Note
55
رضا مهوشی
ایالات متحده آمریکا در زمان حکومت پهلوی، ایران و منابعش را ملک و دارایی خود می دانست و به همین سبب بود که صراحتا، شاه را بهترین وسیله حمایت از منافع آمریکا در ایران می دانست (اسناد لانه جاسوسی - جلد 2 - صفحه 64) و شاه نیز همواره اعتراف می کرد که هرچند شاه ایران است اما خود را عامل آمریکایی ها می داند و در خدمت منافع آنهاست. در 24 اکتبر 1976 مایک والاس با محمدرضا پهلوی مصاحبه کرد. خبرنگار به شاه می گوید که سازمان سیا معتقد است که شاه ممکن است روزی بدون اعتنا به منافع آمریکا دنبال منافع خودش برود. شاه در پاسخ به این ادعا می گوید: «پس چطور توانستم آدم شما باشم! مامور شما باشم!».
بدیهی است که سقوط این مامور و از دست رفتن دسترسی به منابع سرشار و فراوان ایران برای آمریکا سخت و ناگوار بود. این سختی زمانی بیشتر احساس می شد که پس از شاه و حکومت پهلوی یک حکومت انقلابی و کاملا مخالف آمریکا بر سر کار بیاید. روی کارآمدن چنین حکومتی به معنای محرومیت آمریکا از دست اندازی به یکی از غنی ترین و مهم ترین کشورهای منطقه و جهان بود و بدیهی است که آمریکا تمام تلاش خود برای حفظ حکومت شاه به کار ببندد. بعد از سقوط شاه نیز آمریکایی ها به شدت به دنبال آن بودند که انقلابیون را کنار زده و افراد و گروههایی را به حکومت برسانند که حداقل تا اندازه ای منافع آمریکا در منطقه را تامین کنند. آمریکایی ها از این افراد و گروهها تحت عنوان «معتدل و میانه رو» نام می برند. نقطه مقابل میانه روی از دیدگاه آمریکایی ها در اسناد لانه جاسوسی، انقلابی گری و مخالفت با آمریکا است.
این سیاست آمریکا هنوز هم که هنوز است ادامه دارد و در هر انتخابات و هر تحولی که در ایران رخ می دهد، خودنمایی می کند. آخرین مصداقش را می توان در تحولات بعد از جنگ رمضان در اسفند 1404 مشاهده نمود. جایی که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا صراحتا از ضرورت روی کارآمدن یک جریان میانه رو و معتدل در ایران سخن می گوید.
رییسجمهور آمریکا در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا شاهزاده رضا پهلوی گزینه بعدی رهبری ایران خواهد بود، گفت: «بله، فکر میکنم بعضیها او را دوست دارند، اما ما خیلی به این موضوع فکر نکردهایم. اما به نظرم کسی که در داخل و دارای محبوبیت مناسبتتر خواهد بود؛ اگر چنین فردی وجود داشته باشد. ما افرادی از این دست داریم؛ کسانی که میانهروتر هستند. میدانید، اینها [رهبران قبلی] افراطیهای دیوانه بودند.» (۱۲ اسفند در دیدار با فردریش مرتس، صدراعظم آلمان)
مرور اسناد لانه جاسوسی می تواند اصرار و تلاش های وافر آمریکایی ها برای قدرت دادن به جریان میانه رو را به خوبی آشکار می کند.
در یکی از اسناد مهم در این زمینه، شخصی به نام اسلامی نیا که هم با دربار مرتبط است و هم رابطه بسیار نزدیکی با شریعتمداری دارد به وضوح از امیدواری جریانات میانه رو به آمریکا و حمایت هایش صحبت می کند.
«هدایت اسلامی نیا صبح روز 15 ژانویه به ملاقات مأمورین سیاسی، استمپل و پرت، آمد تا درباره اوضاع فعلی ایران صحبت کرده و پیغامی که وی گفت مستقیما از جانب آیت اللّه شریعتمداری است را برساند.
