Note
48
رضا مهوشی
تیمسار ربیعی را باید یکی از مهم ترین فرماندهان نظامی دوران پهلوی بدانیم. در خصوص زندگینامه ربیعی در اسناد آمده است:
«امیرحسین ربیعی در 27 فوریه 1932 در کرمانشاه متولد شد. او پسر بزرگ رئیس یکی از قبایل کُرد بود. او از این ارتباط خانوادگی با غرور صحبت می کند. ربیعی آموزش های گسترده ای در ایالات متحده با شروع آن در 53 - 1952 در پایگاه نیروی هوایی Reese در تگزاس و پایگاه نیروی هوایی ویلیامز در آریزونا، دیده است. در 1953 از آکادمی نیروی هوایی ایالات متحده فارغ التحصیل شد. در 1955 دوره استاد خلبانی را در پایگاه نیروی هوایی در آلمان غربی گذراند، و در 1960 مدرسه افسران اسکادران را در پایگاه نیروی هوایی ماکسول در آلاباما طی کرد. او در 1964 به پایگاه ویلیامز بازگشت و دوره استاد خلبانی را دید و 1966 دوره دانشکده فرماندهی و ستاد را در پایگاه هوایی ماکسول به پایان رسانید. در 1974 دوره مدیریت افسران ارشد را در مدرسه نیروی دریایی ایالات متحده مونتری، کالیفرنیا گذراند و در 1975 برای توجیه در مورد سازمان و عملیات فرماندهی هوایی تاکتیکی نیروی هوایی ایالات متحده به این کشور بازگشت.
ربیعی در نیروی هوایی شاهنشاهی بسیار فعال بوده است. در ابتدا او به عنوان خلبان شکاری در اسکادران یکم شکاری (55 - 1954)، به عنوان استاد شکاری، به عنوان فرمانده اسکادران در اسکادران دوم شکاری (64 - 1961) و به عنوان مدیر عملیات در اسکادران یکم شکاری (66 - 1965)، خدمت نمود. همزمان با بسیاری مشاغل دیگر، او عضو تیم تاج طلائی، تیم آکروبات نیروی هوایی شاهنشاهی (66- 1958) و اسکادران نیروهای سازمان ملل در کنگو نیز بود. او فرماندهی پایگاه یکم شکاری را از 74 - 1973 در تهران و فرماندهی تاکتیکی هوایی را از ژانویه 1975 تا زمان فرماندهی نیروی هوایی شاهنشاهی به عهده داشت. او در سال 1970 به درجه سرتیپی، در 1973 به درجه سرلشگری و در 1976 به درجه سپهبدی ارتقاء یافت. (اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 535)
سپهبد امیرحسین ربیعی آخرین فرمانده نیروی هوایی ارتش پهلوی بود. که در زمستان ۱۳۵۵ به این سمت منصوب شده بود. وی با خروج شاه از کشور موافق نبود، بازگشت امام خمینی به ایران را فاجعه میدانست و در جلسهای در حضور ژنرال هایزر آمریکایی خواستار انجام کودتای نظامی برای حفظ سلطنت یا ربودن امام در آسمان و انتقال وی به نقطهای نامعلوم شده بود. وی پس از خروج شاه به توصیه وی به حمایت از شاپور بختیار و کابینهاش پرداخت. ربیعی پس از پیروزی انقلاب، محاکمه و در ۲۰ فروردین ۱۳۵۸ اعدام شد.
