Note
60
رضا مهوشی
سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران یکی از شناختهشدهترین نمایندگیهای دیپلماتیک جهان به شمار میرود؛ ساختمانی که نام آن با مهمترین تحولات روابط ایران و آمریکا گره خورده است. این مجموعه از زمان تأسیس در دهه ۱۳۲۰ خورشیدی تا تعطیلی آن پس از تسخیر آن توسط دانشجویان، نقشی فراتر از یک نمایندگی دیپلماتیک ایفا کرد و به یکی از مهمترین مراکز اثرگذاری در وقایع در چهل و پنجاه شمسی در ایران تبدیل شد. پس از انقلاب اسلامی، این مجموعه با نام «لانه جاسوسی آمریکا» شناخته شد و امروزه نیز به عنوان یکی از مکانهای تاریخی و سیاسی تهران مورد توجه پژوهشگران، رسانهها و گردشگران قرار دارد.
برای شناخت جایگاه سفارت آمریکا در تاریخ معاصر ایران، لازم است علاوه بر بررسی ساختمان و کارکردهای دیپلماتیک آن، به نقش این مجموعه در تحولات سیاسی، انقلاب اسلامی، تسخیر آن توسط دانشجویان و وضعیت کنونی آن نیز پرداخته شود.
سفارت، نمایندگی رسمی یک دولت در قلمرو دولت دیگر است که با رضایت متقابل دو کشور ایجاد میشود. بر اساس کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک مصوب ۱۹۶۱، وظیفه اصلی سفارت، نمایندگی دولت فرستنده، حفظ و توسعه روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و کنسولی، حمایت از اتباع کشور متبوع و گزارشدهی درباره تحولات کشور میزبان است.
ریاست سفارت بر عهده سفیر قرار دارد که عالیترین مقام دیپلماتیک یک کشور در کشور میزبان محسوب میشود. کارکنان سفارت نیز به سه گروه اصلی دیپلماتها، کارکنان اداری و کارکنان خدماتی تقسیم میشوند.اگرچه سفارتخانهها از مصونیت دیپلماتیک برخوردارند، اما برخلاف تصور رایج، بخشی از خاک کشور فرستنده محسوب نمیشوند؛ بلکه همچنان در قلمرو کشور میزبان قرار دارند و تنها بر اساس حقوق بینالملل از حمایت و مصونیت ویژه برخوردار هستند. اما سفارت آمریکا در تمامی موارد اشاره شده، فراتر از قوانین و عرف روابط بین الملل عمل می کرد. سفارت آمریکا در ایران علاوه بر انجام خدمات رایج دیپلماتیک و کنسولی، یک وظیفه مهم را بر عهده داشت و آن هم انجام عملیات های متعدد اطلاعاتی و جاسوسی و اقدامات مختلف برای تاثیرگذاری بر تصمیم گیران در ایران (در راس آن شخص شاه) بود.
کارکنان اصلی سفارت آمریکا فراتر از دیپلمات ها و کارکنان اداری و خدماتی شامل دو گروه دیگر نیز می شد. دسته اول عوامل خبره اطلاعاتی و جاسوسی سازمان سیا که در پوشش مشاغل مختلف در سفارت حضور داشتند. به عنوان نمونه می توان به توماس ال آهرن، آخرین مسئول ایستگاه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا معروف به سیآیای در ایران اشاره کرد که در پوشش مامور اداری مشغول خدمت بود و چندین هفته بعد از تسخیر سفارت و توسط اطلاعاتی که به واسطه برخی از گروگان های دیگر به دانشجویان رسید، مورد شناسایی قرار گرفت. دسته دوم نیز نظامیان و تفنگداران آمریکایی بودند که حضور پرتعداد آنها، این مکان را به یک دژ نظامی تبدیل کرده بود و این میزان از نیروهای نظامی در هیچ یک از سفارت های مشابه دیده نمی شد.
روابط رسمی ایران و ایالات متحده به میانه قرن نوزدهم بازمیگردد. نخستین مناسبات سیاسی دو کشور در سال ۱۸۵۶ میلادی و با امضای عهدنامه مودت و بازرگانی آغاز شد. در سالهای نخست، آمریکا در تهران دارای «هیئت نمایندگی» بود و هنوز روابط دو کشور در سطح سفارت برقرار نشده بود. در سال ۱۹۴۴ میلادی (۱۳۲۳ خورشیدی)، همزمان با گسترش نقش آمریکا در ایران طی جنگ جهانی دوم، نمایندگی سیاسی آمریکا از سطح «هیئت نمایندگی» به «سفارت» ارتقا یافت. این تحول بازتاب افزایش اهمیت ژئوپلیتیکی ایران برای ایالات متحده بود؛ کشوری که در سالهای جنگ جهانی دوم به یکی از مسیرهای اصلی انتقال تجهیزات نظامی متفقین به اتحاد شوروی تبدیل شده بود. درو اقع آمریکا دریافته بود که ایران تا چه اندازه مهم است و باید برای تسلط بر آن، سطح روابط را افزایش دهد.
پس از پایان جنگ جهانی دوم، حضور آمریکا در ایران به سرعت گسترش یافت. در دهههای ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ خورشیدی، سفارت آمریکا به یکی از بزرگترین نمایندگیهای دیپلماتیک ایالات متحده در جهان تبدیل شد. این گسترش تنها ناشی از توسعه روابط سیاسی نبود، بلکه همکاریهای نظامی، اقتصادی، اطلاعاتی، آموزشی و فرهنگی نیز موجب افزایش شمار کارکنان آمریکایی در ایران شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بازگشت محمدرضا پهلوی به قدرت، روابط تهران و واشنگتن وارد مرحلهای تازه شد. در دهههای بعد، آمریکا به مهمترین متحد خارجی حکومت پهلوی تبدیل شد و سفارت این کشور در تهران نقشی محوری در هماهنگی روابط دو دولت ایفا میکرد. در همین دوره، شمار زیادی از کارشناسان نظامی، اقتصادی، مستشاران، وابستگان فرهنگی و مأموران سایر نهادهای آمریکایی در قالب بخشهای مختلف سفارت یا سازمانهای وابسته در ایران فعالیت داشتند. تا سال ۱۳۵۷، مجموعه سفارت آمریکا یکی از پررفتوآمدترین سفارتخانههای خارجی در تهران محسوب میشد و علاوه بر فعالیتهای دیپلماتیک، مسئولیت هماهنگی بخش مهمی از همکاریهای دوجانبه را بر عهده داشت.
