Note
44
رضا مهوشی
کودتای 28 مرداد در سال 1332 یکی از مهمترین و چالشبرانگیزترین رویدادهای سیاسی تاریخ معاصر ایران است. بر خلاف اجماعی که نسبت به ماهیت این ماجرا وجود دارد و غالبا صحبت از «کودتا» بودن آن می کنند، برخی از نظریه پردازان در پی آن هستند که ثابت کنند آنچه در 28 مرداد رخ داد صرفا یک جابجایی تقریبا مسالمت آمیز قدرت بود. در همین رابطه طراحان خارجی کودتا، یعنی آمریکا و انگلیس، نیز تا چندی پیش نقش خود در کودتا را کتمان کرده و مدعی عدم دخالت در کودتا بودند. ادعای آمریکا و انگلیس از انکار نقش خود در کودتا در حالی صورت میگیرد که اسناد لانه جاسوسی آمریکا و همچنین اسناد منتشر شده در قالب مجموعه روابط خارجی آمریکا در جهت شناسایی عوامل زمینه سازی کودتای 28 مرداد صراحتا به این موضوع اشاره کرده و به نقش آمریکا در کودتا پرداخته است.
آیا 28 مرداد کودتا بود؟
عمدهترین کسانی که معتقدند حوادث 28 مرداد، کودتا نبده است، سلطنتطلبان و گروههای خارجی هستند. آنها معتقدند که در روز 28 مرداد کودتایی صورت نگرفت و دکتر مصدق از طریق قانونی از کار برکنار شد. البته دکتر مصدق در کتاب خاطرات خود به موضوع برکناری اجباریاش از نخستوزیری اشاره کرده و دقیقا از کلمه کودتا برای تشریح این وضعیت استفاده کرده است. وی در این رابطه آورده است: «جای اینکه شاهنشاه با آمال و آرزوی ملت خود که آزادی و استقلال مملکت بود موافقت کنند و با دولتی که صنعت نفت را ملی کرده بود همراهی و مساعدت فرمایند آن را از طریق کودتا ساقط کردند و ملت ایران را طوری در مضیقه گذارند و از آن سلب آزادی نمایند که قادر نشود به قرارداد امینی ـ پیج کوچکترین اعتراضی بنماید».(1)
برخی از منابع دیگر نیز معتقدند که حوادث 28 مرداد نه تنها کودتا بود اما در جهت شناسایی عوامل شکل گیری کودتای 28 مرداد عامل اصلی کودتا، عوامل داخلی و اشخاصی چون فضلالله زاهدی را عامل اصلی کودتا معرفی میکنند. این منابع در صدد پنهان کردن نقش بازیگران خارجی کودتا هستند. به باور این گروه که عمدتا نیز از مقامات و تحلیلگران غربی هستند، «در اوت 1953، فضلالله زاهدی کودتایی را انجام داد که مصدق را برکنار و شاه را به تخت و تاج سلطنت بازگرداند. به عنوان پسر تیمسار زاهدی، اردشیر نقش مهمی در کودتا به عهده داشت. وقتی تیمسار نخستوزیر شد، پسرش به عنوان منشی خصوصی و رابط رسمی وی با دربار خدمت نمود».(2)
نکتهای که در این خصوص وجود دارد آن است که حتی خود مصدق نیز عامل اصلی کودتا را انگلیس میدانست و نقش بسیار کمرنگی برای آمریکا در رهبری این کودتا قائل بود. البته این به معنای انکار نقش آمریکا در کودتا نیست، بلکه بدان معناست که آمریکا نیز از حامیان کودتا بود.
