در حال دریافت اطلاعات

لطفا منتظر بمانید!

یادداشت؛

اردشیر زاهدی

رضا مهوشی

اردشیر زاهدی

هرگاه سخن از حکومت پهلوی و دربار شاه در میان باشد بدون شک نام اردشیر زاهدی به عنوان یکی از پرنفوذترین شخصیت های آن دوران به میان خواهد آمد. او کسی بود که حداقل ۲۵ سال از عمر خود را در خدمت رژیم پهلوی به سر برد و فارغ از روابطه خویشاوندی که با شاه پیدا کرد، محرم اسرار وی نیز بود. اردشیر فرزند فضل‌الله زاهدی عامل کودتای ۲۸ مرداد 1332 بود و در تمام مراحل این کودتا در کنار پدرش بود و مشق سیاستمداری و سرسپردگی به دربار پهلوی را آموخت. اردشیر پس از این کودتا توانست پله های ترقی را طی کرده و پس از اینکه آجودان شاه شد توانست مهمترین اتفاق زندگی اش یعنی ازدواج با دختر شاه را رقم بزند. اردشیر زادهی در دو مطقع زمانی به عنوان سفیر ایران در آمریکا فعالیت می کرد. وی در مقطع اول از ۲۵ اسفند ۱۳۳۸ تا ۱۲ اسفند ۱۳۴۰ سفیر ایران در آمریکا بود برای بار دوم از ۱۶ اسفند ۱۳۵۱ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ این مسئولیت را بر عهده داشت. داماد شاه از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۵ سفیر ایران در انگلستان و از ۲۲ دی ۱۳۴۵ تا ۲۱ شهریور ۱۳۵۰ نیز وزیر امورخارجه ایران بود.

انتصاب زاهدی به عنوان سفیر ایران در آمریکا بحث های زیادی در میان محافل سیاسی به دنبال داشت و بسیاری معتقد بودند که وی فرد مناسبی برای این منصب نیست. در اسناد لانه جاسوسی آمریکا در این باره نوشته شده است:

«برای این انتصاب سه دلیل وجود داشت. اول اینکه شاه در مورد مقالات انتقادی مطبوعات آمریکا در مورد ایران نگران است. دوم، شاه فکر می کند گروهی از افراد ضد شاه در حال نفوذ یافتن بر شخصیت های معروف آمریکایی و مطبوعات آن می باشند. سوم، شاه قصد دارد که تلاش های جدی تری برای خنثی نمودن شکایات و ادعاهای دانشجویان ایرانی خارج از کشور اعمال نماید» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 236)

نظر نهایی ماموران سفارت در خصوص این انتصاب آن است که «انتصاب زاهدی مثال دیگری از حکومت فردی و دخالت شاه در جزئیات امور دولتی می باشد.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 236)

زاهدی تجربه این کار را نداشت و اقدامات وی در این منصب از دیدگاه سفارت مورد انتقاد بود. در سندی می خوانیم:

«زاهدی گروه بزرگی از جوانان که اکثرا هم بی تجربه هستند را انتخاب نموده تا در واشنگتن به وی بپیوندند. (اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 236) «شاه تصور می کند زاهدی از سلف خویش در کسب کمک اقتصادی و نظامی بیشتری برای ایران موفق تر باشد.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 236)

اردشیر زاهدی علاقه بسیار زیادی به غرب و آمریکا داشت و این نکته بر سفارت آمریکا پوشیده نبود تا جایی که در اسناد نوشته شده است که «زاهدی  ایالات متحده را خانه (کشور) دوم خود می داند.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 545)

همانطور که در مقدمه هم مورد اشاره قرار گرفت، زاهدی یکی از محارم اسرار شاه بود و ارتباط بسیار نزدیکی با وی داشت. سفارت حتی در زمان هایی که احساس می کرد شاه حال مناسبی ندارد تلاش می کرد تا زاهدی را به دیدار وی بفرستد. در سندی می خوانیم:

«یک مقام رسمی وزارت دربار که اسکات  (رئیس شرکت آلیس چالمرز)  را می شناسد گفت که روحیه شاه خراب است، و دوست واقعی برای مشورت ندارد. اسکات چنین پیشنهاد داد، که احتمالاً سودمند خواهد بود اگر زاهدی بیش از همیشه از ایران دیدن کند، برای اینکه او تنها کسی است که در زمانی که شاه بشدت نیاز دارد، می تواند نقش دوست و محرم اسرار را برای او داشته باشد.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 1 - صفحه 310)

اردشیر زاهدی چند ویژگی برجسته داشت. او بسیار خوشگذارن و عیاش و زن باره بود و هیچ ابایی هم از اینکه به عنوان دوستدار آمریکا شناخته شود، نداشت. او در سال‌هایی که سفیر ایران در آمریکا بود به برپایی میهمانی‌های پرخرج و تجملاتی، عیاشی‌ها و ولخرجی‌های بی حساب از سرمایه ملت ایران مشهور شده بود.