ساختمان سفارت آمریکا در تهران
مجموعه سفارت آمریکا در مرکز شهر تهران و در تقاطع خیابان های مفتح و طالقانی قرار دارد. وسعت مجموعه حدود ۱۱ هکتار است و در زمان فعالیت سفارت، به دلیل وسعت زیاد، ساختمانهای متعدد اداری، اقامتی، خدماتی، امنیتی و فنی را در خود جای داده بود. موقعیت مرکزی این مجموعه باعث شده بود که دسترسی به وزارتخانهها، کاخهای سلطنتی، مراکز نظامی و سایر سفارتخانههای خارجی به آسانی امکانپذیر باشد.
محل دقیق سفارت آمریکا در تهران
ساختمان اصلی سفارت در دهه ۱۳۲۰ خورشیدی ساخته شد و معماری آن از الگوی رایج ساختمانهای دولتی آمریکا در نیمه نخست قرن بیستم پیروی میکرد. بنای اصلی دو طبقه، آجری و دارای طراحی ساده و کاربردی بود. برخلاف بسیاری از سفارتخانههای اروپایی در تهران که در عمارتهای تاریخی استقرار داشتند، ساختمان سفارت آمریکا با هدف استفاده اداری طراحی شده بود. مجموعه سفارت تنها به ساختمان اصلی محدود نمیشد. در داخل محوطه، ساختمانهای متعدد دیگری از جمله بخش کنسولی، ساختمان اداری، مرکز ارتباطات، اقامتگاه کارکنان، تأسیسات فنی، انبارها، سالن اجتماعات، مرکز درمانی، باشگاه ورزشی، ساختمان تفنگداران دریایی آمریکا (Marine Security Guard) و سایر ساختمانهای خدماتی قرار داشت. به دلیل افزایش تهدیدهای امنیتی در دهه ۱۳۵۰، تدابیر حفاظتی مجموعه نیز تقویت شد. دیوارهای بلند، دروازههای کنترلشده، دوربینهای نظارتی، برجکهای نگهبانی و حضور نیروهای امنیتی از جمله ویژگیهای این مجموعه در سالهای پایانی حکومت پهلوی بود.
ساختمان سفارت سابق آمریکا در تهران توسط معمار اتریشی- هلندی آیدس فان دِر گراخت (Ides van der Gracht)در سال ۱۹۴۸ میلادی طراحی شد. وندر گراخت همچنین طراح سفارت آمریکا در آنکارا بود. این مجموعه در زمینی به مساحت حدود ۲۷ هکتار (بیش از ۷ هزار متر مربع) بنا شده و نمونهای از معماری کاربردی آمریکایی اواسط قرن بیستم است که شباهت زیادی به مدارس عالی آمریکایی آن دوره دارد.
سفارت آمریکا در ایران شامل یک ساختمان اصلی چهار طبقه با نمای آجری بود. و دارای اماکن خاص و ویژگی های منحصر بفردی بود. اتاقهای عایق صوتی برای جلسات محرمانه، دیوارهای پوشیده شده با ورقههای آلومینیومی برای جلوگیری از شنود الکترونیکی و سیستم امنیتی پیشرفته با حفاظت چندلایه و ... چند مورد از آنها بود. مجموعه سفارت به سبب اینکه دارای کارکنان بسیار زیادی بود، از امکانات ویژه ای بهره مند بود. زمین تنیس و استخر شنا، سوپرمارکت و رستوران داخلی و فضای سبز وسیع تنها چند مورد از آنها بود. یکی از نکات مهم در معماری سفارت این است که تمام ملاحظات امنیتی در ساخت آن رعایت شده است. یکی از کارشناسانی که هم اکنون در محل سفارت حضور دارد، میگوید: «در سفارت هیچ کلید و پریزی به خاطر مسائل امنیتی کار نشده است، تنها راه ارتباطی یک راه ارتباطی مانند سیستم آبکشی است که در کف زمین تعبیه شده است.» (منبع)
تصویر قدیمی از سفارت آمریکا در تهران
سفارت ایالات متحده در تهران، همانند دیگر نمایندگیهای دیپلماتیک، بهطور رسمی مسئول اجرای وظایفی بود که در حقوق بینالملل برای سفارتخانهها تعریف شده است؛ از جمله نمایندگی دولت آمریکا، حفظ و گسترش روابط سیاسی با دولت ایران، حمایت از اتباع آمریکایی، صدور روادید، توسعه همکاریهای اقتصادی، فرهنگی و آموزشی و تهیه گزارش درباره تحولات ایران برای وزارت امور خارجه آمریکا. با این حال، اهمیت ژئوپلیتیکی ایران در دوران جنگ سرد موجب شد سفارت آمریکا در تهران، بهویژه از دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۷، به یکی از بزرگترین و فعالترین نمایندگیهای دیپلماتیک آمریکا در جهان تبدیل شود. در این دوره، فعالیت سفارت تنها به امور دیپلماتیک محدود نبود و طیف گستردهای از همکاریهای نظامی، اقتصادی، جاسوسی، اطلاعاتی و فرهنگی را نیز هماهنگ میکرد.
اصلیترین وظیفه سفارت، حفظ ارتباط مستمر با دولت ایران برای تاثیرگذاری بر آن و تلاش برای تحقق اهداف و تامین منافع آمریکادر منطقه بود. سفیر و دیپلماتهای آمریکایی با شاه، نخستوزیر، وزیر امور خارجه، فرماندهان ارتش و سایر مقامات عالیرتبه دیدار میکردند و درباره موضوعات مختلف از جمله سیاست خارجی، امنیت منطقه، همکاریهای نظامی و روابط اقتصادی گفتوگو داشتند. همچنین سفارت موظف بود تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران را بهصورت منظم برای وزارت امور خارجه آمریکا گزارش کند. بخش قابل توجهی از اسناد منتشرشده وزارت خارجه آمریکا درباره ایران، حاصل همین گزارشهای روزانه و تحلیلی سفارت است.
یکی دیگر از وظایف سفارت، توسعه همکاریهای اقتصادی میان دو کشور بود. کارشناسان اقتصادی سفارت وضعیت بازار ایران، پروژههای عمرانی، سرمایهگذاری خارجی، صادرات و واردات، قراردادهای نفتی و سیاستهای اقتصادی دولت ایران را بررسی و گزارش میکردند. البته این همکاری های اقتصادی عمدتا در جهت تامین منافع آمریکا بود و در دهه های 40 و 50، ایران به یک بازار پر رونق و جذاب برای کالاهای آمریکایی تبدیل شده بود.
