MediaSubject
11
بیان مساله
یکی از مسائل برجسته در روایت تاریخ پهلوی، تکیه به قدرت نظامی این رژیم و برجسته سازی آن در راستای نمایش چهره ای مقتدر از پادشاهان این دوره بوده است. مروری بر اسناد لانه جاسوسی نشان می دهد که وضعیت حقیقی ارتش پهلوی نه تنها مقتدرانه نبوده بلکه این نیروها بدلیل اتکا به شخص شاه و فرمانبرداری از مستشاران آمریکایی، اعتماد به نفس لازم را نداشتند و پیش بینی های ناخوشایندی نسبت به آینده ایران با وجود استمرار آن قوای نظامی ارائه می گردید.
در یکی از اسناد لانه جاسوسی آمده است
«نیروهای مسلح ایران نمیتوانند حملههای خارجی از دو جهت را متوقف کنند و یا حمله یک قدرت بزرگ را به تأخیر بیندازند. ایران قادر است که حملهای از جانب #عراق را متوقف کند ولی احتمال از دست دادن قسمتی و یا تمام مرز آبرفتی بین ایران و عراق وجود دارد» اسناد لانه جاسوسی، ج1، ص۴۲۳. (آبان ۱۳۵۵)
در سند دیگری، جنگ فرضی و مانور ارتش شاهنشاهی نیز مورد تمسخر واقع شده است:
«رزمایش اصلی فرود کماندوها در جزیره خارک بود که با شرکت کشتی لارک، هاورکرافت و هلیکوپترها انجام شد. ولی شواهد محکمی دال بر اینکه این بخش از رزمایش واقعاً انجام شده باشد در دست نیست!
رزمایش های دریایی و شلیک های سطحی، بدون شلیک موشک، صورت گرفت. از آنجایی که هیچ ناظر خارجی اجازه نظارت بر رزمایش را نداشت، از وسعت رزمایش و میزان مهارت ناوگان اطلاعی در دست نیست.
یک قایق تهاجمی تندرو در جزیره خارک با سرعت زیاد وارد خشکی شد و پروانه اش شکست! یک افسر ایرانی گفت که برقراری ارتباط در رزمایش خیلی سخت بود.
احتمالاً طرح اصلی رزمایش شامل کشتی های بیشتری بوده است که به سبب مشکلات تعمیر و نگهداری و یا مشکلات دیگر نتوانستند در رزمایش شرکت کنند. این رزمایش در مقایسه با استانداردهای غرب به هیچوجه نشان دهنده قدرت یک نیروی دریایی نبود. (اسناد لانه جاسوسی، ج۱۱، ص۴۹۷.)
«دولت ایران را تشویق کنید تا بدون اینکه به هیچ وجه وابستگیش و احتیاجش به کمک و راهنمایی ارتش ایالات متحده آمریکا کم بشود، مسئولیت بیشتری در مورد تکنیکهای مدیریت و برنامه ریزی و تشکیلات دهی کارمندان نظامی به عهده گیرد...» (اسناد لانه جاسوسی، ج۱، ص۲۲)