سندهایی که در میان اسناد لانه جاسوسی در مورد اردشیر زاهدی وجود دارد موضوعات مختلفی را شامل می شود. ارتباط نزدیک وی با شاه، دشمنی با برخی شخصیت ها همچون هویدا، نقش زاهدی در ازدواج شاه با فرح، روحیه آمریکا دوستی زاهدی، اقدامات او پس از انقلاب برای براندازی و احیای سلطنت پهلوی و ... از جمله این موضوعات می باشد.

اردشیر زاهدی تحصیلات خودش در رشته کشاورزی را در آمریکا به سرانجام رساند و وقتی به ایران برگشت چون پدرش انسان شناخته شده ای بود و در مدت تحصیلش توانسته بود دوستان آمریکایی زیادی پیدا کند توانست در «کمیسیون مشترک ایران و آمریکا» مشغول به کار شود. وی اداره «اصل چهار ترومن» را برعهده داشت و به این مسئله افتخار می کرد و از اینکه جزو عوامل «اصل چهار ترومن» به عنوان یک برنامه کاملا آمریکایی شناخته شود، ابایی نداشت. یکی از اسناد لانه جاسوسی در این رابطه می‌گوید:

«او از نظر سیاسی و سلیقه‌های شخصی به شدت طرفدار آمریکاست. در دانشکده یوتا تحصیل کرده و برخلاف بعضی از ایرانیان اکراهی از اظهار اینکه یکی از افراد وابسته به اصل چهارم ترومن در اوایل دهه پنجاه بوده ندارد.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 545)

او در چهارچوب این «اصل» مستقیماً زیر نظر یک آمریکایی در ایران فعالیت می‌کرد:

«زاهدی پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشت و به عنوان دستیار وی ویژه «فرانکلین. اس.هاریس» رئیس هیئت اجرایی ایالات متحده و مسئول کمیسیون توسعه روستایی مشغول به کار شد.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 546)

زاهدی آمریکایی ها را دوست می پنداشت و هر اقدامی که علیه آنها صورت می گرفت را محکوم می نمود. شاید نتوان قاطعانه و مستند مدعی شد که او از عوامل سازمان سیا بوده است اما قطعا کمک های فراوانی به اقدامات این سازمان در ایران نموده است.

در  یکی از اسناد لانه جاسوسی آمده است که زاهدی از افشای نام اعضای «سیا» در میان مناصب رده بالای حکومت پهلوی مضطرب شده بود ودر صدد جلوگیری از آن بود. در این سند آمده است:

«آموزگار گمان مى‌کرد عنصرى از فراماسون‌ها در کار فاش ساختن لیست سیا دست داشته است. وى گفت که چندى پیش از او خواسته شده بود به آنها ملحق شود، اما چون نفع ویژه‌اى در این امر نمى‌دیده، امتناع ورزیده بود. وى خاطرنشان کرد که زاهدى، وزیر امورخارجه، تا حد زیادى از علنى شدن لیست مزبور، مضطرب است و آن را عملى غیرمسئولانه و بدخواهانه مى‌داند. زاهدى کوشش‌هایى را که براى کشف منشاء این قضیه صورت مى‌گیرد، تشویق مى‌کند.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 201)

 

در مورد عیاشی و خوشگذرانی زاهدی در اسناد آمده است:

او به طور چشمگیری پارتی برگزار می کند و از اعضای برجسته واشنگتن و کنگره آمریکا دعوت به عمل می آورد. ولخرجی های او در مهمانی ها برای ایران مشکلاتی به بار آورده است. اما شاه برای تماس داشتن با او ارزش قایل می شود. (اسناد لانه جاسوسی- جلد 1 - صفحه 273)

زاهدی از جمله کسانی بود که با زیرکی توانسته بود به مناصب بالا دست پیدا کند. هرچند او سعی می کرد که دستیابی به این جایگاه را به ناشی از ویژگی های مثبت حکومت پهلوی و تلاش های خودش نشان دهد اما همگان می دانستند که او چگونه به این جایگاه رسیده است. در یک سند می خوانیم:

«او زمانی به دانشجویان ایرانی در آمریکا گفته بود: ببینید ایران چگونه برای ترقی جوان‌هایش مناسب است و من به چنین پستی رسیده‌ام. یکی از دانشجویان نیز در جواب گفت: بلی، ولی شاه فقط یک دختر دارد.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 1 - صفحه 273)

 

اردشیر زاهدی خود را دست راست شاه می پنداشت و حاضر نبود تابع و زیردست شخص دیگری باشد. او حتی زمانی که وزیر امور خارجه هم بود به صورت مستقیم به شاه گزارش می داد و نخست وزیر را نادیده می گرفت به همین سبب از اشخاصی همچون هویدا نفرت داشت. یکی از اسناد لانه جاسوسی دلیل این تنفر را این‌گونه ذکر کرده است:

«ارتباط زاهدی با امیرعباس هویدا نخست‌وزیر هیچگاه خوب نبوده است. بخشی به علت اختلافات سیاسی که بین آنها وجود دارد و بخشی به دلیل امتناع زاهدی از اینکه خود را تابع دستورالعمل‌ها و اوامر هویدا در نظر بگیرد.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 545)

 

همچنین در سند دیگری آمده است: «اردشیر زاهدی تا سال ۱۹۷۱ وزیر خارجه کابینه امیرعباس هویدا بود. ولی به علت اینکه گزارش کار خود را مستقیماً به شاه می‌داد هویدا از او ناراحت بود. زاهدی در ۱۹۷۱ به آمریکا رفت و از آنجا به اطلاع شاه رساند: «یا من یا هویدا» ولی هویدا در این میان برنده شد. زاهدی هم گفت دیگر به ایران باز نمی‌گردد.» (اسناد لانه جاسوسی- جلد 1 - صفحه 273)

 

اردشیر زاهدی را باید بازیگر اصلی در ازدواج شاه با فرح بدانیم. در سندی در این رابطه می‌خوانیم:

«در ماه می سال ۱۹۵۹ زاهدی نقشی در به هم رسیدن شاه و همسرش ایفا نمود. فرح نزد زاهدی رفت تا در مورد ادامه تحصیلاتش در پاریس با وی مذاکره کند. (در آن زمان زاهدی مسئول دانشجویان خارج از کشور بود) او فرح را به خانه آورد تا با محمدرضا ملاقات نماید. شهناز دختر شاه (از فوزیه) راجع به فرح و قابلیت‌های وی در احراز مسئولیت‌های یک ملکه با پدر صحبت نمود. در تابستان همان سال در خانه زاهدی به فرح پیشنهاد شد تا با شاه ازدواج کند(کتاب اسناد لانه جاسوسی - جلد 8 - صفحه 546)

 

زاهدی در آستانه انقلاب اسلامی ایران تمام تلاش خود را به کار بست تا به هر نحو ممکن از وقوع انقلاب جلوگیری کند و به شدت مشوغل ساماندهی نیروهای طرفدار شاه و سرکوب مخالفان بود. سولیوان سفیر آمریکا در سندی به تاریخ ۱۴ دی ۱۳۵۷ و در آستانه فرار شاه از کشور می‌نویسد:

 

«ما می دانیم که زاهدی، مقدم، سناتور موسوی و سایرین سرگرم تماس با مذهبی ها یا بازاری ها هستند و تلاش می کنند آنها را خریداری کرده یا حمایت آنها را از یک راه حل معتدل جلب نمایند مبنی بر اینکه شاه به عنوان یک حاکم در چهارچوب قانون اساسی باقی بماند ... به نظر می رسد تظاهر کنندگان هیچ درخواستی به جز کناره گیری فوری شاه نداشته باشند» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 10 - صفحه 7)

همچنین در سند دیگری آمده است:

«زاهدی سعی دارد یک گروه از بازاری ها را (او صحبت از 2 هواپیمای دربست پر می کرد) برای فشار وارد کردن روی خمینی که موضعش را نرم کند به پاریس بفرستد. او می گوید اینها اشخاص بااهمیتی هستند که از آشوب اقتصادی فعلی صدمه می بینند. او امیدوار است که چند روحانی نیز با آنها باشند.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 3 - صفحه 310)

 

در برخی از اسناد نیز  به تاثیر و نفوذ اردشیر زاهدی در آشوب‌های طرفداران شاه در نقاط مختلف کشور اشاره شده است. در یکی از این اسناد چنین آمده است:

«گزارشات شما و اخبار مطبوعات حاکی از آنند که تظاهرات اصفهان و سایر شهرها در طرفداری از شاه تحت حمایت دولت است و یا لااقل از سوی دولت پذیرفته و مورد قبول قرار گرفته است. نگرانی ما به خصوص درباره خشونتهای اخیر شیراز است که حالتی ضدبهایی و به قولی ضدیهودی به خود گرفته اند. افسران امنیتی دولت ایران به یکی از شرکتهای آمریکایی توصیه کرده اند کارکنان خود را از این مسایل که خیلی خطرناک هم توصیف شده اند به دور نگه دارد. از تجربه گذشته سفیر زاهدی و تلاشهای او در رابطه با تحریک به خشونت هایی به طرفداری از شاه اطلاع داریم. از بررسی شما درباره تظاهرات اخیر در طرفداری از شاه متشکریم. بهتر این است که مسایل زیر را تحت نظر داشته باشید. آیا این تظاهرات را دولت ایران پشتیبانی می کند، نقش زاهدی چیست، آیا گروههای طرفدار شاه هم در حملات به اقلیتها نقش و استعدادی دارند،» (اسناد لانه جاسوسی آمریکا - جلد 9 - صفحه 595)

در دو سند دیگر به صراحت از نقش زاهدی در هماهنگی طرفداران شاه سخن به میان آمده است:

«اردشیر زاهدی روز ۱۸ دسامبر (۲۷ آذر ۱۳۵۷) به اصفهان خواهد رفت تا سعی کند که طرفداران متعصب شاه را هماهنگ نماید تا از برخوردهای بیشتر آنها جلوگیری کند.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 3 - صفحه 310)

«اصفهان و مشهد کماکان دارای عامل بالقوه ای برای بروز مشکلات جدی هستند. اردشیر زاهدی برای هماهنگ نمودن احساسات شدید طرفداران شاه به اصفهان عزیمت نموده است. بر اساس نقل قولها، آنها گروه جوانی می باشند که به یک دارودسته خیابانی شباهت دارند.» ( اسناد لانه جاسوسی آمریکا - جلد 9 - صفحه 619)

 

در یکی از سندهای لانه جاسوسی به نقش اردشیر زاهدی در ایجاد اختلاف در صف راهپیمایان روز عاشورای سال ۱۳۵۷ اشاره شده است. سولیوان سفیر آمریکا در ایران می نویسد:

 

«اردشیر زاهدی که مذاکره کننده اصلی دولت برای برنامه راهپیمایی بود، در غروب آن روز [عاشورای 1357] به من [سولیوان] گفت: که تعدادی از افراد ما نیز در این تظاهرات شرکت کردند و سعی نمودند که آن را به سوی اعتدال سوق دهند. وی همچنین متذکر شد که «عده ای از میانه روها» به جای عکس خمینی، عکس شریعتمداری را حمل می کردند. » (اسناد لانه جاسوسی آمریکا - جلد 9 - صفحه 562)

 

یکی دیگر از اسناد لانه جاسوسی به نقل از سولیوان از این مطلب پرده برمی دارد که زاهدی بنا داشته تا کودتای 28 مرداد را یکبار دیگر تکرار کند. در این سند به تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۵۷ چنین آمده است:

«روز اول نوامب در زمانی که من در قصر بودم، زاهدی به شاه تلفن کرد و تاکتیک هایی که در تلکس گزارش شده پیشنهاد کرد. شاه حرف او را به سرعت قطع کرد با گفتن این که این تکرار 1953 نیست و حتی شبیه آن شرایطی که دو هفته پیش زمانیکه زاهدی این جا بوده هم نیست.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 2 - صفحه 17)

 

زاهدی بدون شک در حلقه اصلی تصمیم گیران دربار پهلوی بود. در یکی از اسناد لانه جاسوسی در خصوص اصلی ترین تصمیم گیران حکومت آمده است:

«15 نفری که در تصمیم گیری های مملکتی از مشاوران نزدیک شاه بودند عبارتند از: .... اردشیر زاهدی که در حال حاضر سفیر ایران در آمریکاست.» (اسناد لانه جاسوسی- جلد 1 - صفحه 327)