در دهه ۱۳۵۰، با افزایش درآمدهای نفتی ایران، شرکتهای آمریکایی حضور گستردهای در پروژههای صنعتی، عمرانی، نظامی و انرژی پیدا کردند و سفارت نقش مهمی در هماهنگی این همکاریها داشت. این همکاری ها تا اندازه ای گستردگی داشت که می توان گفت اقتصاد ایران تا اندازه زیادی در جهت تامین منافع منطقه ای و جهانی آمریکا قرار داشت.
سفارت آمریکا از طریق بخش فرهنگی خود، برنامههای مختلفی را برای توسعه روابط علمی و فرهنگی اجرا میکرد. اعطای بورسهای تحصیلی، تبادل استاد و دانشجو، حمایت از آموزش زبان انگلیسی، برگزاری نمایشگاههای فرهنگی و همکاری با دانشگاههای ایران از جمله این فعالیتها بود. کتابخانه مرکز فرهنگی آمریکا در تهران نیز یکی از مراکز مهم دسترسی به منابع علمی و فرهنگی انگلیسیزبان محسوب میشد. «انجمن ایران و آمریکا» هرچند در ابتدای دوران پهلوی در سال 1304 و پیش از تاسیس سفارت تشکیل شده بود اما نقش بسیار پررنگی در اجرای برنامه های فرهنگی آمریکا در ایران داشت و تاسیس سفارت بدون شک نقش مهمی در تقویت این روند داشته است.
بخش کنسولی سفارت مسئول صدور ویزا، ارائه خدمات به شهروندان آمریکایی مقیم یا مسافر در ایران، ثبت اسناد، امور گذرنامه و رسیدگی به مسائل حقوقی اتباع آمریکا بود. با افزایش سفر ایرانیان به آمریکا در دهه ۱۳۵۰، بخش کنسولی سفارت به یکی از پرکارترین بخشهای مجموعه تبدیل شد.
از دهه ۱۳۳۰ به بعد، همکاری نظامی ایران و آمریکا بهشدت گسترش یافت. وابستههای نظامی مستقر در سفارت، مسئول هماهنگی میان ارتش ایران و وزارت دفاع آمریکا بودند. خرید تجهیزات نظامی، آموزش نیروهای ایرانی، اعزام مستشاران نظامی و اجرای قراردادهای دفاعی از طریق این بخش انجام میشد.
در اواخر حکومت پهلوی، هزاران مستشار نظامی آمریکایی در ایران حضور داشتند که بخشی از هماهنگی فعالیتهای آنان از طریق سفارت صورت میگرفت. شاید بتوان گفت که تصویب لایحه کاپیتولاسیون و کسب مصونیت جنایی و قضایی برای تمام مستشاران نظامی و اداری و خانواده هایشان یکی از مهم ترین اقدامات سفارت در دوران پهلوی بود.
یکی از موضوعاتی که همواره درباره سفارت آمریکا در تهران مطرح بوده، فعالیتهای جاسوسی و اطلاعاتی آن است. تقریباً همه دولتهای بزرگ جهان بخشی از کارکنان اطلاعاتی خود را با پوشش دیپلماتیک در سفارتخانهها مستقر میکنند و ایالات متحده نیز از این قاعده مستثنا نبود و چه بسا بتوان گفت که بزرگترین پایگاه جاسوسی که یک کشور می تواند در خارج از خاک خود تاسیس کند، متعلق به آمریکاست. پس از تسخیر سفارت در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، انتشار اسناد بهدستآمده از ساختمان سفارت باعث شد جمهوری اسلامی ایران این مجموعه را «لانه جاسوسی» بنامد و مدعی شود برخی کارکنان سفارت علاوه بر مأموریت دیپلماتیک، وظایف اطلاعاتی نیز بر عهده داشتهاند. در یکی از اسناد روابط خارجی ماجرای جالبی نقل شده است که این مسئله را مورد تایید قرار می دهد. پیتر تارنوف دبیر اجرایی وزارت امور خارجه آمریکا در دوران کارتر در یادداشتی برای برژینسکی مشاور امنیت ملی رئیسجمهور آمریکا می نویسد:
«اگرچه تقریباً تمامی اسناد مربوط به سیا در سفارت نابود شدهاند، ولی یک گاوصندوق حاوی [کمتر از یک سطر از طبقهبندی خارج نشده است] ایرانی، آمریکایی و اسکناس به دست ایرانیها افتاده است. این موارد سوءظن ایرانیها نسبتبه انجام فعالیتهای جاسوسی در سفارت را تأیید خواهد کرد. ما نمیدانیم که آیا اسناد و مدارک مربوط به [کمتر از یک سطر از طبقهبندی خارج نشده است] اخیر، همراه پروندههای دیگر بخش مرکزی سفارت نابود شده است یا خیر.» (اسناد وزارت خارجه آمریکا دوران کارتر، جلد یازدهم سند شماره 58)
بخش مخابرات سفارت در طبقه دوم سفارت آمریکا در تهران قرار دارد که شامل دستگاههای ماهوارهای دوربرد آمریکاست که برای ارتباط با آمریکا استفاده میشد. یک توپ بزرگ در داخل حیاط مستقر شده است که در داخل آن آنتن ماهوارهای قوی قرار دارد. این دستگاه مخابراتی دارای برد UHF است که قادر بود همه بیسیمهای نظامی داخل ایران را شنود کند. همچنین دو ایستگاه شنود که برای جاسوسی از اتحاد جماهیر شوروی در مرزهای شمالی ایران مستقر بود توسط این دستگاه حمایت میشد. یعنی بیسیم ها و تلفن های شوروی از تهران شنود می شده است. آمریکا به وسیله این دستگاهها همه آنتنهای مخابراتی و بیسیمهای ایران را شنود میکرد.
وقتی دانشجویان در زمان تسخیر سفارت، وارد این محدوده میشوند، آمریکاییها سه ساعت در این ساختمان مقاومت میکنند و در ساختمان را بسته و منبع اصلی برق را قطع میکنند تا همه اسناد و مدارک را نابود کنند.آنها تقریباً موفق شدند دستگاهها را از کار بیندازند. دستگاه دیگر برای شنود خطوط داخلی تلفن ایران استفاده میشده است و با استفاده از آن تمام خطوط تلفن را شنود میکردند. ظاهراً یکی از مقامات دولت موقت به درخواست دانشجویان از سفارت بازدید میکند و دستگاه را به او نشان میدهند و میگویند به عنوان شنود استفاده میشده است. او باور نمیکرده است. دانشجویان شماره دفتر بنیصدر را به دستگاه میدهند و با کمال ناباوری میبینند میشود خطوط تلفن را شنود کرد.
