Note
50
جمعی از نویسندگان
مسئله انرژی هسته ای در ایران و اهمیت آن صرفا به سالهای اخیر بر نمی گردد و پیش از انقلاب نیز آمریکایی ها دغدغه زیادی در این مورد داشتند. بمب اتم و تسلیحات هسته ای و غنی سازی اورانیوم و بهانه گیری های پیرامون آنها صرفا بهانه ای برای جلوگیری از خودکفایی ایران در این صنعت مهم است. بررسی برنامه هستهای ایران در دوران پهلوی و تعاملات آن با ایالات متحده در این حوزه، یکی از مسائلی است که در اسناد سفارت آمریکا به آن پرداخته شده است. از آنجایی که برنامه هستهای ایران در دوران پهلوی با کشورهای متعددی همچون فرانسه و آلمان ارتباط پیدا می کرد، آمریکاییها در رقابتی تنگاتنگ با این کشورها قرار گرفته بودند و تلاش میکردند از جزئیات پیشرفت صنعت هستهای ایران مطلع شوند.
در یکی از اسناد، در پاسخ به پرسش یک سناتور آمریکایی درباره تحقیقات جوش هستهای در امیرآباد تهران، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران اظهار داشته است:
«سازمان انرژی اتمی ایران تحقیقاتی در زمینه نیروی جوش هستهای انجام میدهد، اما این تحقیقات به تازگی آغاز شده است.» این پاسخ برای آمریکاییها بیش از حد کلی و مبهم به نظر میرسید.( اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 809)
همکاری فرانسه با رژیم پهلوی در حوزه انرژی هستهای نیز از چشم آمریکاییها دور نمانده بود: «ساخت دستگاههای تولید برق که قرار بود توسط شرکت فراماتوم ساخته و تکمیل شود، همچنان در حال اجرا است و این شرکت امیدوار است سفارشهای بیشتری برای تأسیسات تولید برق هستهای در ایران دریافت کند.»( اسناد لانه جاسوسی - جلد 1 - صفحه 209)
شروع همکاریهای هستهای آمریکا با ایران به دهه ۱۳۴۰ شمسی بازمیگردد: «قرارداد همکاری دوجانبه در زمینه کاربرد صلحآمیز انرژی اتمی، مانند قرارداد سهجانبه امنیتی میان آمریکا، ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، با تأخیر مواجه شد. در نهایت، متن مورد قبول طرفین در خصوص تضمین سرمایهگذاریها تهیه شد، توسط هیئت دولت تصویب گردید و به مجلس ارسال شد.»( اسناد لانه جاسوسی - جلد 6 - صفحه 654)
تا پیش از ریاستجمهوری جیمی کارتر، مسائل مربوط به عدم اشاعه تسلیحات هستهای و پیمان NPT برای آمریکاییها اولویت چندانی نداشت و آنها بیشتر به دنبال کسب سود اقتصادی و تسریع در توسعه انرژی هستهای بودند: «موانع مالی و امنیتی که کمیته مشترک در مسیر همکاریهای چندملیتی برای غنیسازی اورانیوم و موارد مرتبط ایجاد کرده، همکاری واقعی را ناممکن میسازد. اگر به موقع در زمینه همکاری به نتیجه نرسیم، متحدان قادر نخواهند بود به هنگام از این انرژی برای تأمین نیازهای خود استفاده کنند و در بلندمدت، این امر ممکن است بازار اورانیوم غنیشده و تجهیزات مرتبط با صنعت هستهای را بر روی آمریکا ببندد... این موضوع نیازمند رهبری قاطع وزارت امور خارجه و تصویب کنگره است... وزارت امور خارجه باید فوراً این مسئله را با شورای امنیت ملی، کمیسیون انرژی اتمی و کمیته مشترک کنگره در امور انرژی اتمی مطرح کند.»( اسناد لانه جاسوسی - جلد 6 - صفحه 449)
در یکی از اسناد آمده است که: «از رئیس کمیسیون انرژی اتمی آمریکا و تعدادی از کارشناسان برجسته دعوت شد تا در آینده نزدیک به تهران سفر کنند و درباره بهترین شیوه همکاری در زمینههای هستهای گفتوگو و تبادل نظر نمایند.»( اسناد لانه جاسوسی - جلد 1 - صفحه 387)