در سندی که درباره مشخصات امیرحسین ربیعی از سفارت آمریکا به دست آمده است در مقابل کلمه «مذهب» نوشته شده: «اسلام؛ ولی به آن عمل نمیکند.»( اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 531 ) و در جای دیگری از این شناسنامه آمده است: «تیمسار ربیعی فرد مذهبی شناخته نمیشود.» در سند دیگری نیز آمده است: «پسرهای وی با مذهب مسیحی بزرگ میشوند». (اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 535)
همانطور که در ابتدای یادداشت به آن اشاره شد، ربیعی تمام مقاطع آموزشی اش را در آمریکا گذرانده بود و لذا روحیه شدید آمریکادوستی در او مشهود بود که در اسناد نیز به آن اشاره شده است:
«او طرفدار ایالات متحده و بخصوص با اعضای نیروی هوایی ایالات متحده دوست است و برای مشاوران آمریکایی در ایران کمک کننده است.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 535)
تیمسار ربیعی در بیستم بهمن ۱۳۵۵ در دوره کابینه امیرعباس هویدا با حکم شاه عهدهدار سمت فرماندهی نیروی هوایی گردید. در کابینه ارتشبد غلامرضا ازهاری، فرماندهان نیروهای سهگانه ارتش با حفظ سمت مسئولیت اداره یک وزارتخانه را نیز عهدهدار بودند و تیمسار ربیعی علاوه بر مسئولیت فرماندهی نیروی هوایی ارتش، وزارت مسکن و شهرسازی را نیز بر عهده داشت. البته « به وی عنوان وزیر داده نشده است. تیمسار مسئولیت سرپرستی وزارتخانه را خواهد داشت و معاون وزیر آن را اداره می کند. ربیعی باید با مسئله ای که بیشتر از هر چیز زبانزد همه است و موجب نارضایتی همگانی شده است، یعنی کمبود مسکن مواجه گردد.» ( اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 535)
ربیعی در تمام مدتی که عهده دار فرماندهی نیروی هوایی بود، نهایت تلاش خود را برای تحکیم روابط این نیرو با نیروی هوایی آمریکا به کار بست. او که در دانشکدههای نظامی آمریکا تحصیل کرده و آموزشدیده بود، در این مدت سفرهای فراوانی به آن کشور داشت و از پایگاههای هوایی آمریکا در آن کشور و در اروپا دیدن کرد.
در یکی از اسناد لانه جاسوسی به ماجرای دیدار تیمسار ربیعی از عراق اشاره می شود و او از حجم اطلاعاتی که عراقی ها نسبت به ایران دارد شگفت زده و البته ناراحت می شود و از آمریکایی ها می خواهد که اطلاعات اینچنینی در مورد عراق را در اختیار ایران نیز بگذارند. او می نویسد:
«در خلال بازدید اخیر من از عراق و در ملاقات هایی که با سرتیپ حمید شعبان التکریتی، فرمانده نیروی هوایی عراق داشتم، به من شواهدی ارائه شد که نیروی هوایی عراق دارای اخبار اطلاعاتی راجع به نیروی هوایی شاهنشاهی است که فقط ممکن است از طریق پوشش عکس برداری هوایی ماهواره ای تهیه شده باشند. سرتیپ حمید شعبان التکریتی قادر بود جزئیات نوسازی ها و کوشش های ساختمانی ما در پایگاه هوایی خاتمی را در مرکز ایران، تشریح نماید. نظریات وی راجع به پیشرفت های ما در هر مورد خیلی جزئی، دقیق، صحیح و مطابق روز بود. بنحو قابل درکی، من دیدارها با سرتیپ حمید شعبان التکریتی را به پایان رساندم در حالی که بسیار آشفته خاطر بودم که محتمل ترین رقیب (دشمن) نظامی ایران در حال مجهز شدن با اطلاعاتی است که جزئیات تلاش های دفاعی کاملاً حفاظت شده ما را تشریح می کند. بدین سبب، من مایل خواهم بود امکان برقراری یک نامه تبادل اطلاعات که متقابلاً هم برای نیروی هوایی شاهنشاهی و هم نیروی هوایی ایالات متحده سودمند خواهد بود، را پیگیری نمایم. ( اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 531)
ربیعی در سال 1357 تدابیر زیادی برای مقابله با انقلاب اسلامی ایران به کار بست. در یکی از اسناد آمده است:
«فرمانده نیروی هوایی در مدت شش ساعتی که در بیست وپنجم اکتبر از آقای دونکن (معاون وزیر دفاع آمریکا) پذیرایی کرد، میزبان سخاوتمندی بود. ظاهرا وی حتی هدایت هواپیمای شخصی اش که جهت سفر به اصفهان در اختیار آقای دونکن قرار داده بود را به عهده گرفت. ربیعی نقطه نظرات سیاسی خود را محرمانه برای آقای دونکن صریحا بیان کرد، یعنی خطر مهلکی که رودرروی ایران است و باید با اقدامی خشن و حتی اگر لازم باشد توسط ارتش به آن پایان داده شود. ( اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 251)