روحانیون میانه رو داخل کشور عموما خمینی را دوست ندارند ولی می ترسند که علناً با او مخالفت نمایند. معهذا شریعتمداری گفته است که او علمای میانه رو را جمع کرده تا با چیزی مانند جمهوری اسلامی خمینی مخالفت کنند. (نظریه: روحانیون داخل کشور احتمالاً ترجیح می دهند شاه به عنوان سلطان باقی بماند، حتی اگر به مرخصی برود، آنها او را به عنوان سدی علیه بلشویسم می دانند.) مأمور سفارت متعجب بود چه چیزی برای عکس العمل نشان دادن میانه روها در برابر خمینی باعث گرفتن این زمان طولانی شده است. اسلامی نیا گفت آنها می ترسند و آن به این خاطر بود که میانه روها بدانند که پشتیبانی آمریکا را دارند. مأمور سفارت پرسید این به چه معنی است؟ اسلامی نیا ابتدا گفت منظور کمک با توجه به بینشهای خارجی در مورد هر کوشش ضد خمینی است و سپس به این موضوع پرداخت که مسأله حمایت ایالات متحده عمدتا مقدمه ای برای علل روانی تقویت کردن روحیه آیت اللّه ها خواهد بود. مأمور سفارت اظهار کرد که متحیر است که ببیند آمریکا چه کاری می تواند انجام دهد که بی حاصل نباشد. آنها تا این حد اسلامی نیا را سرزنش کردند که اگر روحانیون به اندازه کافی قوی نبودند که خود بتوانند این کار را انجام دهند، به نظر می رسد به دست آوردن پشتیبانی خارجی که اگر کشف شود فاجعه آمیز خواهد بود، بی حاصل باشد. اسلامی نیا تصریح کرد که حمایت بایستی محتاطانه باشد. اسلامی نیا احساس می کند که آمریکا باید در سکوت رهبران مذهبی میانه رو را حمایت کرده تا تحولات ناخوشایندی که در پیش است را جلوگیری نموده و یا کاهش دهد. اسلامی نیا ارتباط خوبی با افرادی مثل ژنرال مقدم دارد.» اسناد لانه جاسوسی - جلد 3 - صفحه 364
این سند به خوبی نشان می دهد که جریان میانه رو از ابتدای مبارزات انقلاب اسلامی تا چه اندازه به آمریکا و کمک هایش وابسته بوده است و حرف اصلی اش نیز مخالفت با نهضت حضرت امام خمینی بوده است.
هدف اصلی جریان میانه رو حفظ شاه و سلطنت بود و این هدف دقیقا مطلوب آمریکایی ها به حساب می آمد. آنها داوطلبانه حاضر بودند تا از هر طریق ممکن امام خمنیی را نیز راضی به این کار نمایند. در اسناد آمده است:
«میناچی هم این فکر را به میان آورد که رهبری مذهبی (شریعتمداری) معتقد (است که شاه کلید حفاظ در قبال هرج و مرج و کمونیسم است). میناچی گفت که قدم بعدی مطلع کردن مأمور سفارت است در مورد اینکه مذاکرات بین او و نخست وزیر از صبح 11 اکتبر (تاریخ این گزارش) برای ایجاد زمینه ای بین دولت ایران و رهبران میانه روی مذهبی شروع شده است که اگر موفقیت آمیز باشد، میناچی، بازرگان و یداللّه سحابی (هر دو از رهبران جبهه ملی) و پسر شریعتمداری آماده اند که اوائل هفته آینده به پاریس بروند و آیت اللّه خمینی را متقاعد کنند که مخالفت با شاه را کنار بگذارد. میناچی گفت جبهه ملی متقاعد شده که خمینی نمی فهمد وضع واقعی ایران چگونه است و رهبری جبهه ملی مطمئن است که می تواند همکاری خمینی را جلب کند، تا حداقل زیاد با شاه مخالفت نکند.» اسناد لانه جاسوسی - جلد 3 - صفحه 234