با روی کار آمدن کارتر، آمریکا ایران را به سمت امضای پیمان NPT و فعالیتهای مشابه سوق داد، اما همکاری هستهای دو کشور عملاً با تغییراتی ظاهری به همان شکل پیشین ادامه یافت:
«به طور نزدیک با شاه و دکتر اعتماد از سازمان انرژی اتمی ایران همکاری کنید، تا راهی پیدا کنید که بتوانیم به اهداف عدم ازدیاد (سلاح) رئیس جمهور برسیم و به یک موافقت دوجانبه با ایران دست یابیم.» (اسناد لانه جاسوسی آمریکا - جلد 1 - صفحه 666)
در سندی در خصوص قرارداد هسته ای بین ایران و آمریکا می خوانیم:
«همان طور که شاه به درستی درک می کند، در طی زمان، منافع ایران و آمریکا در امور انرژی بی شباهت نیست. این هر دو کشور ناچار به صرفه جویی در مصرف نفت و گاز طبیعی برای سوخت خود بوده و باید تأسیسات جایگزین دیگری برای تولید انرژی بیابد. ایران و آمریکا در حال حاضر در جریان مذاکره قراردادی در مورد انرژی اتمی می باشند و ایران درصدد نصب یک نیروگاه هسته ای است. اگر آمریکا نمی خواهد که در این معامله تقریبا ده میلیارد دلاری به وسیله رقبای خارجی حذف شود، باید اولویت بسیار بالایی برای این مذاکرات قائل شود و اطمینان حاصل کند که سفارت ما در تهران به قدر کافی کارمند در این زمینه دارد که این مذاکرات را پشتیبانی و در مورد کلیه علاقه های ایران راجع به انرژی، علوم و تکنولوژی بحث کند.» ( اسناد لانه جاسوسی - جلد 4 - صفحه 231)
«یکی از فروشهای تجارتی بزرگ آمریکا به ایران در ظرف چند سال آینده حدود ۱۰ میلیارد دلار ارزش خواهد داشت و آن راکتورهای اتمی نیرو است، که نتیجه یک موافقت دوجانبه بین ایران و آمریکا در مورد استفادههای صلح آمیز از انرژی اتمی میباشد. رئیس جمهور و شاه در تاریخ ۳۱ دسامبر اعلام کردند کردند که در اصول توافق شده است.» (اسناد لانه جاسوسی آمریکا - جلد 1 - صفحه 673)
به طور کلی، برخی سیاستهای آمریکا در دوران کارتر عبارت بود از:
«این لایحه که در ماه مارس وضع گردیده، مقرر می دارد که کشورهایی که فاقد سلاحهای هسته ای بوده لیکن مصالح و تجهیزات هسته ای آمریکایی را دریافت می دارند باید فعالیتهای صلح آمیز هسته ای خود را تا مارس 1980 در چهارچوب حراستهای بین المللی درآورند، تا بتوانند باز هم صادرات هسته ای آمریکایی و تجدید قراردادی مربوطه را نیز به وجود آورده است. این گونه تجدید قراردادها می تواند بر روابط سیاسی حساس تأثیر بگذارد. ما با جامعه اروپا نیز در زمینه ارائه خدمات هسته ای به توافقهایی دست یافته ایم.
برنامه ارزیابی بین المللی سیکل سوخت هسته ای به ابتکار ما ایجاد گردید و53 کشور به مدت دو سال مشغول انجام مطالعاتی در زمینه سیکل سوخت می باشند که امیدواریم تا پایان سال 1979 اتفاق آرایی را در مورد عدم تکثیر هسته ای مورد نظر ما پدید آورد.
ما تلاشهای خود را در رابطه با گروه عرضه کنندگان هسته ای گسترش داده ایم تا از یک سیاست مشترک در زمینه تکنولوژی «نقاط خاکستری» استفاده شود، که این تکنولوژی منحصرا برای برنامه های هسته ای به کار نمی رود، ولی با تغییراتی می توان از آن برای نقاط حساس هسته ای (همچون غنی سازی و تجدید کاربرد) استفاده نمود.