آیا کودتای 28 مرداد یک کودتای آمریکایی بود؟
اعترافات کرمیت روزولت که از مجریان کودتا به شمار می آید در کتاب خاطراتش به خوبی بیانگر نقش آمریکا در کودتا است. او در خاطرات خود آورده است: «آژاکس اسم رمزی بود که سازمان سیا روی این طرح گذاشته بود. سیا، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، قصد داشت این عملیات را در ایران انجام دهد که پرخطر و چندجانبه بود. این طرح، پادشاه ایران، وینستون چرچیل (نخستوزیر بریتانیا)، آنتونی ایدن (وزیر خارجه بریتانیا)، نمایندگان بریتانیایی و آیزنهاور (رئیسجمهور آمریکا)، جان فاستر دالاس (وزیر امور خارجه آمریکا) و سازمان سیا را گرد هم آورده بود و هدف این اتحاد سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق، نخستوزیر ایران، بود».(3)
هم زمان با تحولات سیاسی ایران در سال های منتهای به انقلاب اسلامی، تحلیلهای زیادی در خصوص وقایع و رخدادهای ایران و عملکرد آمریکا در ایران از جانب نظریه پردازان و تحلیلگران انجام شد. استانلی تی. اسکودرو، از مقامات عالیرتبه آمریکا در متنی با عنوان What went wrong in Iran? «چه اشتباهی در ایران رخ داد؟» به موضوع کودتا و نقش آمریکا در کودتا پرداخته و دخالت این کشور در کودتا را یکی از اشتباهات اساسی آمریکا برشمرده است. او می نویسد: «در تمام مدت بعد از جنگ و بهخصوص از سال 1953 به این طرف، آمریکا با شاه ایران و رژیمش رابطهای بسیار نزدیک برقرار نمود. ما در سرنگونی نخستوزیر چپگرا و ناسیونالیست، یعنی مصدق، و بازگرداندن شاه از تبعید مختصرش در اروپا نقش بسیار مؤثری را ایفا نمودیم. ما چند میلیارد دلار در زمینه پروژههای کمک دوجانبه مصرف کردیم.» (4) نکته جالب این اعتراف این است که فرار شاه در کودتای 28 مرداد را با تعبیر «تبعید» مورد اشاره قرار می دهد و سخن کسانی که این فرار را یک «تعطیلا و تفریح» معرفی می کنند را بی اعتبار می کند.
اسکودرو علل اهمیت کودتا در ایران و حفظ شاه را چنین بیان می کند: «بر اساس منافع مشترک امنیتی و نیز قدرت خرید ایران، ما به ایران کمک کردیم تا به صورت قدرت بیچون و چرا در خلیج فارس درآید. ما در آن کشور دارای هزاران مستشار و تکنیسین نظامی و غیر نظامی بودیم. از حاکمی نیرومند و مستبد حمایت میکردیم که در نتیجه بصیرت خویش به ضرورت عمران ملی پی برده بود و ظاهراً آن قدر شجاع بود که هدایت ایران را در مسیر اصلاحات اقتصادی و اجتماعی ملی به دست گرفت تا ایران بتواند به قرن بیستم وارد شود».(5)
آمریکا دولت مصدق را یک مانع بر سر راه ایجاد هژمونی نفتی و نظامی خود در منطقه می دانست و لذا برنامه جدی برای سرنگونی آن داشت. آمریکا دولتی ا می خواست که به توسعه از نوع آمریکایی اش اعتقاد داشته باشد و بتواند برنامه های بلند مدت آمریکایی را به اجرا در بیاورد لذا روی کار آمدن دولت زاهدی بعد از کودتا، بهترین گزینه موردنظر برای آمریکا بود؛ زیرا دولت زاهدی انتخاب آمریکا بود و از نظر جهتگیری سیاسی در نقطه مقابل مصدق قرار داشت. بر این اساس، با سقوط دولت دکتر مصدق در جریان کودتای 28 مرداد، دولت زاهدی بار دیگر قراردادهای مربوط به مستشاران را رسما تمدید کرد. در متن یک سند آمده است: «هیئت وزیران، بر اساس طرح پیشنهادی وزارت دفاع ملی به ادامه خدمات و پرداخت حقوق مستشاران آمریکایی در وزارت دفاع ملی را از تاریخ 21 مارس 1954 (اول فروردین 1333) برای مدت یک سال، همان گونه که در ماده 3 قرارداد مورخ 13 مهر 1326 آورده شده، مورد تصویب قرار داده است.(6)
