مخالف نظام (مشاهده اسناد: سند اول - سند دوم - سند سوم) و حتی رایزنی‌های پنهان با عناصر مخالف (مشاهده سند) تبدیل شده بود.


 

سفارت آمریکا در ادامه اقدامات مخرب خود به طراحی و برنامه‌ریزی کودتا علیه انقلاب از جمله طرح «کورتاژ» توسط ژنرال‌هایزر و ارتباط با مهره‌های کلیدی مانند ژنرال اویسی (مشاهده سند) رصد و سازمان‌دهی گروه‌های نظامی مخالف در خارج از کشور (مشاهده سند)، تلاش برای کاشت بذر اختلاف و تفرقه در جامعه و مدارس (مشاهده سند) و هدایت عملیات روانی علیه مردم ایران با استفاده از ابزار رسانه‌ای مانند رادیو صدای آمریکا (مشاهده سند) دست زد؛ اقداماتی که در نهایت با پذیرش محمدرضا پهلوی در آمریکا و هراس از تکرار کودتای ۲۸ مرداد، به تسخیر لانه جاسوسی به عنوان یک اقدام پیش‌دستانه و منطبق بر حقوق دفاع مشروع (بر اساس تحلیل حقوقدانان برجسته نظیر فرانسیس آنتونی بویل) انجامید.



[1] مجموعه روابط خارجی ایالات متحده آمریکا؛ ایران: تسخیر لانه جاسوسی، سند شماره 58، ص نشرشناخت پژوه.

صوت‌ها

کد فرار

فیلم‌ها

CAPTCHA