ما شدیدا خواستار رعایت همه جانبه پیمان عدم تکثیر تسلیحات هسته ای بوده ایم تا از گسترش تکنولوژی تسلیحات هسته ای جلوگیری کرده و توسعه صلح آمیز انرژی هسته ای را سبب شده باشیم ... ما آن دسته از کشورهای دیگر را که مشغول فعالیتهایی در زمینه اتمی بوده اند و اقدامات آنها می تواند بر اهدافمان در رابطه با عدم تکثیر هسته ای تأثیر بگذارد، زیر نظر داشته ایم ... ما همچنان به حمایت خود از اجرای برنامه دور نگهداشتن آمریکای لاتین از تسلیحات هسته ای ادامه خواهیم داد و انتظار می رود که آرژانتین نیز آنرا تصویب نماید. کوبا در آمریکای لاتین تنها کشوری خواهد بود که این قرارداد را تصویب نخواهد کرد.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 7 - صفحه 124 و 125)
تجدید قراردادهای هستهای با چالشهایی در هر دو کشور مواجه شد. در اسناد آمده است:
«در مرور پیمان دوجانبه هسته ای سفیر گزارش داد که کمیسیون تنظیم (امور) هسته ای بر سر آن به نسبت 2 - 2 دچار اختلاف شد که باعث جلب مقداری از توجهات قبل از مطرح شدنش در برابر کنگره خواهد شد.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 1 - صفحه 773)
در نهایت آمریکاییها معتقد بودند: «سیاست عدم اشاعه سلاح های هسته ای در مورد ایران صدق می کند. در عین حال شاه سرمایه گذاری های سنگینی در پرورش و رشد انرژی هسته ای زمان صلح تقبل کرده و نگران است که در آینده به اندازه کافی سوخت هسته ای به دست آورد. ایران از هم اکنون در آفریقای جنوبی و زئیر و جاهای دیگر در جستجوی منابع متنوع برای این گونه سوخت است. می توان انتظار داشت که ایران همچنان به کارخانجات غنی کردن و تکنولوژی مشابه علاقه نشان خواهد داد و با توجه به میزان همکاری های آینده با حکومت آمریکا در زمینه هدف های جهانی هسته ای در نتیجه میزان همکاری های آمریکا، ایران علاقه های خود را برای تأمین عرضه سوخت به دست می آورد.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 1 - صفحه 451)
از دیدگاه آمریکاییها: «در عین حال که فروش تجهیزات نظامی آمریکایی و آموزش های مرتبط با آن سنگین است، ولی رهنمودها همیشه در مد نظر بوده و فروش ها دقیقا تحت نظارت است، تا مانع از خدشه دار شدن روابط یا کاهش توان نظامی ایران گردد. یک قرارداد همکاری هسته ای دوجانبه بین ایران و آمریکا در ژوئیه 1978 در تهران منعقد گردید که اولین نوع آن است. این قرارداد توسعه اتمی، ایران را در محدوده کنترل ها و پیشگیری های قابل قبول برای ما در می آورد و بایستی نمونه و مشوقی برای دیگر موافقتنامه هایی از این قبیل باشد.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 6 - صفحه 819)
آمریکاییها قصد داشتند از ایران به عنوان الگو استفاده کنند تا سایر کشورها را به پذیرش خواستههای خود مجبور سازند: «ایران پیمان عدم اشاعه سلاحهای هستهای را امضا و تصویب کرده است. پس از امضای لایحه همکاری هستهای توسط رئیسجمهور در آوریل ۱۹۷۸، تمام قراردادهای همکاری هستهای باید مجدداً مذاکره شوند و اهمیت بیشتری پیدا کنند. ایران نخستین کشوری بود که این فرآیند برای آن اجرا شد. بنابراین، اهمیت این مذاکرات و تأثیر آن بر حدود ۴۰ کشور دیگر قابل توجه است.»(اسناد لانه جاسوسی - جلد 6 - صفحه 886)
همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی: «پیمانکاران خارجی نیروگاههای اتمی بوشهر و اهواز کار را در مرحلهای ناتمام رها کردند. دولت اعلام کرد که پیمانکاران دو نیروگاه اتمی بدون مشورت قبلی کار را ترک کردهاند... پیمانکاران خارجی این نیروگاههای ناتمام را به سازمان انرژی اتمی تحویل نداده و مشکلات دیگری ایجاد کردهاند. سازمان انرژی اتمی ایران تعدادی از متخصصان خود را برای حراست از تأسیسات موجود مأمور کرد... که در حال بررسی بهترین شیوه استفاده از تأسیسات موجود هستند. فریدون صحابی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، اظهار داشت که نیروگاههای اتمی ناقص فعلی را نمیتوان به نیروگاههای تولید برق تبدیل کرد زیرا سیستم آنها بسیار پیچیده است.( اسناد لانه جاسوسی - جلد 10 - صفحه 543) ... کارشناسان انرژی در ایران خواستار ارزیابی مستقل پروژه ۸ میلیارد دلاری نیروگاه هستهای با آلمان غربی شدند. این پروژه مربوط به تکمیل دو راکتور ۱۲۰۰ مگاواتی نزدیک بوشهر است. با وجود اینکه سازمان انرژی اتمی ایران تاکنون نزدیک به ۲.۷ میلیارد دلار برای این راکتورها هزینه کرده، تنها ۶۰ درصد پروژه تکمیل شده است.»( اسناد لانه جاسوسی - جلد 10 - صفحه 175)
نهایتا، «رئیس سازمان انرژی اتمی ایران به سفارت اطلاع داد که برنامه انرژی هستهای ایران که پیشتر جاهطلبانهترین طرح در میان کشورهای جهان سوم بود، عملاً متوقف شده و کار روی پروژههای آلمانی و فرانسوی پایان خواهد یافت و تکنسینهای خارجی به کشورهای خود بازخواهند گشت.»( اسناد لانه جاسوسی - جلد 3 - صفحه 389)