یک نکته مهم اینجاست که جریان میانه رو در عین حالی که با آمریکا هماهنگ بوده و مبالغ هنگفتی برای دستیابی به اهدافش از آنها دریافت کرده است، معمولا ماهیت اعتقادات و رفتارهای خود را پنهان کرده و سعی می کردند که خود را با انقلابیون هم چهت نشان دهند. کاری که هم اکنون و در زمان حاضر نیز به خوبی انجام می دهند تا ضمن نفوذ در صفوف انقلابیون بتوانند پایگاه سیاسی خودشان را نیز حفظ نمایند. در یکی از اسناد لانه جاسوسی آمده است:
«شریعتمداری یکی از چهار مقام روحانی بزرگ شیعه در قم است. در حال حاضر با استفاده از زکات که در دسترس اوست مشغول ساختمان یک «خانه نشر اسلامی» در قم و شعبه آن در تهران در خیابان شاهرضا روبروی دانشگاه تهران است. وی همچنین برای این منظور اعتباری به مبلغ 50 میلیون ریال (667000 دلار) دریافت داشته است. شریعتمداری احتمالاً نمی خواهد که آقای خمینی بزرگترین رهبر شیعیان شود. او بدلایل تاکتیکی آن را ضروری یافته که خودش را با مخالفت کلی روحانیون هماهنگ کند که پایگاه سیاسی خودش را حفظ نماید.» اسناد لانه جاسوسی - جلد 3 - صفحه 193
در سند دیگری آمده است:
«شریعتمداری احساس می کرد که مجبور است علیرغم اختلافات دیرینه بین او و آیت الله خمینی مطالبی اظهار کند، نشانگر اهمیت این نکته است که این رهبر میانه رو احساس می کند که نمی تواند علناً خیلی دور از خمینی حرکت کند، ولو اینکه دومی، موضع سازش ناپذیری در قبال هرگونه توافقات موقت داشته باشد. با این حال ما مطمئن نیستیم که مصاحبه بیانگر احساسات واقعی گروه مذهبی میانه رو باشد.» اسناد لانه جاسوسی آمریکا - جلد 9 - صفحه 229
مراودات مالی میانه رو های مخالف انقلاب البته به همین جا ختم نمی شود و آنها مبالغ بسیار هنگفتی از آمریکایی ها طلب می کردند تا بوسیله آن بتوانند در صفوف انقلابیون رخنه کنند و اهداف آمریکایی ها را تامین کنند. در سندی آمده است:
«شریعتمداری با توصیه ای مبنی بر اینکه برای بررسی امکان برخورداری از حمایت دولت آمریکا با آن دولت تماس گرفته شود «کاملاً موافقت کرده بود،» شریعتمداری بعد از ابراز موافقت قول می دهد در مقابل هر مقدار پولی که از دولت آمریکا دریافت کند، به هر کاری که آنها از او بخواهند، دست بزند. شریعتمداری به رابطش می گوید که آمریکایی ها را خاطر جمع کند که رقم 5 میلیون دلار برای کمک فقط برای تأمین.... [این بخش در اصل سند هم ذکر نشده است!] کفایت می کند. وی می گوید تشکل پر هزینه است و نیاز به مبلغی چندین برابر مبلغ 5 میلیون دلار دارد. در پایان تماس، فرازیان تأکید می کند که شریعتمداری خودش می خواهد بالفور بداند آیا دولت آمریکا می خواهد از او حمایت کند یا نه؟» اسناد لانه جاسوسی - جلد 6 - صفحه 259
نکته عجیب در این سند آن است که شریعتمداری به عنوان سردمدار جریان میانه رو، حاضر است در قبال دریافت پول هرکاری انجام بدهد. هرکاری! البته او به کم هم قانع نیست و رقم بسیار بالای 5 میلیون دلار را یک مبلغ ناچیز می داند. بدیهی است که کارهایی که آمریکا از او خواهد خواست، چه چیزهایی می توانست باشد.