در آستانه انقلاب و تنها ده روز پیش از فرار شاه، شش تن از فرماندهان نظامی دوران پهلوی گردهم می آیند تا از وقوع انقلاب جلوگیری کنند و در واقع با برنامه ریزی یک کودتای خشن و نظامی، حکومت را نجات دهند. در سندی می خوانیم:
«در روزهای دوم و سوم ژانویه (۱۲ و ۱۳ دی ۱۳۵۷) ۶ ژنرال ارتش از جمله اویسی، ربیعی و خسروداد نقشه کودتا را در ساختمانی در خیابان شاه عباس (خیابان قائممقام فعلی) کشیدند. آنها تهران را به ۶ منطقه تقسیم کردند و هر منطقه را به یک ژنرال واگذار نمودند. قرار بود اعمال قوانین شدید نظامی و دستگیریها با یک اشاره و علامت شروع شود. خیلی از مخالفین رژیم میترسیدند که آمریکاییها از چنین کودتایی پشتیبانی کنند.» (اسناد لانه جاسوسی آمریکا - جلد 1 - صفحه 494)
اظهارات یکی از افسران نیروی زمینی ارتش در دادگاه انقلاب نیز از مشارکت تیمسار ربیعی در یک فعالیت دیگر علیه مردم در سال 1357 حکایت دارد:
«...سپهبد ناصر فیروزمند از افسران سابق نیروی زمینی پرده از توطئه برمیدارد: بر اساس گزارشها، سپهبد فیروزمند، معاون دوم سابق ستاد ارتش، در طول محاکمهاش اظهار داشته است که «در روزهای آخر عمر رژیم گذشته، مجموعهای به نام کمیته بحران تشکیل شد تا یک استراتژی نظامی بر ضد مردم تدوین کند.» او همچنین فاش ساخت که «کمیته مزبور، متشکل از وزیر کشور وقت، قرهباغی؛ فرمانده نیروی هوایی سپهبد ربیعی؛ فرمانده نیروی دریایی رحیمی؛ و یک مستشار آمریکایی هر روز برای توطئه بر ضد ملت جلسه داشتند. «او افزود که» سیاست اصلی دولت در آخرین روزهای عمرش جلوگیری از اتحاد ارتش و مردم بود.» این تلاش تا حدود زیادی موفق بود و در زمان خروج شاه سابق از کشور بسیار تشدید شد...» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 10 - صفحه 34)
در یکی از اسناد لانه جاسوسی به بی صبری و صراحت ربیعی در جلوگیری از انقلاب و اقدامات مردمی اشاره می شود. سولیوان سفیر آمریکا در ایران در این سند می نویسد:
«افسران عالیرتبه ارتش براى ما با بیانى صریح بىصبرى خود را با دولت حاضر، ابراز نمودند. ربیعى، ژنرال نیروى هوایى از همه رکتر و بىپردهتر بود که بىصبرانه منتظر برقرارى نظم است. دریادار حبیباللهى، ژنرال اویسى و سایرین در حالى که مانند ربیعى حاد نیستند، معتقدند که توقفى باید در ناآرامیهاى وسیع مردم ایجاد شود... این افسران وفادارى خود را به شاه اعلام مىکنند (و ما صادقانه باور مىکنیم) و ضمناً مىفهمانند که هیچ عملى بدون فرمان مبارک انجام نخواهد شد. آنها همچنین مىدانند که بدون تأیید شاه، یک دولت نظامى هرگونه مشروعیت را از دست خواهد داد. آنها به هر حال عمیقاً از نوسانات و ضعف اخیر شاه نگرانند و در موقع خود ممکن است او را مجبور کنند که «یا به ما بپیوند یا برو.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 2 - صفحه 13)
اما فارغ از اقدامات ربیعی پیش از انقلاب، اظهارات او در دادگاه محاکمه پس از انقلاب نیز در نوع خودش جالب به شمار می آید. در یکی از اسناد لانه جاسوسی در مورد اظهارات تیمسار ربیعی در دادگاه انقلاب اسلامی چنین آمده است:
«یکی از اظهارات ربیعی این بوده که تا زمانی که رابرت هایزر ژنرال آمریکایی آمد و دُم شاه را همچون موش مرده گرفت بیرون انداخت، شاه را نشناخته بود.»( اسناد لانه جاسوسی - جلد 10 - صفحه 293)
او در بخش دیگری از سخنانش در دادگاه به نقش ژنرال هایزر در حوادث پیش از انقلاب اشاره می کند و می گوید:
«اعتراف ژنرال نیروی هوایی ربیعی، دولت آمریکا را در برابر سرزنش آشکاری قرار داده است. در شهادت دادگاهی، ربیعی ادعا کرد که ژنرال هایزر و به عبارت دیگر دولت آمریکا مسئول مجبور کردن شاه به ترک ایران و مانع کودتایی به نفع او از طرف ارتش و نیروهای مسلح گردیده است. مأمورین سفارت مرتباً از طریق دوستان و رابطین در مورد رل [نقش و عمل] حقیقی آمریکا در انقلاب مورد سئوال قرار میگیرند.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 2 - صفحه 168)