کانکس فلزی که مستقیما از آمریکا وارد ایران می شود را باید سری ترین بخش سفارت بدانیم. این کانکس شگفت انگیز در سکوت خبری و در ۱۳ فروردین که مردم شهر را ترک کرده و به طبیعت میروند توسط هلیکوپتر به سفارت آورده شد.
برای جاسازی آن، قسمتی از سقف را خراب کرده و آن را به داخل ساختمان می آورند و بعدا رویش سقف می سازند. این کانکس در واقع یک گاوصندوقی بسیار عظیم و کاملا حفاظت شده بود که دیوارها و درب آن از سطح حفاظت بسیار بالایی برخرودار بوده است. همه دستگاههای گیرنده و فرستنده پیغامها در این کانکس قرار دارد که برای ارتباط با پایگاههای سیا در دیگر کشورها هم استفاده می شده است. دستگاههای ضبط در این کانکس به صورت هوشمند بر روی کلماتی همچون«آمریکا» و «شوروی» حساس بودند و به محض استفاده از این لغات توسط افراد در گفتگوهای تلفنی، شروع به ضبط می کردند. فقط 4 نفر اجازه ورود به این کانکس را داشتند. صفحهای در پایین کانکس قرار داشت که فردی که قرار بود درب کانکس را باز کند باید روی آن میایستاد تا دستگاه وزن آن فرد را حس کند و کلید مخصوصی روی درب کانکس وجود داشت که برای خاموش کردن آلارم دستگاه استفاده میشد.
یک سری اهرم نیز وجود داشت که میزان مشخصی در جهت یا برعکس حرکت عقربههای ساعت میچرخاندند تا درب طی ۱۵ ثانیه باز شود. اگر درب برای مدتی باز میماند، آژیر به صدا درمیآمد و به اطلاع میرساند که درب به صورت غیرقانونی باز شده است.
درب کانکس ضخیم است و لایهای از برنج در آن کار شده تا هیچ گونه اشعهای وارد کانکس نشود. یک سیستم گرمکننده تأمین هوا در کانکس تعبیه شده و خود کانتینر روی جک قرار دارد تا در برابر زلزله مقاومت کند. لایهای بیرون کانکس کار شده است که در برابر آتش هم تا حدودی مقاومت میکند.
کدگذاری این اطلاعات در آمریکا انجام می شده و حتی همین چهارنفر هم به کدها دسترسی نداشتند و فقط اسناد را در یک جعبه قرار میدادند و جعبه را میبستند و از اتاق کناری که ادامه این کانکس است یک مأمور درب را باز میکرده و اسناد را برمیداشته است.
یکسری نوار کاست بعد از تسخیر توسط دانشجویان پیدا شد که اگر روی پخشکننده معمولی قرار میگرفت به صورت بوق ممتد پخش میشد اما اگر در این دستگاههایی که در ادامه کانکس قرار داشت قرار میگرفتند میتوانستند کُد گشایی و رمزگشایی کنند و پیغامها را ذخیره کنند. این گاوصندوق چندلایه، در آن زمان (یعنی حدود 50 سال پیش) از سیستم حفاظتی دوربین مداربسته بهره می برده است و افرادی که در درون این گاوصندوق عجیب مشغول کار بودند می توانستند تردد افراد حاضر در راهرو و جلوی درب این گاوصندوق را مشاهده کنند.
یکی دیگر از کارویژه های بخش جاسوسی سفارت مربوط به جعل اسناد هویتی و دیپلماتیک و ... بود. اتاقی در سفارت وجود داشت که به آن اتاق جعل گفته می شده است. بعد از تسخیر سفارت، حدود ۴۰ جلد گذرنامه بلژیکی جعلشده از این اتاق، کشف شد. چندین پاسپورت با ملیتهای مختلف فقط مخصوص تام آهرن (رئیس ایستگاه سیا در سفارت آمریکا) کشف شد.
بخشی از تجهیزات بجامانده در سفارت آمریکا
اتاق معروف دیگر در سفارتخانه آمریکا اتاق شیشهای است که بین خود آمریکایی به اتاق کریستال معروف بوده است و مکالمات و جلسات محرمانه بین سفیر و مقامات ارتش و امنیتی سفارت در آنجا برگزار میشده است. دو تهویه بسیار قوی در اتاق شیشهای کار میکرده که علاوه بر تهویه هوا، از ورود هر گازی به اتاق جلو گیری میکرد. عملاً درب که بسته شود نه چیزی قابل دیدن و نه شنیدن است و علت شیشهای بودن آن این است که هیچ وسیلهای مانند دوربین و امکانات شنود بسیار ریز هم قابلیت قرار دادن در اتاق شیشهای را ندارد. د رب آلومینیومی که جلوی این اتاق وجود دارد نیز از ورود هر نوع سیگنال و اشعه به درون اتاق جلوگیری کند. معروف است که سفارت آمریکا در همه کشورها از این اتاق شیشهای استفاده میکند.
اتاق شیشه ای سفارت آمریکا
با وجود همه این مطالب و همه این شواهد مبنی بر انجام اعمال فوق حرفه ای جاسوسی و خرابکاری و ...اما دولت آمریکا تأکید میکرد که فعالیتهای سفارت در چارچوب وظایف معمول یک نمایندگی دیپلماتیک انجام میشده است. بررسی ای نشواهد و مدارک، بی پایه بودن ادعای آمریکایی ها را اثبات می کند.
در میان کارکنان و دیپلماتهای آمریکایی، سفارت ایالات متحده در تهران در سالهای پایانی فعالیت خود به لقب «قلعه آپاچی» (Fort Apache) نیز شناخته میشد. این عنوان هیچگاه نام رسمی سفارت نبود، بلکه اصطلاحی غیررسمی بود که بهدلیل تدابیر شدید حفاظتی و وضعیت امنیتی مجموعه در میان کارکنان آمریکایی رواج یافت. واژه Fort Apache در فرهنگ آمریکایی، برگرفته از دژ نظامی ارتش آمریکا در سرزمینهای قبایل آپاچی و همچنین فیلم مشهور جان فورد در سال ۱۹۴۸ است. این اصطلاح معمولاً برای توصیف مکانی به کار میرود که در محیطی پرتنش قرار گرفته و ساکنان آن، خود را در وضعیت محاصره یا تهدید احساس میکنند. از همین رو، دیپلماتهای آمریکایی این عنوان را برای سفارت تهران برگزیدند؛ زیرا معتقد بودند مجموعه سفارت، بهویژه در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی، به ساختمانی با تدابیر امنیتی گسترده و فضایی شبیه یک پایگاه دفاعی تبدیل شده است
این لقب بیش از هر چیز به ویژگیهای حفاظتی سفارت اشاره داشت؛ از جمله دیوارهای بلند پیرامونی، دروازههای کنترلشده، استقرار دائمی تفنگداران دریایی آمریکا، برجکهای نگهبانی، سامانههای ارتباطی مستقل و برنامههای امنیتی ویژه برای حفاظت از کارکنان. این تدابیر سبب شده بود که برخی دیپلماتها سفارت را نه یک ساختمان اداری، بلکه دژی مستحکم در قلب تهران توصیف کنند. جالب آنکه ساختمان اصلی سفارت پیش از رواج عنوان «قلعه آپاچی»، میان کارکنان آمریکایی با نام «Henderson High» شناخته میشد. علت این نامگذاری، شباهت معماری ساختمان به دبیرستانهای آمریکایی دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ و نیز انتساب آن به لوی هندرسون، نخستین سفیر آمریکا در ساختمان جدید سفارت بود. پس از تشدید تدابیر امنیتی در سالهای پایانی حکومت پهلوی و سپس بحران گروگانگیری، لقب «قلعه آپاچی» بهتدریج جایگزین عنوان قدیمی شد و در خاطرات و نوشتههای برخی دیپلماتهای آمریکایی ماندگار شد.