بعد از اینکه پیروزی انقلاب اسلامی تقریبا قطعی به نظر می رسید آمریکایی ها به این فکر افتادند که حمایت از شاه دیگر بی فایده است و باید تمام تلاششان را به کار ببندند تا بعد از انقلاب حکومتی روی کار بیاید که مطابق با خواست های آنها باشد.
«آقای ناتانسون در دوم ژانویه به سفارت آمد و گفت حالا او نیز پی برده است که شاه نمی تواند باقی بماند. مهمترین چیز نجات ایرانی است که طرفدار غرب باشد و افراطیون را از قدرت دور نگه دارد.» اسناد لانه جاسوسی - جلد 3 - صفحه 346
یکی از سندهای مهم در این باره سندی است که به طرح کلی سیاست آمریکا در قبال دولت موقت و انقلاب، طی دو برنامه کوتاه مدت و بلند مدت اشاره می کند. در این سند آمده است:
- سیاست کوتاه مدت:
درمدت زمان کوتاه (تا قبل از تشکیلات یک دولت جدید) ما می خواهیم تمام مسایل گذشته حل شود و از بیان هر گونه بحث و مجادله دوری شود. در طول این ماهها ما اساس معامله با دولت جدیدی که امیدواریم دارای قدرت مؤثر بیشتری باشد طرح ریزی کنیم.
- برنامه بلندمدت:
مامی خواهیم برای ایرانی کارکنیم که میانه رو باشد و ناسیونالیست های مخالف مذهب تسلط بیشتری در اداره مملکت داشته باشند.» اسناد لانه جاسوسی - جلد 1 - صفحه 65
این اعتراف صریح آمریکایی نشان می دهد که از دیدگاه آنها، میانه روی و مخالفت با مذهب دو روی یک سکه اند که می توانند اهداف مطلوب آمریکایی ها را در ایران محقق کنند.
آمریکایی ها در تلاش بودند که سیاست های خود را از طریق به قدرت رساندن همین میانه روها در ایران به اجرا در بیاورند. در واقع آنها میخواستند از این طریق، نیروی پشت پرده باشند. در زمان کنونی نیز هدف آنها دقیقا همین است و لذا می توان گفت که گزینه مدنظر و مطلوب آمریکا برای کنترل و مقابله با انقلاب و جمهوری اسلامی، شخصی همانند رضا پهلوی نیست بلکه شخصی است که از دل جامعه و حکومت ایران بوده و در نگاه آمریکایی ها میانه رو باشد.
در سندی می خوانیم:
«آمریکا باید کمتر خودش را نمایش دهد... عمل صحیح آمریکا و برخورد صحیح آمریکا، شانسی به گروه های انقلابی میانه رو می دهد تا موفق تر شوند. تنها فرصتی که برای میانه روها باقی است، این است که خمینی و دیگران را متقاعد کنند که حالا، روابط با آمریکا برای ما ارزش داشته و لازم است، زیرا نیاز به مواد غذایی و لوازم نظامی داریم و این را قادر باشند از طریقی نشان دهند که آمریکا مایل است این کارها را بر پایه روابط سیاسی مناسب و خوب انجام دهد.