در سندی که توسط سازمان سیا تهیه شده است صحبت از حلقه داخلی شاه در میان است. «حلقه داخلی شاه بیشترین نفوذ را بر وی دارد و طرق ارتباط با بخشهای مهم جمعیت را فراهم می کنند» نام اردشیر زاهدی نیز در فهرست کسانی است که در این سند آمده است. ( اسناد لانه جاسوسی - جلد 1 - صفحه 241)

 

یکی از اسناد لانه جاسوسی به تاریخ 17 بهمن 1357 درخواست کارکنان وزارت خارجه برای برکناری اردشیر زاهدی از سمت سفارت ایران در آمریکا را مطرح کرده است: «انجمن کارمندان انقلابی وزارت امور خارجه که هنوز به تحصن خود ادامه می‌دهند، خواستار برکناری زاهدی سفیر ایران در آمریکا شدند.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 10 - صفحه 53)

 

پس از انقلاب نیز زاهدی در راس کسانی قرار داشت که برای براندازی نظام جمهوری اسلامی تلاش می کرد. یکی از اسناد لانه جاسوسی با استناد به گزارش‌های مطبوعاتی داخلی کشور به نقش اردشیر زاهدی در فعالیت‌های ضد انقلابی علیه جمهوری اسلامی ایران اشاره کرده است:

««روزنامه اطلاعات تیتر اصلی شماره 28 مارس خود به توطئه علیه انقلاب اختصاص داده بود. طبق این گزارش، شاه 2 میلیارد دلار به گروهی از ایرانی های مستقر در لندن پول داده است تا صرف فعالیت های ضدانقلابی کنند. نام و عکس هفت توطئه گر اصلی نیز چاپ شده بود، که عبارتند از: اردشیر زاهدی، تیمسار هاشمی نژاد، نخست وزیر سابق شریف امامی، آقا خان بختیار، استاندار سابق آذربایجان شرقی، اسکندر آزموده، مدیر سابق پروژه جزیره کیش محمود منصف، علی عبده.»  (اسناد لانه جاسوسی - جلد 10 - صفحه 253)

ارتباط زاهدی با قاچاقچیان اسلحه نیز در سندی مورد اشاره قرار گرفته است:

«کانون فرهنگی و سیاسی اعراب در قاچاق سلاح از عراق دست داشته است و برخی از وابستگان شاه یک میلیارد ریال برای اجیر کردن قاچاقچی به منظور ایجاد آشوب در منطقه صرف کرده اند، و مدارکی در دست است که نشان می دهد سفیر سابق ایران در آمریکا، اردشیر زاهدی، با قاچاقچیان سلاح تماس داشته است.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 10 - صفحه 444)

به عناون حسن ختام این یادداشت و برای شناخت بهتر اردشیر زاهدی می توانیم به دیدگاه هنری پرشت مدیر بخش ایران در وزارت خارجه آمریکا در مورد زاهدی که در یکی از اسناد لانه جاسوسی منتشر شده است اشاره کنیم:

«من زاهدی را در مورد سر و کار داشتن با بحران ایران یک همتای فاجعه انگیز می دانم. به نظر من او کاملاً از منافع شخصی خود پیروی می کند و فاقد حسن قضاوت است و تمایل دارد به اینکه براساس اطلاعات نادرست و بد سریعاً اقدام کند. متأسفم از اینکه معتقدم که مشورت ها و توصیه های او یکی از عوامل نیرومند مؤثر بر نظریه های کاخ سفید بوده است.» (اسناد لانه جاسوسی - جلد 2 - صفحه 62)

 

اردشیر زاهدی پس از پیروزی انقلاب از یک سو ارتباط خود را با شاه قطع نکرد و تا لحظه مرگ وی با او ارتباط داشت، و از سوی دیگر همراه با چهره‌هایی مانند ارتشبد اویسی و سپهبد پالیزبان، میلیون‌ها دلار در راه براندازی جمهوری اسلامی ایران خرج کرد. زاهدی در سالهای پایانی عمر خویش در مصاحبه هایی که انجام داد به تمجید از عملکرد جمهوری اسلامی پرداخت و به همین دلیل نیز مورد هجمه جریانات ضدانقلاب قرار گرفت.  وی سرانجام در ۲۷ آبان ۱۴۰۰ در ۹۳ سالگی در مونترو سوئیس درگذشت.

  1. 1
  • اردشیر زاهدی
  • دربار
  • پهلوی
تصاویر
CAPTCHA

یادداشت‌های مرتبط

یادداشتی یافت نشد!

موارد مرتبط

مورد مرتبطی یافت نشد!