علاوه بر سفارت در تهران، ایالات متحده در دوره پهلوی دارای چند کنسولگری در شهرهای مهم ایران بود. این کنسولگریها وظایف کنسولی، اقتصادی و فرهنگی را در مناطق مختلف کشور انجام میدادند. البته این پوشش ظاهری این ساختمان ها بود. این نمایندگی ها در واقع شعبه هایی از پایگاه جاسوسی آمریکا در شهرهای مختلف ایران بودند. آمریکایی ها به دنبال آن بودند تا نفوذ خود را در تمام مناطق ایران گسترش دهند و اکتفا به یک ساختمان و سفارت در ایران نمی توانست این هدف را محقق کند.
مهمترین کنسولگری های آمریکا در ایران عبارت بودند از:
کنسولگری آمریکا در تبریز از قدیمیترین نمایندگیهای ایالات متحده در ایران بود. موقعیت جغرافیایی آذربایجان و نزدیکی آن به اتحاد شوروی، ترکیه و قفقاز موجب شده بود این کنسولگری اهمیت ویژهای پیدا کند. در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، بهویژه همزمان با بحران آذربایجان در ۱۳۲۴، گزارشهای این کنسولگری از منابع مهم اطلاعرسانی دولت آمریکا محسوب میشد. این کنسولگری بعد از پیروزی انقلاب و به فاصله تنها یک ماه، سقوط کرد و عوامل آن به تهران منتقل شدند. سرکنسول آمریکا در تبریز یعنی مایکل مترینکو در یک سند مفصل به شرح ماجرای سقوط این کنسولگری می پردازد.
| گزارش سقوط کنسولگری تبریز در 29 اسفند 1357 |
با گسترش همکاریهای آموزشی، فرهنگی و اقتصادی در جنوب ایران، آمریکا کنسولگری خود را در شیراز نیز فعال کرد. این مرکز علاوه بر خدمات کنسولی، با دانشگاه شیراز و برخی مؤسسات آموزشی همکاری داشت. در اسناد لانه جاسوسی در خصوص این کنسولگری آمده است:
«کنسولگری شیراز به نحوی بسیار عالی اداره شده و واحدی سازنده به شمار می آید. حجم کار این واحد بسیار سنگین است و خدمات آن از نظر شمار روزافزون آمریکایی های مقیم این حوزه با ارزش می باشد ... حوزه این کنسولگری شامل تمام منطقه جنوبی ایران و دربرگیرنده تمام مراکز و بنادر تولید نفت مهم کشور می باشد. از آنجا که مقامات کنسولگری رابط های خوبی در خود شیراز داشته و طبق برنامه دقیق به تمام نقاط حوزه خویش سفرمی نمایند تا رویدادهای سیاسی و اقتصادی را گزارش کنند، اطلاعاتی که توسط آنها ارائه می شود در تهران نیز قابل تهیه نیست. این کنسولگری دائما گزارشات بسیار خوبی را به صورت نامه هوایی و یادداشت مکالماتی ارسال می دارد. محتوای تجزیه و تحلیلی این گزارشات نیز عالی بوده و موضوعات انتخاب شده توسط افسر ارشد این واحد نیز با علایق سفارت مرتبط بوده است. (اسناد لانه جاسوسی - جلد 6 - صفحه 869)
اصفهان به دلیل صنایع بزرگ، صنایع نظامی و حضور شرکتهای خارجی، از شهرهای مهم برای فعالیتهای کنسولی آمریکا به شمار میرفت. این کنسولگری خدمات مربوط به اتباع آمریکایی و همکاریهای اقتصادی را بر عهده داشت.
در اسناد لانه جاسوسی پیرامون این کنسولگری آمده است: «در حوزه این کنسولگری حدود 10000 آمریکایی وجود دارند که خود توجیه کننده وجود کنسولگری آمریکا در این شهر است. عامل توجیه کننده دیگر این است که اصفهان در حال تبدیل به صورت یک شهر مرکزی ایران در رابطه با مجتمع نظامی صنعتی جاه طلبانه آن است. علاوه بر این اصفهان یک مرکز مهم آموزش و پرورشی است و زادگاه بسیاری از عناصر مذهبی محافظه کار و متنفذ از نظر سیاسی.» (کتاب اسناد لانه جاسوسی - جلد 6 - صفحه 863) البته سفارت آمریکا در تهران از عملکرد سرکنسول و مسئولین این واحد در اصفهان راضی نیستند و آن را مطلوب نمی دانند.
با رونق تجارت دریایی و فعالیت شرکتهای نفتی در جنوب ایران، آمریکا در خرمشهر نیز کنسولگری دایر کرده بود. این مرکز به امور بازرگانی، کشتیرانی و حمایت از اتباع آمریکایی فعال در منطقه رسیدگی میکرد. در اسل منتهی به انقلاب اسلامی، این کنسولگری تعطیل شد و همزمان با آن یک واحد بزرگتر در شیراز تاسیس گردید.
به غیر از موارد ذکر شده، کنسولگری های دیگری در شهرهای همچون مشهد وجود داشته است. در سالهای منتهی به انقلاب اسلامی، با افزایش ناآرامیها، فعالیت برخی از این کنسولگریها محدود شد و پس از قطع روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا در سال ۱۳۵۹، تمامی آنها تعطیل شدند.