در همین زمان، داشتن روابط در سطح پایین امکان دارد کوششی باشد که این احساسات را که آمریکا را ضد انقلاب می داند، کم کند. احتیاجی نیست که مخالفت خود را نسبت به انقلاب اسلامی نشان دهیم و ما بایستی مقداری همدردی نشان داده و از کارهای مثبتی که دولت موقت می خواهد انجام دهد، حمایت کنیم. قبل از اینکه بتوانیم مؤثر و مفید باشیم، بایستی به خمینی و دولت موقت و همچنین دیگر افراد میانه روی سیاسی نشان دهیم که برخورد فعلی ایران در روابط قابل قبول نیست.» اسناد لانه جاسوسی - جلد 2 - صفحه 225
آمریکایی ها هوشمندانه و زیرکانه به دنبال آن هستند تا احساسات ضدآمریکایی مردم ایران را تعدیل کرده و خود را موافق با انقلاب نشان دهند و لذا تصریح می کنند که « احتیاجی نیست که مخالفت خود را نسبت به انقلاب اسلامی نشان دهیم». تاکتیک و راهبرد آنها این است که با واسطه گری افراد میانه رو، به امام و دیگر انقلابیون اینگونه القاء کنند که بدون حمایت و همراهی و ارتباط با آمریکا نمی توانند کشور را اداره کنند. این رویکرد فقط مختص به سالهای ابتدایی انقلاب نبود و در همین سالهای اخیر نیز چنین رویکردی به وضوح در رفتار و گفتار برخی از سیاستمداران ایرانی مشاهده می شد. ماجرای برجام و اظهارنظرهای پیرامون آن می تواند مصداق بسیار خوبی برای این مسئله باشد. جایی که مسئولین سیاسی صراحتا می گفتند که باید با آمریکا ارتباط داشته باشیم تا مشکل آب خوردنمان حل شود و بتوانم زندگی کنیم. بدون شک چنین سیاستمدارانی سرمایه های مخفی و البته ارزشمند آمریکا در ایران هستند که بدون جنگ و خونریزی و صرف هزینه، اهداف آمریکا در ایران را محقق می کنند.
در انتها باید به سندی اشاره کنیم که خلاصه هر آنچه که آمریکا در ایران و از سیاستمداران آن می خواهد در آن مورد اشاره قرار گرفته است. سفارت در این سند صراحتا به مقامات و سیاستمداران آمریکایی توصیه می کند که باید در موارد زیر کوشش کنیم:
«-اعتدالی کردن سیاست های رژیم کنونی و کمک به پیشبرد روش عملی بیشتر (پراگماتیزم)، سازش و بازسازی اقتصادی
- کمک به حفظ و تقویت عناصری در ایران به ویژه در میان گروه های نظامی و مذهبیون اعتدالی و غیر مذهبی که ممکن است در آینده با روشن شدن صحنه سیاسی نقش سودمندی ایفا کنند.» اسناد لانه جاسوسی - جلد 2 - صفحه 334
آمریکایی ها به دنبال برچیدن روحیه انقلابی از سیاست های حکومت جمهوری اسلامی است که به سازش با آمریکا منجر شود. در کنار این هدف از نگاه آمریکایی ها باید کسانی بر سر کار بیایند که اعتدالی و میانه رو باشند. نکته اینجاست که برای آمریکایی ها فرقی نمی کند که این عناصر مذهبی باشند و یا غیرمذهبی، نظامی باشند یا غیر نظامی! مهم این است که اعتدالی باشند. این تاکید نشان می دهد که میانه روی تا چه اندازه برای آمریکایی ها مهم است و تا چه اندازه برای روی کارآوردن چنین شخصیت هایی تلاش می کنند.
نتیجه اینکه میانه روی هرچند در ظاهر دارای بار معنای مثبت است و اینطور گمان می شود که شخص میانه رو طبیعتا باید از افراط و تفریط به دور باشد اما در نگاه آمریکایی ها، میانه رو کسی است که انقلابی و مخالف آمریکا نباشد. کسی که این دو ویژگی را داشته باشد گزینه مطلوب و مدنظر آمریکایی ها خواهد بود و فرقی ندارد که مرجع تقلید باشد یا مهندس و یا یک روحانی سیاستمدار.
نقشه برای آینده بعد از شاه در ایران
آیت الله شریعتمداری در تلاش برای گرفتن حمایت آمریکا
ارتباط شریعتمداری با سفارت آمریکا
اطلاعاتی درباره آیت اللّه سید کاظم شریعتمداری
گزارشی از مصاحبه آیت الله شریعتمداری با خبرگزاری فرانسه
افراد مرتبط از طرف سفارت آمریکا و سیا با شریعتمداری
بررسی وضعیت گروه ضربت ناتانسون دی 57
تحلیل سفارت آمریکا در مورد دولت موقت
گزارش پیچیدگی اوضاع سیاسی بین ایران و آمریکا
راهکارها برای مقابله با حکومت انقلابی