زاهدی البته مورد توجه و نظر برخی از مسئولان و جریان های داخلی نیز بود.. او از محبوبیت زیادی بین افراد ارتش و پلیس برخوردار بود؛ بنابراین شاه و دربار معتقد بودند به هر قیمتی که هست باید با وی ارتباط برقرار شود. از این روپسرش اردشیر به عنوان رابط انتخاب شده و او موافقت میکند که پیامرسان دربار به پدرش باشد. با پادرمیانی اردشیر، سرتیپ زاهدی نیز مجاب می شود که این نقش را قبول نماید. (7)
فارغ از این، رفتار و عملکرد آمریکا بعد از کودتا هم به خوبی نشان می دهد که آمریکا نقش جدی و اساسی در کودتا داشته است. به عنوان نمونه شاپور بختیار در تایید همین فرضیه گفته بود «من طی تماسی تلفنی از سوی آقای هویزون و ملاقاتی کوتاه در دفتر او در 4 آذر، مأمور تأسیس و رهبری نهضت مقاومت ملی شدم.» اگرآمریکا مجری کودتا نبوده است پس با چه توجیهی در حال چینش مهره های در مناصب مختلف بوده است؟ نکته قابل تأمل در این رابطه این است که طرف آمریکایی پیششرطهایی برای فعالیت این حزب تعیین کرده که مهمترین آن عدم مخالفت با دولت زاهدی بوده است (8) و این نشان می دهد موفقیت دولت زاهدی تا چه اندازه برای آمریکایی ها اهمیت داشته است. بختیار در بیانی در مورد موضع حزب ایران اینچنین می گوید:
«او موضع فعلی حزب ایران (یا آن قسمتی از رهبران را که او از طرف آنها صحبت میکند) را به ترتیب زیر بیان کرد:
1- مخالفت با حزب توده و عدم تمایل به همکاری مستقیم با آن؛
2- عدم مخالفت با شاه
3- عدم فعالیتهای ضد آمریکایی.(9)
بر این اساس میتوان گفت تأکید عوامل آمریکا و دربار جهت اجازه فعالیتها به احزاب و گروههای مختلف با پیششرط عدم مخالفت با آمریکا و دولت زاهدی، به خوبی بیانگر تمایل آمریکا در مخالفت با مصدق و تأیید کودتاست.
اما شاید بتوان گفت که مهمترین سند در اثبات نقش آمریکایی ها در ماجرای کودتای 28 مرداد، کتابی است که در سال 2018 توسط وزارت خارجه آمریکا به چاپ رسید. دفتر تاریخ نگاری وزارت امور خارجه آمریکا، اسناد مربوط به ایران در بازه زمانی سال 1330 تا 1333 را در قالب یک کتاب به چاپ رساند که سرفصل های آن عبارتند از:
- تلاش های ایالات متحده برای شناخت مصدق
- بحران سیاسی ایران در سال 1331 و تبعات آن در سال 1332
- برنامه ریزی و اجرای عملیات آژاکس (کودتای 28 مرداد)
- تبعات و آثار عملیات آژاکس
نکته مهم در مورد این کتاب آن است که اسناد مربوط به این بازه یکبار توسط وزارت خارجه آمریکا در سال 1989 نیز به چاپ رسیده بود اما در آن هیچ اشاره ای به نقش آمریکا نشده بود. اصرار محققین و پژوهشگران تاریخی بر چاپ همه اسناد مربوط به این دوران منجر به این شد که وزارت خارجه آمریکا دست به چاپ ویرایش دوم آن کتاب بزند. آمریکایی ها در این کتاب صراحتا و رسما از نقش خود در کودتای 28 مرداد پرده بر میدارند. این کتاب هنوز به فارسی ترجمه نشده است اما نگاه اجمالی به آن می تواند آمریکایی بودن این کودتا را برای ما به اثبات برساند. (10)
پی نوشت:
1- محمد مصدق، خاطرات و تالمات مصدق، انتشارات علمی، چاپ چهارم، ص 184.
2-اسناد لانه جاسوسی، ج 8 ص 547.
3- کرومیت روزولت، کودتا (خاطرات کرومیت روزولت از کودتای بیست و هشت مرداد)، ترجمه محسن عسکری جهقی، تهران، نشر ثالث، 1394، ص 7.
4- اسناد لانه جاسوسی، ج 7، ص 43.
5- همان.
6- همان، ص 555.
7- ثریا اسفندیاری بختیاری و لوئی والنتین، کاخ تنهایی، ترجمه نادعلی همدانی، تهران، مترجم، 1370، ص 165.
8. اسناد لانه جاسوسی، ج 2، ص 643.
9- همان ص 642
10- Foreign Relations of the United States, 1952-1954, Iran, 1951–1954, Second Edition