از زمان ارتقای نمایندگی آمریکا به سطح سفارت در سال ۱۹۴۴، سفیران متعددی در تهران خدمت کردند. برخی از آنان نقش مهمی در تحولات روابط دو کشور داشتند. از مهمترین سفیران آمریکا در ایران میتوان به این افراد اشاره کرد:
در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، سفارت آمریکا با سرعت تحولات سیاسی ایران روبهرو شد و کارکنان آن در شرایطی فعالیت میکردند که ساختار حکومت پهلوی در حال فروپاشی بود. این شرایط زمینه ورود سفارت به حساسترین دوره تاریخ خود را فراهم کرد؛ دورهای که با دو بار تسخیرسفارت و تعطیلی کامل آن همراه شد.
پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ نقطه عطفی در روابط ایران و ایالات متحده بود. تا پیش از آن، آمریکا نزدیک به سه دهه مهمترین متحد خارجی حکومت محمدرضا پهلوی به شمار میرفت و همکاریهای گسترده سیاسی، نظامی و اقتصادی میان دو کشور برقرار بود. همین سابقه موجب شد که پس از سقوط حکومت پهلوی، بخش قابل توجهی از نیروهای انقلابی تمام توجهشان به سفارت آمریکا به عنوان مرکز فتنه انگیزی و خرابکاری و ... جلب شود. این بدبینی تنها ناشی از حمایت واشنگتن از حکومت پهلوی نبود. نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حضور هزاران مستشار نظامی آمریکایی، روابط نزدیک سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) با نهادهای اطلاعاتی آمریکا و حجم گسترده همکاریهای امنیتی و نظامی، موجب شده بود بسیاری از نیروهای انقلابی، سفارت آمریکا را صرفاً یک مرکز دیپلماتیک ندانند.
در مقابل، دولت آمریکا تلاش میکرد تا در ظاهر، ضمن حفظ روابط با دولت موقت، از تشدید تنش جلوگیری کند. سفیر آمریکا، ویلیام سالیوان، تا روزهای پایانی حضور خود در تهران، با دولت موقت و برخی شخصیتهای سیاسی در ارتباط بود. با این حال، سرعت تحولات سیاسی، گسترش فضای انقلابی و افزایش بیاعتمادی متقابل، امکان بازگشت روابط دو کشور به وضعیت پیشین را از میان برد. البته که آمریکا اساسا اراده ای برای بهبود روابط و پذیرش واقعیت انقلاب اسلامی ایران نداشت و پس از انقلاب نیز تمام تلاش خود را برای به نابودی کشاندن انقلاب اسلامی به کار بست. در ماههای نخست پس از انقلاب، سفارت آمریکا همچنان به فعالیت خود ادامه میداد، اما سطح فعالیت آن بهمراتب محدودتر از گذشته شده بود. بسیاری از کارکنان آمریکایی ایران را ترک کرده بودند و فضای امنیتی اطراف سفارت نیز بهطور محسوسی تغییر کرده بود.
تنها سه روز پس از پیروزی انقلاب، در ۲۵ بهمن ۱۳۵۷، گروهی از اعضا و هواداران سازمان چریکهای فدایی خلق وارد محوطه سفارت آمریکا شدند و کنترل آن را برای چند ساعت در اختیار گرفتند. این اقدام در شرایطی رخ داد که ساختارهای امنیتی کشور هنوز سامان نیافته بود و بسیاری از مراکز دولتی و نظامی با خلأ قدرت مواجه بودند. مهاجمان با عبور از دیوارها و دروازههای سفارت وارد محوطه شدند و شماری از کارکنان آمریکایی را نیز برای مدت کوتاهی در اختیار گرفتند.
امام خمینی به محض اطلاع از این واقعه و ماهیت اهداف و اقدامات چریک ها، با آن مخالفت کرده و دستور دادند که این افراد هرچه سریعتر از سفارت بیرون آورده شوند. با اطلاع دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان، مذاکراتی برای پایان دادن به این وضعیت آغاز شد. بازرگان و وزیر امور خارجه، ابراهیم یزدی، بر حفظ روابط دیپلماتیک و احترام به کنوانسیونهای بینالمللی تأکید داشتند. در نتیجه، نیروهای انقلابی وارد عمل شدند و مهاجمان پس از چند ساعت سفارت را ترک کردند. این نخستین اشغال سفارت آمریکا در تهران بود، اما برخلاف رویداد آبان ۱۳۵۸، پیامدهای بلندمدتی در پی نداشت و فعالیت سفارت از سر گرفته شد.
صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸، گروهی از دانشجویان که خود را «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» معرفی میکردند، با عبور از دیوارهای سفارت وارد محوطه آن شدند. هدف اعلامشده آنان، اعتراض به پذیرش محمدرضا پهلوی در آمریکا و احتمال تکرار تجربه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. دانشجویان انتظار داشتند که اشغال سفارت اقدامی کوتاهمدت باشد، اما پس از حمایت آیتالله روحالله خمینی از این اقدام، اشغال سفارت به یک ماجرای ۴۴۴ روزه تبدیل شد که روابط ایران و آمریکا را بهطور بنیادین دگرگون کرد. در جریان اشغال سفارت، ۶۶ نفر از کارکنان سفارت و شهروندان آمریکایی حاضر در مجموعه بازداشت شدند. تعدادی از آنان در روزها و هفتههای بعد آزاد شدند، اما ۵۲ نفر تا زمان پایان بحران در ایران باقی ماندند. دانشجویان پس از ورود به ساختمانهای سفارت، حجم زیادی از اسناد را کشف کردند. بخشی از این اسناد پیش از ورود مهاجمان توسط کارکنان سفارت خرد یا امحا شده بود، اما دانشجویان با صرف زمان طولانی، بسیاری از این اسناد را بازسازی کردند. این اسناد بعدها در قالب مجموعهای با عنوان «اسناد لانه جاسوسی آمریکا» در دهها جلد منتشر شد.
با تثبیت اشغال سفارت، مجموعه سفارت آمریکا به محل نگهداری گروگانها و مرکز فعالیت دانشجویان پیرو خط امام تبدیل شد. در طول ۴۴۴ روز، ساختمانهای مختلف سفارت کاربری متفاوتی پیدا کردند. برخی ساختمانها برای نگهداری گروگانها، برخی برای بررسی و بازسازی اسناد و تعدادی نیز به محل استقرار نیروهای مسئول حفاظت از مجموعه اختصاص یافت.
گروگانها در تمام مدت در یک محل نگهداری نمیشدند. به دلایل امنیتی و با توجه به نگرانی از احتمال عملیات نظامی آمریکا، آنان در مقاطع مختلف به ساختمانها و حتی مکانهای دیگری در داخل ایران منتقل شدند. این جابهجاییها بهویژه پس از شکست عملیات «پنجه عقاب» در اردیبهشت ۱۳۵۹ افزایش یافت.
شرایط نگهداری گروگانها در طول بحران یکسان نبود. برخی از آنان بعدها در خاطرات خود از بازجویی، انفرادی، محدودیت ارتباط با خانواده و فشارهای روانی سخن گفتهاند، در حالی که مسئولان ایرانی تأکید میکردند با گروگانها مطابق موازین اسلامی رفتار شده و امکانات اولیه در اختیار آنان قرار داشته است. بررسی خاطرات منتشرشده از هر دو طرف نشان میدهد شرایط نگهداری در طول ۴۴۴ روز، بسته به زمان، محل نگهداری و شرایط سیاسی، متفاوت بوده است. اما قاطعانه می توان گفت که هیچ یک از گروگان ها تحت شکنجه و یا فشارهای جسمی و روحی عامدانه و هدفمند از جانب دانشجویان قرار نگرفته بود و بسیاری از خاطرات گروگان ها ناظر به شرایط کلی اسارت و عدم ارتباط با خانواده ها و ... بود. در همین دوره، دانشجویان پیرو خط امام بخش بزرگی از اسناد خردشده سفارت را بازسازی کردند. این اسناد که بعدها در قالب مجموعه «اسناد لانه جاسوسی آمریکا» منتشر شد، شامل گزارشهای سیاسی، مکاتبات دیپلماتیک، تحلیلهای داخلی، گزارش دیدارها و برخی اسناد مربوط به ارتباط کارکنان سفارت با اشخاص و نهادهای ایرانی بود.
سفارت در اختیار دانشجویان
دولت آمریکا از نخستین روزهای بحران، راهحلهای مختلفی را برای آزادی گروگانها دنبال کرد. در ابتدا، تلاش شد از طریق مذاکره با دولت موقت، دولتهای واسطه و سازمان ملل متحد بحران پایان یابد، اما این تلاشها به نتیجه نرسید.
پس از ناکامی مذاکرات اولیه، دولت جیمی کارتر در فروردین ۱۳۵۹ تصمیم به اجرای عملیات نظامی برای آزادسازی گروگانها گرفت. این عملیات که با نام Operation Eagle Claw (عملیات پنجه عقاب) شناخته میشود، در شب ۴ و ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ آغاز شد. بر اساس طرح عملیات، نیروهای ویژه آمریکا پس از ورود مخفیانه به خاک ایران، میبایست در مرحله بعد به تهران منتقل شده و گروگانها را از سفارت خارج کنند. اما در مرحله نخست عملیات، وقوع طوفان شن، بروز مشکلات فنی در بالگردها و برخورد یک فروند بالگرد با هواپیمای ترابری C-130 در صحرای طبس، موجب شکست عملیات شد. در این حادثه هشت نظامی آمریکایی کشته شدند و عملیات بدون رسیدن به تهران متوقف شد. شکست عملیات پنجه عقاب پیامدهای سیاسی مهمی برای هر دو کشور داشت. در آمریکا، این شکست به اعتبار دولت جیمی کارتر آسیب وارد کرد و در ایران نیز بهعنوان نشانهای از ناکامی آمریکا در مقابله با جمهوری اسلامی مورد توجه قرار گرفت.
تجهیزات نابودشده آمریکایی ها در عملیات طبس
پس از ماهها مذاکره غیرمستقیم با میانجیگری دولت الجزایر، سرانجام دو کشور بر سر مجموعهای از توافقها به تفاهم رسیدند. این توافق که با عنوان بیانیههای الجزایر شناخته میشود، در ۲۹ دی ۱۳۵۹ (۱۹ ژانویه ۱۹۸۱) امضا شد. بر اساس این توافق، آمریکا متعهد شد در امور داخلی ایران مداخله نکند، بخشی از داراییهای مسدودشده ایران آزاد شود و دعاوی مالی دو کشور از طریق «دیوان داوری دعاوی ایران و آمریکا» در لاهه پیگیری شود. در مقابل، ایران نیز پذیرفت گروگانهای آمریکایی را آزاد کند. در ۳۰ دی ۱۳۵۹ (۲۰ ژانویه ۱۹۸۱)، همزمان با پایان ریاستجمهوری جیمی کارتر و آغاز ریاستجمهوری رونالد ریگان، ۵۲ گروگان آمریکایی پس از ۴۴۴ روز از ایران خارج شدند و به الجزایر و سپس آلمان و آمریکا منتقل شدند. البته آمریکا هیچگاه به تعهدات خودش در بیانیه الجزایر پایبند نماند و دارایی ها و املاک مسدود شده ایران در آمریکا آزاد نشد و آمریکا نیز به دخالت آشکار و پنهان در امور داخلی ایران ادامه داد.
آزادی گروگانها به معنای ازسرگیری روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا نبود. دو کشور از ۱۸ فروردین ۱۳۵۹ روابط سیاسی خود را قطع کرده بودند و این وضعیت پس از پایان بحران نیز ادامه یافت. پس از خروج آخرین گروگانها، ساختمان سفارت در اختیار نهادهای مختلف جمهوری اسلامی قرار گرفت. در سالهای نخست، بخشی از مجموعه در اختیار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و برخی ساختمانها نیز برای فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اداری مورد استفاده قرار گرفت. از دهه ۱۳۶۰ به بعد، این مجموعه با عنوان «سفارت سابق آمریکا» یا «لانه جاسوسی آمریکا» شناخته شد. در بخشهایی از محوطه، نمایشگاه دائمی اسناد، تجهیزات و تصاویر مربوط به بحران گروگانگیری ایجاد شد و دیوارهای خارجی سفارت نیز با نقاشیهای دیواری و شعارهای سیاسی پوشانده شد؛ آثاری که به مرور به یکی از شناختهشدهترین نمادهای بصری تهران تبدیل شدند. در سالهای بعد، برخی ساختمانهای مجموعه در اختیار سازمانهایی مانند بسیج دانشجویی و مراکز فرهنگی قرار گرفت و در مناسبتهای مختلف، بهویژه ۱۳ آبان، برنامههای عمومی و نمایشگاههایی در این محل برگزار شد.
امروزه ساختمان سفارت سابق آمریکا دیگر هیچ کارکرد دیپلماتیکی ندارد. روابط سیاسی ایران و ایالات متحده همچنان قطع است و منافع دو کشور از طریق سفارت سوئیس در تهران و دفتر حفاظت منافع جمهوري اسلامي ايران در واشنگتن، در چارچوب سازوکار «حافظ منافع»، پیگیری میشود. بخش عمده ساختمان اصلی سفارت و تعدادی از بناهای اطراف آن همچنان حفظ شدهاند. اگرچه در طول بیش از چهار دهه گذشته تغییراتی در کاربری و فضای داخلی مجموعه ایجاد شده، اما ساختار اصلی آن تا حد زیادی باقی مانده است. دیوارهای بیرونی سفارت، بهویژه نقاشی مشهور «مجسمه آزادی با چهرهای مرگبار» و شعار «مرگ بر آمریکا»، به یکی از شناختهشدهترین جلوههای شهری تهران تبدیل شدهاند و در گزارشهای رسانههای بینالمللی نیز بارها مورد توجه قرار گرفتهاند.
بعد از تسخیر سفارت آمریکا در سال 1358، همه بخش های آن تعطیل شد و رابطه سیاسی دو کشور کاملا قطع شد. سفارت ایران در آمریکا که در شهر واشنگتن و محله اعیان نشین خیابان ماساچوست قرار دارد نیز تعطیل شد و هم اکنون در اختیار وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا می باشد. ایرانیانی که قصد حضور در آمریکا از طریق اخذ ویزای اقامتی و یا توریستی را دارند باید به یکی از کشورهای مجاور سفر کنند و به عنوان مثال در سفارت آمریکا در دبی و یا سفارت آمریکا در ترکیه حاضر شوند و روند اخذ ویزا را دنبال کنند.
دولت آمریکا در تاریخ ۶ دسامبر ۲۰۱۱ اقدام به تأسیس سفارتخانه مجازی آمریکا در تهران بر روی اینترنت کرد. در تاریخ ۱۵ آذر ماه ۱۳۹۰ سفارت مجازی ایالات متحده آمریکا به دو زبان فارسی و انگلیسی آغاز به کار کرد. هرچند این سایت به ظاهر نسخه اینترنتی سفارت محسوب می شد اما از همان ابتدا مشخص بود که دولت آمریکا در صدد ایجاد یک پایگاه رسمی برای انتشار اخبار و تحلیل های ضدایرانی بود و به همین دلیل این سایت به سرعت در ایران فیلتر شد و دسترسی به آن محدود گردید.
بیش از چهار دهه پس از قطع روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا، ساختمان سفارت سابق آمریکا بار دیگر در کانون یک رویداد نظامی قرار گرفت. در جریان حملات آمریکا به ایران در اسفندماه سال ۱۴۰۴، بخشی از مجموعه سفارت سابق آمریکا نیز دچار آسیب شد؛ رخدادی که به دلیل جایگاه نمادین این ساختمان، بازتاب گستردهای در رسانههای داخلی و خارجی داشت.
در جریان موجی از حملات هوایی آمریکا به تهران، انفجارهایی در محدوده خیابان طالقانی و خیابان مفتح نیز رخ داد. تصاویر منتشرشده از محل حادثه نشان میداد که بخش شرقی مجموعه سفارت و قسمتهایی از دیوارهای پیرامونی بر اثر موج انفجار و اصابت مهمات آسیب دیدهاند. همچنین شماری از مغازهها و ساختمانهای اطراف نیز خسارت دیدند. بر اساس تصاویر منتشرشده، خسارتهای واردشده بیشتر شامل بخشهایی از دیوارهای پیرامونی، نما، پنجرهها و قسمتهایی از ساختمانهای مجاور بود. گزارشهای منتشرشده از تخریب کامل ساختمان اصلی سفارت حکایت نداشت و بخش اعظم مجموعه همچنان پابرجا ماند. اگرچه این خسارتها از نظر فیزیکی محدود ارزیابی شد، اما از منظر نمادین اهمیت زیادی داشت؛ زیرا برای نخستین بار پس از اشغال سفارت در سال ۱۳۵۸، این مجموعه در جریان یک حمله هوایی خارجی آسیب دید.
تصاویری از داخل سفارت آمریکا را می توانید در بخش تصاویر در انتهای صفحه مشاهده نمایید. |
سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران، بیش از آنکه یک ساختمان اداری باشد، بخشی از تاریخ معاصر ایران است. این مجموعه از زمان تأسیس خود در دهه ۱۳۲۰ خورشیدی، شاهد تحولاتی بوده که هر یک بر روابط ایران و آمریکا اثر عمیقی گذاشتهاند؛ از گسترش همکاریهای دو کشور در دوران پهلوی گرفته تا انقلاب اسلامی، تسخیر سفارت، قطع روابط دیپلماتیک و تبدیل شدن آن به یکی از شناختهشدهترین نمادهای تقابل سیاسی میان تهران و واشنگتن.
انتشار اسناد سفارت پس از تسخیر آن، این مجموعه را به یکی از مهمترین منابع مطالعاتی درباره روابط ایران و آمریکا در دهههای ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ تبدیل کرد. امروزه، سفارت سابق آمریکا دیگر کارکرد دیپلماتیک ندارد، اما همچنان بهعنوان یک مکان تاریخی و سیاسی، جایگاه ویژهای در حافظه جمعی ایرانیان و در مطالعات روابط بینالملل دارد. آسیب دیدن بخشی از این مجموعه در جریان حملات هوایی سال ۱۴۰۴ نیز نشان داد که این ساختمان، با وجود گذشت دههها از تعطیلی آن، همچنان واجد اهمیت نمادین در تحولات منطقهای است.
منابع
اسناد لانه جاسوسی آمریکا، مجموعه جلدهای منتشرشده
روزنامه اطلاعات و روزنامه کیهان (آرشیو سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹)
گزارشهای خبری و تصاویر میدانی درباره آسیب دیدن ساختمان سفارت سابق آمریکا در جریان حملات هوایی سال ۱۴۰۴. (The Business Standard)
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، اسناد و گزارشهای تاریخی
Barry Rubin, Paved with Good Intentions, Oxford University Press, 1980.
Ervand Abrahamian, A History of Modern Iran, Cambridge University Press, 2008
Gary Sick, All Fall Down: America's Tragic Encounter with Iran, Random House, 1985
James A. Bill, The Eagle and the Lion: The Tragedy of American-Iranian Relations, Yale University Press, 1988
Judgment of the International Court of Justice, United States Diplomatic and Consular Staff in Tehran (United States v. Iran), 24 May 1980
Mark J. Gasiorowski, U.S. Foreign Policy and the Shah, Cornell University Press, 1991
U.S. Department of State, Office of the Historian
United States Diplomatic and Consular Staff in Tehran (United States v. Iran), Judgment of the International Court of Justice, 24 May 1980
Vienna Convention on Diplomatic Relations (1961)
William H. Sullivan, Mission to Iran, W. W. Norton, 1981
تصاویر ویژه از درون سفارت آمریکا